اشارهای به سخنان اخیر یکی از ملاامامان هزاره در کابل
اخیرا یک ملا امام هزاره بیست سال انتحار و آدمکشی و انفجار مکتب و دانشگاه و زایشگاه توسط طالبان را«مجاهدت در راه خدا» لقب داده و از آن ستایش کرده است.

این سخن واکنشهای بسیار برانگیخته است و با موجی از محکومیت و ناخرسندی مواجه شده است. این واکنش ها موجه و قابل درک است، اما ملاامام بیچاره بیرون از مقتضای منطق زمان خود عمل نکرده است.
دیریست که مذهب تبدیل به کالا شده و مانند هر کالای دیگری باید تابع عرضه و تقاضا باشد و خرید و فروش شود.
اغلب کسانی که این ملا را محکوم کرده از مروجان حامیان کالا شدن دین و مذهب هستند. معنای سخن محکوم کنندگان این است که دینفروشی عیب نیست، اما فروختن به طالب خوب نیست.
شورای علما هم همین کار را کرد، منتهی ماهرانهتر. مذهب اکنون دیریست که یک برند تجاری شده است نه مرجع ایمان.

همه دستاندرکاران امور مذهبی تاجر هستند و کالای مذهب مبادله میکنند. مگر این کالا به اشرف غنی و کرزی کم فروخته شد؟! عیب ملا امام ناشی این است که جنس بنجل خود را با امید بسیار به صاحب سوپر مارکیت دیانت عرضه کرده است. اگر میخواهیم با دین هر نوع نجاست از جمله نجاست انتحار تطهیر نشود، دین را از کالا بودن خارج کنیم . وقتی که همه درگیر این تجارت هستیم، عیبجویی از یک ملای طمعکار که متاع خود را ناشیانه در بازار عرضه کرده، فایده چندانی نخواهد شد. مرجع ایمان را به منبع معیشت تبدیل کردن از این پیامدها بسیار دارد.
نویسنده: علی امیری