مردم حبشه می گویند “خدای ما پوستش سیاه و دماغش پهن است”. این سخن از کسنوفانس فیلسوف یونان باستان است وی می گفت هر موجودی که قدرت تصور داشته باشد، خدا را به صورت خود تصویر می کند.
مثلا مردم شمال اروپا می گويند خدای ما چشمهای آبی موی طلایی دماغ بلند و پوست سفید دارند. شیر، اسپ و یا هر موجود دیگر اگر قدرت تصور را داشت، همین کار را می کردند.

در ادیان ابراهیمی مطلقا خداوند به صورت انسان تمثیل شده. در کتب مقدس می خوانیم خداوند زمین و آسمان را خلق و بعد در زمین به صورت انسان، چند صباحی بود او را به صلیب کشاند و بعد از سه روز زنده شد و به آسمان رفت. در سفر ایوب می خوانیم که یهوه خدای یهود با مشت آهنین در مقابل ایوب ظاهر می شود. ایوب در اوج رنج و عذاب تبدیل به سخنگوی همه رنجدیدگان عالم می شود و از رنج آنها از خدای قوم یهود می پرسید که چرا چنین می کنی؟ در اسلام حدیث داریم که خدا انسان را به صورت خود، خلق کرده است و یا مثلا سخن از یدالله آمده و اینکه در عرش خود قرار دارد و… در ادیان ابراهیمی خداوند شخصوار توصیف شده است. به نظرم این تمثیل، و تجسم این اشکالات را دارد اول اینکه خداوند را محدود به زمان و مکان می کند چون جسم است و جسم ساکن در مکان و متحرک در زمان است دوم اینکه تجسم یعنی مادیت و خداوند ماده نیست. خداوند نه ماده است و نه محدود. خداوند ابدی و سرمدی و همه هستی است. نکته دیگری که در ادیان ابراهیمی داریم این است که خداوند در زمین نماینده دارد. نمایندگان او در زمین در نیابت و وکالت از جانب او عمل می کنند. مشکل بزرگ در ادیان ابراهیمی، مشکل خدا نیست مشکل نماینده و وکیل خداوند است. روحانیون در ادیان ابراهیمی به وکالت از خدا، عمل می کنند جنگ شان و همه رفتار و اعمال شان نیابتی هستند. مردم واقعا گرفتار این نماینده ها شده اند. کسنوفانس فیلسوف یونانی قبول نداشت که خدای مردم حبشه سیاه و دماغش پهن است او توهمات و اوهام بشری را مسخره می کرد. حقیقت مساله همین است که خداوند نه ماده است و نه صورتش مثل انسان است و نه نماینده ستمگر و ظالم در زمین دارد که دانشمندان را آتش بزنند و حرث را قطع و نسل را نابود نمایند این چیزهای هست که ما خود ساخته ایم.