به روز نهم سپتامبر شورای مقاومت به مناسبت سالیاد “شهادت فرمانده احمدشاه مسعود” نشستی را راه اندازی کرده بود که در آن آقای عبدالرب رسول سیاف از طریق فضای مجازی سخنرانی کرد.

سیاف از کارکشتهگان سیاست است و از بازماندگان مهم دوران جنگ سرد به حساب میآید که در ۴۵ سالِ اخیر سیاست در افغانستان نقش بسیار مهمی داشته است. من در مسافرت هستم و تنها توانستم سخنان آقای سیاف را به دقت بشنوم. به باورم آقای سیاف که سخنران برجستهیی است یکی از بدترین سخنرانیهایش را در این ۲۰ سال پسین ارایه کرد. اینجا چند نکته مهم این سخنرانی را بر میشمرم.
سیاف گفت که فرمانده مسعود شخصیت فروتن بود و اخلاق عالی انسانی داشت. او وقتی خانوادهاش را به جایی منتقل میکرد، خود رانندگی مینمود. شبی مرا [سیاف] دعوت کرد. او یک اطاق کوچک برای مهمانان داشت. در آنشب دریافتم که آقای مسعود خدمتگار ندارد و خود گهی دسترخوان و گهی بشقاب را میآورد که پاکنفسی فرمانده را به نمایش میگذاشت.
حالا پرسشی که ذهن هر شنونده این سخنرانی را مشغول میسازد اینست که چرا بازماندگان مسعود از این اخلاق عالی وی نیاموختند. مردم کاروانهای بیحساب، زندگی مجلل، مارکیتهای تجارتی و املاک فراوان صد ها شاگرد مسعود را به خاطر دارند.
نکته دیگر که توجه شنونده این سخنرانی را به خود جلب میکند فرهنگ زندگی خود آقای سیاف است. همه به وضوح بهیاد دارند و میدانند که سیاف دارای ملکیتهای بیشمار، زندگی شیخگونه، اثرگذاری مستقیم به ارگ، سپیدار، پارلمان و همه قُلدر های دوران جمهوریت داشت. وقتی شما از ویژگیهای فرمانده مسعود یاد میکنید، چرا هیچیک از شما آنرا در زندگی، اخلاق، فرهنگ سیاسی و اجتماعی تان ترویج و تطبیق نکردهاید. چرا شما این همه مزایای معقول را تنها برای دیگران توصیه میکنید؟
در اینصورت میشود نتیجه گرفت که شما همه به آرمانهای مسعود خیانت کرده اید. راستی فراموش نکنم که شما هر بار در سالیاد مسعود دروغ گفتهاید. مردم آن سخنرانیهای «باشکوه» را در خیمه بزرگ لویه جرگه به خوبی به یاد دارند. همهی تان را میگویم. در اینجا هیچ استثنای وجود ندارد. همهی شما دروغ گفته اید.
در جایی دیگر سیاف میگوید که مسعود یک مسلمان پاک و انسان با ایمان بود. حتا گاهی تا یک شب در نشستها با ما میبود و قبل از رفتن به خانه، وضو میگرفت که نشانهیی از اعتقاد و صداقت عمیق وی با دین بود.
وقتی شما به عنوان یک انسان با تحلیل به این جملات دقت میکنید در مییابید که آقای سیاف خود و همه قدرتمندانی را که به نام مسعود تجارت سیاسی کردند محکوم به ضعف اعتقادی میکند. چرا که در ۲۰ سال پسین اصلا اعتقاد و دین جایش را به نبرد و مسابقه درونی حامیان مسعود برای رسیدن به مقام معاونیت نخست رییسجمهور، ریاست پارلمان، وزارتها، سفارتها، وکالتها و مشاوریتهای ارشد سپرده بود.
بیایید اعتراف کنید! مگر چنین نبود. مردم حافظه دارند و همهچیز را به خاطر دارند. راستش اینست که نه آقای سیاف و نه هم آنانیکه به نام مسعود دکانهای پردرآمد بازکرده بودند، کوچکترین شباهتی به رهبر خود چه، که حتا به یک مسلمان کاملا عادی نداشته اند.
بیایید راست و شفاف سخن گوییم. اگر واقعا حامیان مسعود دارای تعهد، تشکل و استراتژی میبودند و با استفاده از حضور در قدرت خدمات شایسته ارایه داشته و اعتماد مشروع مردم را بدست میآوردند، حالا تالبان جرآت رسیدن به ارگ را میداشتند؟ چرا نمیگویید که جنایات، فساد گسترده سیاسی، خود برتربینی منطقهیی، مافیاگرایی، قدرتطلبی بیانتها، فراکسیونیسم داخلی، بیتوجهی به نسل جوان، ضعف برنامه های تحلیلی، تخصصی و پویایی، تجملپرستی بیمفهوم، تکبر بیانتهای سیاسی زمینه را برای شرایط کنونی به بار آورد؟ چرا واقعیت را نمیگویید؟ چرا از نقد میهراسید؟ تا زمانیکه شما به گذشته های زشت تان نپردازید، کسی به آینده شما باور نخواهد کرد.
آقای سیاف شما به خوبی میدانید که من چه میگویم؟ اصلا چه نیازی به سخنرانی است؟ کسیکه شما را به سخنرانی وا داشته، جفای بزرگ به آرمانهای فرمانده مسعود کرده است. شما خود گفتید که مریض هستید و توان بیشتر ندارید. بله، دقیقا شما در پهلوی مریضی، کهولت نیز سراغ تان رسیده اس. پس برای شما استراحت و آرامش، بهتر از این گونه سخنرانیهاست.

شما که سیاستمدار زیرک و با تجربه هستید به خوبی میدانید که در کشور چه اتفاق افتاد. تا دیروز فرمانده نیروهای ناتو، وزیر دفاع امریکا، سفرا و نمایندگان کشورهای اروپایی به دیدن شما در قصر تان واقع پغمان میآمدند، اما حالا جایی دیگر میروند. قندهار گیرایی بیشتر برای امریکاییان نسبت به پغمان دارد. به یاد دارید که انتونی بلینکن از نام جو بایدن در نامهیی توهین آمیز به اشرفغنی نوشته بود که به شما بیشتر توجه کند و از شما مشورت گیرد. حالا این نامه ها به قندهار میروند. ملا ها، شیخها و اربابهای دیگر در صف نشسته اند. اینست واقعیت سیاسی افغانستان جناب سیاف! شما به خوبی میدانید چه میگویم. حالا از آرامش فیزیکی تان استفاده کنید. من در باب آرامش وجدانی شما چیزی نمیگویم. اما هرچیزی که در آینده افغانستان اتفاق بیافتد، با کارنامه های ۴۵ سال زندگی سیاسی شما ربط دارد. برایتان آرامش روحی و سلامتی فیزیکی آرزو دارم.
نویسنده: دوکتور ملک ستیز