در جامعه متمدن واژه سلیبریتی به فردی گفته میشود که محبوبیت اجتماعی داشته باشد. منبع این محبوبیت میتواند فرهنگ، دانش، استعداد و دستاورد های فردی باشد.

سلیبریتیهای جامعه انسانمحور افراد معمولی هستند که گرایش جمعی بار آورده و برای رعایت آن با مردم رابطهی ارزشمند خلق کرده اند. از اینروست که به مردم به مثابه ریشهی اصلی گرایش جمعی حرمت فراوان قایل هستند.
اما سلیبریتیهایما عجیب تر از هر پدیدهی دیگر هستند. آنها در ماورای همهچیز تشریف دارند. هرچند منبع شهرت شان شاید یک اثر یا آثاری باشد که بر ذهنیت مردم مؤثر بوده است.
اما دلیلی که سبب شهرتش شده اهمیت آن اثر یا آثار نیست، بل بیسوادی اجتماعی است که همان اثر را برجسته ساخته و مجریاش را به «سلیبریتی» برگردانده است. اینجاست که یکباره سلیبریتیها قد میکشند و خود را مستحق احترام جمعی میپندارند.
حتا جناب سلیبریتی فکر میکند که عقل کل است و در هر زمینهیی به متخصص تبدیل شده و نظریهپردازی میکند. ولی واقعیت اینست که این افراد فقط تلاش کرده اند تا مشهور شوند و مهم جلوه کنند. در حالیکه افراد مستعدتر، داناتر و هنرمند تر از جناب سلیبریتی در جامعه فراوان هستند که ارزش حرمت و ارجگذاری بیشتر را دارند.
جامعهیی که فرهنگ و سواد اجتماعیاش پایین است سلیبریتیهای از این دست پیشکش میکنند. اما جامعه باسواد سلیبریتیهای باسواد تولید میکند.

سلیبرتی باسواد کسیست که محبوبیتش را برای شکوفایی و توسعهی جامعه به کار میبندد. بهترین ویژگی یک سلیبریتی باسواد فروتنی و ارجگذاری است. در حالیکه کلانترین ویژگی سلیبریتی بیسواد غرور کاذب و گستاخبودنش است.
پس سلیبریتی های عزیز و والامقام!
خرسندیم که شما ستاره های مشهور آسمان پریشان ما هستید. اما فراموش نکنید که هزاران انسان داناتر و مستعد تر از شما در زیر خاکستر فروتنی پنهان هستند. شما حق ندارید خود را برتر از جامعه بپندارید.
نویسنده: دوکتور ملک ستیز