Close Menu

    عضویت در خبرنامه

    جدیدترین خبرها را در ایمیل خود دریافت کنید

    خبرهای مهم

    شمار قربانیان زلزله افغانستان به بیش از 2200 و زخمی‌ها از مرز سه هزار نفر گذشت

    13 سنبله 1404

    کشته شدن صدها تن در زلزله مرگبار در شرق افغانستان؛ چندین روستا با خاک یک‌سان شده

    10 سنبله 1404

    دبیر شورای امنیت روسیه: به شمول داعش خراسان حدود بیست گروه تروریستی در افغانستان فعال اند

    7 سنبله 1404
    Facebook X (Twitter) Instagram
    Facebook X (Twitter) Instagram
    خبرگزاری پل
    • صفحه نخست
    • خبرها
      • سیاست
      • اقتصاد
      • حوادث و جنایی
      • بیشتر بدانید
      • سایر خبرها
      • کی، کجا، کی
      • بحران خاورمیانه
      • ورزش
    • حقوق بشر
    • مهاجرت
    • تحلیل و گزارش
    • گپ روز
    • بین‌الملل
    • Española
    خبرگزاری پل
    صفحه اصلی » آیا تاریج در افغانستان تکرار خواهد شد؟
    خبرهای مهم

    آیا تاریج در افغانستان تکرار خواهد شد؟

    Pol PressBy Pol Press18 میزان 1402Updated:18 میزان 1402بدون دیدگاه
    Facebook Twitter Pinterest LinkedIn WhatsApp Reddit Tumblr Email
    Share
    Facebook Twitter LinkedIn Pinterest Email

    خانم مونیکا برنابه، به مدت هشت سال در افغانستان به عنوان گزارشگر کار کرد، او بدبینی و ریاکاری غربی ها را در برابر مردم افغانستان محکوم می‌کند، ریاکاری که به قدرت رسیدن طالبان کمک کرد.

    مونیکا برنابه (بارسلونا) به مدت هشت سال به عنوان گزارشگر در افغانستان کار کرد، آخرین اثرش به نام “تواریخ یک شکست، عقب نشینی”، از سوی “Debate” منتشر شده است. این تنها شرکت اسپانیایی با پایگاه ثابت در افغانستان بود، زمانی که نیروهایی از 50 کشور در آنجا حضور داشتند، از جمله سربازان اسپانیایی.

    خانم برنابه، شاهد رویدادهای زیادی در افغانستان بود از جمله استقرار نیروهای ناتو، سپس عقب نشینی این نیروها و بعداً زمانی که طالبان قدرت را به دست گرفتند، او دیگر نتوانست به این کشور سفر کند.

    او ضمن اظهار تاسف می‌گوید: “افغانستان در دستور کار نیست وقتی رویدادهای مرتبط در آنجا اتفاق می‌افتد و همه چیز به سرعت تغییر می کند. اما دیگر مورد توجه رسانه‌ها و جامعه بین‌المللی نیست زیرا اکنون فکر می‌کنیم که امنیت از این کشور تهدید نمی‌شود.”

    او قبلا با روزنامه ال‌موندو کار می کرد و در حال حاضر با روزنامه آرا فعالیت می‌کند.

    مونیکا به این باور ا ست که درصورت که این اتفاق بیفتد که امنیت ما از جانب افغانستان تهدید می‌شود، سناریویی گذشته تکرار خواهد شد.

    مونیکا

    برنابه که کتاب خود را سه شنبه دهم اکتوبر در کتابفروشی Tipos Infames در مادرید عرضه می‌کند گفت: “افغانستان اکنون بستری برای افراطی‌ترین بنیادگرایی است.”

    او همزمان با بیان این مطلب که چگونه افغان‌ها به طور فزاینده‌ای توسط جامعه جهانی بدست فراموشی سپرده می‌شود و به دلیل بدبینی آنها مورد سرزنش قرار می‌گیرد، توضیح داد که چگونه سال‌های اقامت در افغانستان او را به غم و اندوه شدید کشانده و در افسردگی فرو رفته است.

    او تصمیم گرفته است مشکلات سلامت روانی خود را که برای باعث بروز ناراحتی در اطرافیانش شده را بر ملا سازد اما بیرون آمدن از این گودال سخت است.

    او ضمن اشاره به تهاجم امریکا به افغانستان پس از 11 سپتامبر می‌گوید که ایالات متحده تصمیم گرفت تا اسامه بن‌لادن، معمار بزرگترین حملاتی را که در خاک آمریکا صورت گرفت را تعقیب و طالبان را به خاطر پناه دادن به او مجازات کند.

    برنامه گفت: “ایالات متحده به متحدانی نیاز داشت که زمین را به خوبی بشناسند و به همین دلیل آنها با مجاهدین، جنگ سالارانی که علیه رژیم طالبان می‌جنگیدند اما مرتکب جنایات و نقض حقوق بشر بودند، متحد شد. ما آنها را به متحدان خود تبدیل کردیم.”

    او ضمن انتقاد از سیاست اتحادیه اروپا در قبال افغانستان می‌گوید که از همان آغاز معلوم بود که به مردم افغانستان علاقه‌ای وجود ندارد، ما در حقیقت بدنبال تامین امنیت خود بودیم، تعهد اتحادیه اروپا به مردم افغانستان کلمات توخالی مانند دفاع از عدالت، حقوق بشر و این چیزها بود.”

    “کسانی که قرار بود متحدان واقعی باشند، شرکای دائمی شدند و پس از سقوط برق‌آسای رژیم طالبان برای بار اول، آنها نقش خود را در دولت افغانستان بازیافتند.”

    به باور مونیکا، در سال 2003، ایالات متحده جبهه دیگری را در عراق گشود که به نفع جنگ سالاران افغان بود، زیرا واشنگتن نمی خواست به دنبال پیچیدگی‌های بیشتر باشد. اوباما در سال 2009 با ایده یافتن راهی برای جلب اعتماد مردم افغانستان گام‌های عملی برداشت، اما زمانی که اسامه بن لادن در ماه می 2011 که در مجتمعی در اسلام‌آباد، در همسایگی افغانستان پناه گرفته بود کشته شد، ایده که از افغانستان باید خارج شد کلید خورد.”

    اوباما عقب نشینی را آغاز می کند

    افزایش تعداد تلفات آمریکایی‌ها برای اوباما دردسرساز بود. طالبان به مواد منفجره متوسل شدند که به طور فزاینده ای قدرتمند بود. همانطور که در کتاب برنابه اشاره شده، در سال 2010 به تعداد710 سرباز خارجی جان خود را در افغانستان از دست دادند که 498 تن آنها آمریکایی بودند.

    این گزارشگر می نویسد: “هضم این مقدار تلفات برای افکار عمومی کشور امریکا سخت بود. آن هم بدون در نظر گرفتن تعداد بی شماری از سربازان زخمی شده شده که حتی آمار رسمی از آنها منتشر نشده بود.”

    این یک ماموریت بسیار پرهزینه (هر سرباز در سال 850 هزار دالر) و بسیار خطرناک بود، بنابر این با نزدیک شدن به انتخابات دوره دوم ریاست جمهوری، اوباما از تعیین تاریخی برای خروج بیشتر نیروهای کشور از افغانستان خبر داد. عمدتا به تاریخ 2014

    برای نخستین بار امریکا و متحدانش برای مبارزه با طالبان به هواپیماهای بدون سرنشین متوسل شدند، علیرغم این واقعیت که آنها تلفات غیرنظامی متعددی را به بار آوردند.

    در مادرید در سال 2012، با روی کار آمدن سوسیالیست‌ها، مقامات اصرار داشتند که مأموریت در افغانستان بشردوستانه است، اما آنها این واقعیت را پنهان کردند که یک جنگ آشکار وجود دارد.

    این روزنامه‌نگار بارها از عملکرد نیروهای ناتو و کشور در افغانستان انتقاد کرده بود اما کسی به حرف‌هاش در آنزمان گوش نداد.

    مردم اسپانیا آنچه را این گزارشگر می‌گفت درک نمی‌کردند و از عمق آنچه در علیه نظامیان کشورش در افغانستان رخ می‌داد بی‌خبر بودند.

    هنگامی که حزب مردمی در سال 2012 به قدرت رسید، برنابه توانست به سربازان اسپانیایی دسترسی پیدا کند و شرایط زندگی نیروهای اسپانیا درافغانستان را به تصویر بکشد.

    102 سرباز و افسر پولیس در افغانستان جان باختند و حدود 10 سال پیش شمار سربازان اعزامی به این کشور از مرز 27000 سرباز گذشت، او می‌گوید: “خانواده‌های این سربازان شایسته دانستن دلیل حضور آنها در افغانستان بودند.”

    برنابه به لطف کار در میدان و دسترسی به پایگاه‌های نظامیان ناتو و به کمک مترجمان افغان از برخی مسایل آگاه شد.

    با عقب نشینی نیروهای بین‌‌المللی، اهمیت حفظ جان مترجمان و همکاران محلی نیروهای ناتو برملا شد. برای طالبان آنها [مترجمان و همکاران محلی] دشمن بودند. آنها از این خبرنگار خواستند که در این شرایط آنها را کمک کند و او این کار را کرد.

    برنابه تمام اطلاعات لازم را جمع آوری کرد تا دستگاه سیاسی را توجیه کند که این پسران، که اکثر آنها بسیار جوان بودند، نیاز به محافظت و پناهندگی دارند.

    او ابتدا با تعلل در وزارت دفاع مواجه شد و همچنین رسانه‌های که او با آنها بیشتر کار کرده بود به دلیل اینکه آنها به روایت‌های حکومتی توجه داشتند تا گزارشگر نیز موضوع را مورد توجه قرار ندادند. سرانجام به به لطف رئیس فرماندهی عملیات، تئودورو لوپز کالدرون، توانست پرونده‌های مترجمان افغان را به گردش درآورد، این افغان‌‌ها که در مأموریت ارتش نقش اساسی داشتند، به پناهندگی در اسپانیا دسترسی پیدا کردند.

    فرش قرمز برای طالبان

    زمانی که بیشتر نیروهای ناتو از افغانستان عقب نشینی کردند، 15000 از 150 هزار نظامی در سال 2015 در این کشور باقی ماندند، زمان بازگشت طالبان به قدرت دقیقا از زمان کلید خورد.

    با وجود حضور 150 هزار نظامی، تمام قلمرو تحت کنترول دولت نبود. اما در 15 اگست 2021 هنگامی که کابل را گرفتند به کنترول تمامی قلمروی افغانستان دست یافتند.

    در حقیقت ما غربی‌ها برای آنها [طالبان] فرش قرمز پهن کردیم، مهم نیست که چقدر سر و صدا کردیم وقتی دیدیم آنها در طول دو دهه یک ذره تغییر نکرده اند. “طالبان کم کم قدرت بیشتری به دست آوردند. یکی از وعده‌های ترامپ خروج نیروها از افغانستان بود. و در آستانه سال 2020 ترامپ باید نشان می‌داد که به وعده انتخاباتی خود عمل کرده است. توافق با طالبان تقریباً هیچ شرطی نداشت. جز این‌که آنها به تروریستان اجازه نخواهند داد که از افغانستان به عنوان یک پناهگاه استفاده کند.

    به این ترتیب طالبان منتظر خروج دائمی نیروهای بین‌المللی بودند. “از آنجایی که بیشتر نهادها در دست جنگ‌سالاران بود، در غیاب نیروهای ناتو نه پولیس افغانستان و نه ارتش این کشور از این جنایتکاران و مفسدان دفاع نکردند. آنها فرار کردند و من این را درک می کنم.”

    هرج و مرجی که در زمان خروج، در اگست 2021 حاکم شد، به نحوی یک فاجعه بود، فاجعه که از ابتدا تا انتها رقم خورد.

    خانم مونیکا برنابه می‌گوید “به عنوان مثال، نیروهای بین‌المللی سال ها فرصت داشتند تا به کسانی که با این نیروها کار کرده بودند را کمک کنند، اما در واپسین دقایق این کار با عجله انجام شد. تصاویر افغان‌هایی که در ناامیدی می‌خواستند با چسبیدن به ارابه فرود هواپیما از افغانستان فرار کنند، برای آیندگان همیشه باقی خواهد ماند.

    نکته خنده دار این است که ما به قدرت رسیدن طالبان کمک کردیم اما پس از آن دولت آنها را در سطح بین‌المللی به رسمیت نشناختیم.

    او می‌گوید بدون به رسمیت شناختن طالبان، افغانستان در انزوا باقی خواهد ماند.با یک محاصره اقتصادی که نقل و انتقالات را حتی برای سازمان ملل که پول را با هواپیما دریافت می‌کند، دشوار می‌کند.

    حتی اگر باور داشته باشیم که نمی‌توانیم کاری برای افغانستان انجام دهیم، اما همواره ‌راه‌هایی برای کمک به پناهندگان افغانی وجود دارد کسانی که می‌خواهند زنده بمانند به هر نحوی.

    او در باره آموزش پناهندگان افغان خاطرنشان می‌کند: “در ابتدا ما حمایت می کردیم و بسیاری می‌خواستند از یک افغان در خانه خود استقبال کنند، اما بعد به فراموشی سپرده شد و بسیاری آنها در اسپانیا هستند و به کمک نیاز دارند.”

    زنان؛ بدتر شدن اوضاع

    زنان افغان، چه در دوران قبل از طالبان و چه در حال حاضر، شهروند درجه دو یا سه بودند و هستند.

    افغانستان تنها کشوری است که در آن زنان بیشتر از مردان خودکشی می‌کنند. برخی خود را با آتش می سوزانند زیرا نمی‌توانند جهنمی را که در خانه های‌شان رقم زده تحمل کنند.

    قبل از طالبان، زنانی مانند آزیتا رفعت با وجود منصب‌های مختلف از این سرکوب نجات پیدا نتوانستد.

    آزیتا رفعت که مجبور به ازدواج با مردی شده بود که عاشق داشتن یک پسر بود، زندگی دوگانه ای داشت: در خانه تحت انقیاد و تمکین زندگی می‌کرد، در بیرون خانه مانند یک زن آزاد به نظر می رسید. شوهرش برای کار، او را مجبور می‌کرد که تمام حقوقش را به او بسپارد و او در نهایت دختر کوچکش را برای فرار از آزار و اذیت شوهرش به صورت پسر درآورد. سرانجام او توانست از افغانستان فرار کند و به عنوان پناهنده در سویدن زندگی می‌کند.

    در حاکمیت طالبان، زندگی زنان بدتر شده است. آنها فقط تا سن 12 سالگی می‌توانند به آموزش و مکتب دسترسی داشته باشند و تمامی رفتار و حرکات آنها تابع مردان است.

    جامعه ایران اما در مقایسه با افغانستان بسیار پیشرفته است.

    به نظر خانم مونیکا برنابه، هیچ مقایسه‌ای بین وضعیت زنان در ایران و افغانستان وجود ندارد. “آزادترین زنان کسانی هستند که در ایران در تبعید بزرگ شده اند. ایران مرجع یک کشور پیشرفته از نظر مدرنیزاسیون و دسترسی به آموزش و یک طبقه روشنفکر قدرتمند است. در افغانستان افراد آموزش دیده بسیار کم اند. و در حاکمیت طالبان همچنان این قشر کوچکتر خواهد شد، زیرا زنان نمی‌توانند به آموزش دسترسی داشته باشند.

    همه چیز تحت کنترل طالبان است

    امید افغانستان به نسل‌هایی بود که درس خوانده و تحصیل کرده بود، هرچند این قشر در اقلیت بودند. “اکنون این جوانان فرار کرده‌اند یا می‌خواهند کشور را ترک کنند.”

    اعتماد به یک شورش داخلی علیه طالبان که سلاح‌های پولیس و ارتش افغانستان را نگه‌داشته اند، در شرایط حاضر دشوار به نظر می‌رسد. این را نباید فراموش کرد که طالبان قدرتمندتر از همیشه اند.

    در ماه مارچ که خانم مونیکا برنابه در افغانستان بود، این موضوع را به خوبی درک کرده بود.

    به محض به دست گرفتن قدرت، طالبان خود را در برابر رسانه‌های بین‌المللی به قصد ارائه تصویری از اعتدال نشان دادند.

    مونیکا برنابه در بهار سال گذشته نتوانست مانند سابق رسما به عنوان روزنامه‌نگا در افغانستان کار کند هر چند او توانستد مخفیانه بخش‌های را ثبت کند.

    “اگر می‌خواهید از کابل به شهر دیگری بروید، باید از طالبان اجازه بگیرید. در حال حاضر آنها کنترل کامل دارند. آنها نمی خواهند کسی بداند که در افغانستان چه می گذرد. ​​در واقع، ما نمی دانیم چه اتفاقی می‌افتد.”

    برای برنابه افغانستان نشان داده است که چگونه ما غربی‌ها، چپ و راست درس ارزش‌ها و حقوق بشر می‌دهیم، فقط در دفاع از منافع خود عمل کرده‌ایم. “ما بدبین هستیم. زمانی که اتحاد جماهیر شوروی به افغانستان حمله کرد، ایالات متحده در کنار مجاهدین قرار گرفت، آنها حتی در فیلم‌های رامبو قهرمان بودند. آنها خوب بودند زیرا با شوروی می‌جنگیدند و ما بدون تردید آنها را مسلح کردیم. زمانی که نیروهای شوروی این کشور را ترک کردند، ا اسلحه به دست این گروه‌ها باقی ماندند و آنها برای ارتکاب جنایات از این اسلحه استفاده کردند. اکنون با تعجب می‌بینم که چگونه به اوکراین سلاح می دهیم. ما به درگیری دامن می‌زنیم. پیشنهاد مذاکره به جای دادن سلاح مهم است زیرا همه چیز همانطور که در افغانستان اتفاق افتاد، می‌توان بازهم و بازهم روی دهد.”

    مونیکا برنابه اعتراف می کند که هیچ امیدی برای افغانستان نمی‌بیند. “من بسیار بدبین ام زیرا دیده‌ام که جامعه بین‌المللی با ریاکاری و بدبینی کامل عمل کرده است. اکنون ما علاقه‌ای به افغانستان نداریم، زمانی‌که علاقه‌مند این کشور بودیم القاعده در  این کشور پایگاه داشت و تهدیدی برای ما بود.”

    من فکر می کنم تا زمانی‌که طالبان در قدرت هستند، افغانستان محل پرورش بنیادگرایی اسلامی خواهد بود و معلوم نیست ادامه این روند چه نتیجه‌ای بدنبال خواهد داشت.

    “در هر صورت، افغانستان کشوریست که بسیار در حال تغییر است. دانستن این‌که چه اتفاقی قرار است در این کشور رخ دهد قدری دشوار است. تاریخ می‌تواند تکرار شود. ”

    منبع: ال‌الدیپندنتی

    مترجم: محمد زرین

    Share. Facebook Twitter Pinterest LinkedIn Tumblr Telegram Email

    مطالب مشابه

    خداناباوری؛ موجی‌که دامنه خود را در بین مهاجران افغان‌ بیشتر می‌گستراند

    9 حمل 1405

    سونامی خاموش خدا‌ناباوری  در کشورهای اسلامی؛ افغانستان در کجای این سونامی قرار دارد؟

    6 جدی 1404

    شمار قربانیان زلزله افغانستان به بیش از 2200 و زخمی‌ها از مرز سه هزار نفر گذشت

    13 سنبله 1404
    خبرهای مهم
    ما را در رسانه های اجتماعی دنبال کنید
    • Facebook
    • Twitter
    • Instagram
    • YouTube

    عضویت در خبرنامه

    جدیدترین خبرها را در ایمیل خود دریافت کنید

    © 1405 تمامی حقوق برای خبرگزاری پل محفوظ می‌باشد
    • درباره ما
    • تماس با ما
    • حریم خصوصی
    • شرایط و مقررات استفاده از محتوای خبرگزاری پل
    • سیاست ما در قبال تبلیغات و آگهی

    Type above and press Enter to search. Press Esc to cancel.