هممیهن عزیزم! ببین چه بلایی بر سر ما آوردند؟ هزاران تن ما در زلزلهی هرات تکه پارچه شدند. فقر به کجا کشیده است؟ امروز دهها تن ما را در مسجد هنگام عبادت پارچه پارچه کردند. دولت را از ما گرفتند. انسانیت ما را زیر پرسش بردند. خواهران و مادران ما را زندانی کردند. جامعه ما را متلاشی ساختند. ما را پیش مردمان جهان شرمنده، محتاج و آواره کردند.

فقیرترین در جهان ما، سرگردانترین در جهان ما، بدبختترین مردمان جهان ما و قربانیترین مردمان جهان ما هستیم.
حالا به وجدان بشریت نگاه کنید. همه مشغول غزه هستند. شما به رسانهها نگاه کنید، به پایتختهای سیاسی جهان توجه کنید به شرکتهای غولپیکر جهان نگاهی بیاندازید. چه میبینید؟ سرزمین ما و مردم ما از چشم جهان افتاده است.
من میگویم نفرین بر هرکسی که ما را از ما جدا میسازد. ما را تکهتکه کردند. لحظهیی باید به خود بیاییم. ما باید برای آینده کشور خود فکر کنیم.
من ساده و بیآلایش میگویم ما شدیدا به همدیگر نیاز داریم. هرکسی میتواند خودش باشد، فرهنگ، زبان، مذهب و روش زندگی خود را داشته باشد، اما هیچگاهی به تنهایی به جایی نمیرسد.

ما باید با متفاوتبودن، باهم یکجا باشیم. ما باید کسانیرا که من را بر تو ترجیح میدهد و تو را بر من مظلومنمایی میکند، از خود دور سازیم. آنگاست که ما سزاور هممیهنبودن میشویم. اینان تلاش میکنند مفهوم میهن را از ما بربایند و ما را به قوم، منطقه، زبان، مذهب و آیین زندگی منقسم سازند. در حالیکه ما با یک جوهر مشترک وابسته هستم که میهن نام دارد.
میهن را کسی از من و از تو گرفته نمیتواند. میهن در ذات من است، در ذات تو است و در ذات همهی ماست. پس فراموش نکنید که ما همذات هستیم. کسیکه به ذات تو اهانت کند، همهی ما را توهین کرده است. پس بیایید در این روزهای دشوار در کنار همدیگر بوده و دست هممیهنان محتاج مان را بگیریم.
منبع:
دوکتور ملکستیز؛ نویسنده و پژوهشگر