جنگهای بشری بر سه قاعده، قبیله ، دین و سر زمین راه افتاده است. در این میان محرک مذهب از همه ویرانگر بوده است.
در جنگ فلسطین و اسرائیل و به شکل عام، اعراب و اسرائیل، هر دو طرف در اشتعال جنگ، از دین استفاده کرده اند. این جنگ ریشههای عمیق و ممتد تاریخی، قومی و دینی دارد اما بالفعل باید یک راه حلی برای آن پیدا کرد و الا دو قبیله عرب و یهود تا ابد خون هم دیگر را خواهند ریخت.

روحانیون یهود بر اساس آیههای تورات، بگونهای حرف میزنند که خداوند سرزمین “کنعان” فلسطین فعلی و ماحول آن را به قوم یهود بخشیده است و در قرآن هم داستان سرزمین بیتالمقدس و قوم یهود، ذکر شده است. بنابر این در جنگ فعلی پای دین و مذهب قویا دخیل است و گو اینکه خداوند چنین طراحی کرده باشد.
به گفته حکیم ناصر خسرو، چه بگویم همه فتنهها از توست. زکریای رازی هم گفته بود که پیامبران، مردم را گرفتار تفرقه کرده و از یک دین ۷۲ فرقه ساخته اند.
در منازعات ویرانگر خاورمیانه، سرزمین و دین دخیل است. مطابق، تورات خدا به حضرت موسی گفت که به قوم تو که از بردگی، مصریان نجات پیداکرده، وعده سرزمین موعود را برای شان داده ام و این وعده خداوند است و در وعده خداوند، خلافی نیست. پس از منظر، یهودیان، سرزمینها، تحفه و بخشش خداوند است.
روحانیون یهود مطابق آیههای تورات، خدا و سر زمین را بگونه عجین کرده که گویا پای خداوند در این منازعات دخیل است. اما بلحاظ تاریخی، دو قبیله عرب و یهود، از نژاد سامی هستند و منشأ یگانه دارد.
ابراهیم، اسحاق و یعقوب همه از یک تبار و یک اصل نسب هستند یعقوب، فرزند اسحاق و اسحق فرزند ابراهیم بودند بنیاسرائیل و اعراب از فرزندان آنها هستند. در تحولات تاریخی با ظهور اسلام، منازعات پیروان دو آئین یهود و اسلام به شدیدترین صورت ممکن نمایان شد. کشتار و گفتار، صدر اسلام و غزوات پیامبر، اکثرا با قوم یهود بود و شدیداللحن ترین، آیات قرآن در مورد جنگهای پيروان اسلام و یهود می باشند، با ظهور اسلام ابعاد خشونت میان آنها، مضاعف شد و لذا خاورمیانه به دلیل خصومت قومی، دینی و سرزمینی هرگز روی خوشی نخواهد دید.
سه مساله قبیله، دین و سر زمین، بنیاد این منازعات را تشکیل میدهد. این حقیقت دارد که مشکلات و معضلات انسان، با تکیه بر قبیله، مذهب حل نمیشود. روایتهای مذهبی خط کشی، حق و باطل، کافر و مؤمن را دارد.
جنگ ضد انسانی
جنگ ضد انسانی در فلسطین و اسرائیل ادامه دارد و این جنگ توسعه پیدا میکند یک طرف خواهان نابودی قوم یهود است و طرف دیگر خواهان نابودی سازمان حماس.
عرض کردم ریشههای جنگ، دین، قبیله و سرزمین است. از منظر ادیان ابراهیمی، پيروان شان نمیتوانند بر مبنای مذهب در کنار هم زندگی نمایند و به گفته توماس هابز جنگ اینها جنگ همه علیه همه هستند و اینها تشنه به خون هم دیگر هستند.
نقل است که محمدبن زکریای رازی طبیب و حکیم مسلمان در قرن دهم میلادی میگفت که پیامبران برای ایجاد تفرقه آمده وی از خدا میپرسید که پیامبران را برای چه فرستاده ای؟ اینها مردم را به ۷۲ فرقه تقسیم کرده اند. روایاتی هم داریم که تنها پيروان اسلام به ۷۲ فرقه، تقسیم شده است.
چنین تفرقههای ویرانگر در آئینهای یهود و مسیحیت هم وجود دارد. جنگهای خونین و ویرانگر کاتولیکها و پروتستانها، دمار از روزگار مردم در آورد. جنگهای خونین مذهبی در بین مسلمانان نیز فاجعههای را خلق کردند.
بد ترین جنگها، همین جنگهای فرقهای است. چهل عالم دین در جنگ قومی و مذهبی عبدالرحمان علیه هزاره ها ۱۳۱ سال پیش از امروز، فتوا دادند که هزارهها یاغی و باغی هستند و کشتن آنها، ثواب حج اکبر را دارد.
زکریای رازی پرسشهایش از خداوند دقیق و درست بود و وی را تکفیر کردند و تمام کتابهایش را نابود کردند. این انتقاد را ایوب نبی هم به یهوه خدای قوم یهود داشت و می گفت خدایا در قلمرو تو چه میگذرد این همه مظالم و تباهی بنام تو جریان دارد.
استاد سیاوش جمادی میگوید ایوب نبی تبدیل به سخنگوی همه مظلومان تاریخ میشود. ایوب یهوه را قبول داشت و از رنجهای بیپایان که بر وی روا داشته شده، بود شکایت شخصی نداشت اما به شدت به افعال یهوه، خدای قوم یهود، اعتراض داشت.
اینکه دین وسیله جنگ و تفرقه در تاریخ شده واقعیت انکار ناپذیر است. این را قبول داریم که پيروان ادیان، سوی استفاده میکنند اما متون مقدس اشاره به موضوعاتی دارد که قابل توجیه نیست. خط کشیهای واضح وجود دارد. در اسلام داریم که غیر از اسلام، هیچ دین دیگری، پذیرفته نیست. کافر، ملحد، منافق، مرتد زبان دین است. تنها مؤمنان دارای حرمت و کرامت است، غیر مؤمن و غیر مسلم هیچ کرامت و حرمتی ندارد. قبیله گرایی نیز فاجعه دیگر است.
متعصبان دو قبیله یهودی و فلسطینی هرگز در کنار هم زندگی نمیتوانند زیرا آنها خواهان نابودی کامل یک دیگر هستند. راه حل حضور نیروهای معتدل و معقول دو طرف در میدان سیاست است. کارل پوپر قبیلهگرایی را مانع شکوفایی جوامع انسانی میدانیست و دشمن جامعه باز و آزاد. این حرف پوپر دقیق است مثلا افغانستان به دلیل تعصبات قومی و مذهبی، نابود شده است. قبیله گرایی متوحش، منجربه فاشیزم و آپارتاید نژادی میشود.
آفریقای جنوبی، سالها گرفتار آپارتاید نژادی بود و ماندلا ۲۷ سال زندانی شد. جنگ افغانستان بخش بزرگش ریشه در آپارتاید نژادی دارد. قوم حاکم و مسلط بقیه اقوام را تحقیر و توهین و حقوق شان را پایمال میکند. حالا در کنار تبعیض قومی، آپارتاید جنسیتی هم اضافه شده است.
زنان در امارت طالبها، قربانی میشوند، دلیلش آپارتاید جنسیتی است. طالبها، زنان را مطابق شریعت شان، موجودات فاقد حقوق انسانی می دانند و اصلا زن حق کار و تحصیل را ندارد.
مستندات این آپارتاید جنسیتی، آیات و احادیثی است که طالبها، قرائت میکنند. از دو مساله قبیله و مذهب که بگذریم ، سرزمین، موضوع دیگر برای جنگ و منازعه در زیست تاریخی بشر بوده است. جنگ فلسطین و اسرائیل، جنگ سرزمینی توام با قبیله و مذهب در بستر تاریخ جریان داشته و این معضل به این سادگی، قابل حل نیست.
جالب است که در این روزها این بحث هم راه افتاده که ساکنان غزه به طرف مصر و صحرای سینا، بروند. تکرار تاریخ به شکل معکوس. موسی پیامبر، قوم بنیاسرائیل را از مصر به طرف فلسطین و بیت المقدس و سرزمین موعود کوچ داد و حالا این فلسطینیها اند که باید به طرف مصر، کوچ نمایند.

جمع بندی نوشتهها در سه بخش این است که منازعات بشر در مسیر تاریخ، بر سه پایه، دین، تبار و سر زمین، جریان داشته و این منازعات ادامه دارد. مگر اینکه جوامع به حقوق انسانی هم دیگر، احترام بگذارند در این صورت، دیگر کسی بخاطر تعصبات مذهبی، یا بخاطر علایق قومی و یا بخاطر سر زمین، نمیجنگد.
اتحادیه اروپا مثال خوبی برای حل هر سه مساله است اما فکر کنم حوادث و اتفاقات پیرامونی، اتحادیه را تحت تاثیر قرار میدهد. مثلا جنگ اکراین با انگیزه های قومی و سر زمینی، تبعات بسیار بدی برای اتحادیه اروپا دارد.
منابع:
نویسنده: محمد ناطقی؛ فعال سیاسی و نویسنده