در بین اعضای گروه داعش شاخه خراسان در افغانستان به فردی برمیخوریم که «سلطان عزیز عزام» نام دارد. او اهل منطقه «بتیکوت» ولایت ننگرهار است اما در کمپ مهاجرین «زاخیل» پیشاور بزرگ شده است.
سلطانعزیز که در زمان ریاست جمهوری حامد کرزی عضو دفتر انتخابات در ولایت ننگرهار بود. شعر میگوید و تاکنون بیش از ۱۰ کتاب شامل دفتر اشعار، رمان و خاطره به زبان پشتو نوشته است. «ړنګ جومات» یا «مسجد ویران»، «شکېدلی کمیس» یا «پیراهن کنده و پاره» و «د پېچومو لاروی» یا «راهگذر راههای پرپیچوخم» از آثار سلطان عزیر است.

او افزون بر شاعری و نویسندگی، از گویندگان سابق رادیوهای «اصلاح» و «اسپینغر» در ولایت ننگرهار نیز بود که از این طریق، علاقمندانی پیدا کرد. این یک روی زندگی سلطان عزیز است اما روی دیگر زندگی او پس از اعلام موجودیت داعش شاخه خراسان آشکار شد.
این شاعر ننگرهاری و مشرقی، پس از اعلام حضور داعش خراسان در پاکستان و افغانستان، به مسلک وهابیت درآمد و به داعش پیوست.
سلطانعزیز در سال ۱۳۹۴خورشیدی با همکاری چند تن از دوستان اورکزی و پاکستانی خود، رادیو «صدای خلافت» را در ولایت ننگرهار راهاندازی کرد. سپس به عنوان سخنگوی داعش معرفی شد و در عین حال مسئولیت بخش تبلیغات این گروه را به عهده گرفت.
فرماندهی نظامیان خارجی در افغانستان طی بیانیهای در پنجم جدی ۱۳۹۷ اعلام کرد که در حمله پهپاد آمریکایی در منطقه «پچیراگام» ولایت ننگرهار، سلطانعزیز عزام سخنگوی داعش کشته شد. متعاقب آن «نصرت رحیمی» سخنگوی سابق وزارت داخله/ کشور نظام جمهوری افغانستان هم کشته شدن سلطان عزیز عزام را تأیید کرد.
با اعلام این خبر، اسم سلطانعزیز به فراموشی سپرده شد تا این که در اول قوس/ آذر ۱۴۰۰ وزارت خارجه آمریکا در بیانیهای، اعلام کرد که آمریکا «ثناءالله غفاری» معروف به «شهابالمهاجر» رهبر داعش خراسان، سلطان عزیز عزام سخنگوی داعش و «مولوی رجب» معروف به «رجب صلاحالدین» از رهبران ارشد داعش خراسان را به عنوان تروریستهای بینالملی شناسایی و تحریم کرده است.
پس از بیانیه وزارت خارجه آمریکا در خصوص زنده بودن سلطانعزیز، «ذبیحالله مجاهد» سخنگوی طالبان به این خبر واکنش نشان داد و اظهار داشت که سلطانعزیز عزام سه سال پیش در ننگرهار کشته شده است. به رغم انکار سخنگوی طالبان از زنده بودن عزام، از بیانیه وزارت خارجه آمریکا مشخص شد که سلطان عزیز هنوز زنده است و به عنوان سخنگوی داعش خراسان فعالیت میکند.
چهار روز پیش یا اگر دقیقتر بگوییم، چهارم عقرب/ آبان پایگاه تبلیغاتی و استخباراتی طالبان موسوم به «مرصاد»، در مطلبی از زنده بودن سلطان عزیز عزام خبر داد و نوشت که او هنوز هم مسئول تبلیغات و بیانیههای داعش در افغانستان است. مرصاد در این مطلب، از این که سلطان عزیز، طالبان را کافر میداند، به شدت بر او تاخته است.
صحبت از تکفیر طالبان توسط سلطانعزیز پیش آمد. داعش ولایت خراسان تاکنون درباره کافر خواندن و مرتد دانستن طالبان، دو کتاب نوشته است. یکی از این کتابها به زبان پشتو تحت عنوان «آیا طالبان فعلی پیروان حنفیت هستند؟» تحریر یافته است. هرچند روی جلد این کتاب، «عبدالصبور کندهاری» به عنوان نویسنده آن معرفی شده است اما بنده زمانی که کتاب را برای جمعی از پژوهشگران حوزه جریانشناسی گروههای اسلامی ترجمه میکردم، متوجه شدم که نگارش آن توسط عدهای از سلفیها و وهابیها با سبک نگارش سلطان عزیز نوشته شده است.
این کتاب، ۳۱ مدخل دارد و نویسنده و یا نویسندگان در آن به تصور خود اثبات کردهاند که طالبان از نگاه آیات قرآن و احادیث پیامبر، کافر هستند. همچنین داعش ولایت خراسان کتاب دیگری هم به زبان فارسی درباره تشکیلات این گروه تحت عنوان «نظام مدیریت و رهبری برای مجاهدین دولت اسلامی» نوشته است. در این کتاب که توسط «شهاب مهاجر» رهبر داعش خراسان تحریر یافته، بازهم طالبان تکفیر شدهاند.
این را هم اضافه کنم که سلطانعزیز در کتاب خاطرات خود یعنی پېچومو لاروی، ضمن این که از قدرت و نفوذ داعش در افغانستان سخن گفته است، به شدت بر طالبان تاخته و این گروه را رهزن، مرتد و گمراه خوانده است. به همین دلیل پایگاه خبری مرصاد که با هدف مبارزه با داعش ایجاد شده، از سلطان عزیز به شدت عصبانی است.
برای این که یادداشت حاضر را مستند کنم، کتاب پېچومو لاروی را که در ۱۲۵ صفحه نوشته شده است، طی حدود چهار ساعت مطالعه کردم.
سلطانعزیز در این کتاب، به ساختارهای پیچیده داعش در افغانستان اشاره کرده و فعالیتهای خود را شرح داده است. خلاف تصور عامه که افغانستان را محیط مساعد برای فعالیت داعش نمیداند، این کشور به خاطر ساختارهای سنتی و دینی از یکطرف و ناآگاهی و جهل مردم از سوی دیگر، شرایط خوبی را برای فعالیت داعش فراهم کرده است. این نکته را میتوان از خاطرات سلطانعزیز متوجه شد که او، خانواده و هموطنانش چگونه به راحتی جذب داعش شدند تا به گفته او، نظام خالص اسلامی را برپا کنند.
بله متأسفانه سلطانعزیز درست گفته است زیرا افغانستان کشوری است که هر کسی با هر پیشینه و عمل ناشایستی اگر داعیه برپایی نظام اسلامی سر دهد، به زودی مردم کلیوال! دور او جمع میشوند.
به هر حال، در یک جمعبندی کلی میتوان چنین نتیجهگیری کرد که افغانستان به خاطر بافتهای سنتی، ضمن این که کشوری برای رشد گروههای تندرو و افراطی است اما در عین حال گروههای افراطی هم باهم سرناسازگاری دارند. مثلاً آشتی بین داعش و طالبان امکانپذیر نیست و این دو گروه تا مرحله نابودی برای تصاحب قدرت، به جنگ ادامه خواهند داد.
متأسفانه در این منازعه که هر دو گروه حامیان بینالمللی و منطقهای دارند، افغانستان میدان جنگ و افغانها بازهم هیزم آتش و قربانی این نبرد خواهند بود.
منبع:
نویسنده محمد مرادی (دوشنبه ۱۴۰۲/۸/۸)