اخیراً سخنگوی وزارت دفاع چین در رابطه به حوادث غزه، در حالیکه امریکا را مقصر تمام بحرانها و هرج و مرجها در دنیا می داند، با صراحتی تند گفت: “امریکا معتاد به جنگ است. امریکا در طول تاریخاش از 240 سال فقط 16 سال در جنگ نبوده، متباقی همه عمر همه حکومتهای این کشور در جنگ بوده است … امریکا هم اکنون در هشتاد کشور جهان بیش از 800 پایگاه نظامی دارد.”
به عبارت دیگر خیلیها امریکا را محور تمام شرارت ها میخوانند. امریکا بابت حفظ هژمونی از دست رفتهاش و به دلیل حفظ نظام تک قطبی درجهان، درهرنقطهای ازجهان که خواسته است، بحران و جنگ آفریده است.
ایجاد بحران و تنش در نقاط مختلف جهان، جزء سیاست راهبردی ایالات متحدهی امریکاست.

تنها پس از جنگ جهانی دوم بود که امریکا برای سرنگونی بیش از 50 حکومت منتخب تلاش کرد، کم از کم در امور انتخابات بیش از سی کشور مداخلهی مستقیم کرده و در تلاش مستقیم برای ازبین بردن رهبران بیش از 50 کشور دست داشته است .
با در نظر داشت این حقایق، اکنون همه به این باور نزدیکتر شدهاند که همانند دهها جنگ و فاجعهی دیگر ، در پشت فاجعهی غزه و ادامهی این جنگ ویرانگر نیز دستان امریکا و سازمانهای امنیتی این کشور قرار دارد.
همانگونه که هنوز حدس و گمانهای نزدیک به یقین در مورد دست داشتن دستگاههای استخباراتی و امنیتی امریکا در ایجاد فاجعهی یازدهم سپتمبر 2001 وجود دارد، بسیاری تحلیلگران جهان، ایجاد و ادامهی جنگ کنونی غزه را نیز نتیجهی دخالتها و ترفندهای استخباراتی امریکا می پندارند که گذشت زمان به آن مهرتأیید و تصدیق خواهد گذاشت.
امروزه تمام تحلیلگران مسایل امریکا به این باور متفقالقول اند که:
ــ پس از نزدیک شدن ایران و سعودی؛ سعودی و چین، سعودی و روسیه، ایران و روسیه و کم رنگ شدن حضور امریکا در شرقمیانه؛
ــ پس از ناکامی شرمآور امریکا در سوریه و افغانستان، فرار نیمه شبی سربازان آن کشور از میدانهای جنگ در افغانستان و تسلیمی کامل قدرت به تروریستان؛
ــ پس از شکست شرمآور و غیرقابل انکار امریکا در جنگ اوکراین که به غرض تضعیف روسیه براه انداخته است؛
ــ پس از ناکامی نقشههای جنگ افروزانهی امریکا در حوزهی قفقاز و منطقهی آسیای میانه؛
ــ و بالاخره پس از پیروزیهای چشمگیر و روزافزون چین و روسیه در افریقا و به چالش کشیدن سیطرهی آزمندانهی امریکا و غرب در آن قارهی با اهمیت؛
پس از این همه ناکامیها و سرخورده گیها، ایالات متحدهی امریکا که معتاد به جنگ و بحران است، بازهم بار دیگر شرقمیانه را دچار آشوب خانمان براندازی کرد – آشوبیکه بهای گزاف آن را مردم فلسطین میپردازند نه امریکاییان شرور و جنگ افروز .
تا لحظه نوشتن این مقاله، با بمباران پیهم غزه توسط اسراییل، نیمهی بیشتر شهر دو میلیونی غزه به خاک یکسان شده به تعداد ده هزار فلسطینی شامل چهارهزار کودک بیرحمانه بقتل رسیده و تمام اهالی غزه به کوچ اجباری وادار شدهاند.
ناظران به این باور اند که هرچند جنگ کنونی غزه قبل از همه صدمههای بزرگ و فاجعه باری به مردم مظلوم فلسطین وارد میآورد؛ اما اسراییل و امریکا هم ازصدمههای جدی آن در امان نخواهند ماند. در پایان این جنک، دیگر شرقمیانه، میدان تاخت و تاز آزادانه و بی دردسر اسراییل اشغالگر نخواهد ماند و دیگرسرزمینهای عربی، بستر آرام سودجوییهای بی رویهی مالی و امنیتی امریکا نخواهد بود .
شاید این جنگ، دوستان استراتژیک امریکا را در شرقمیانه به این باور برساند که برخلاف توقع امریکا، دستیابی به توسعه و صلح را به یاری شرکای جدید چینایی، روسی و ایرانی شان در فضای امن تر بیازمایند.
امریکا بخواهد یا نخواهد نظم نوین جهانی ایجاد خواهد شد.

امریکا بخواهد یا نخواهد به یاری و کوشش دوامدار چین، روسیه، هندوستان، برازیل، افریقای جنوبی، ایران و برخی کشورهای قدرتمند دیگر، مناسبات نوین و عادلانه اقتصادی در جهان شکل خواهد گرفت.
روزهایی که ایالات متحده امریکا همزمان میتوانست قسمت اعظم جهان را یکدست کنترول و مدیریت نماید به پایان رسیده است.
شاید پایان جنگ اوکراین و غزه، پایان اطاعت و دنباله روی کورکورانهی اروپای سبز هم از امریکا باشد.
شاید با تحکیم مناسبات دوستانه میان ایران، عربستان سعودی، امارات متحد عربی، عمان و اردن؛ و با تحکیم مناسبات اقتصادی نوین اعراب با چین و روسیه، تاریخ خاورمیانهی نو، از سر و مستقل از ارادهی امریکا رقم بخورد.!
منبع:
نویسنده : اسماعیل فروغی