وقتی پاکستان در سال ۱۹۷۹ آغوش گرم خود را به روی مخالفان حکومت چپگرایی کابل گشود، هزاران نفر با انگیزه های متفاوت راهی کراچی،لاهور، پیشاور، اسلام آباد و کویته و… شدند.
در آن زمان هیچ کس فکر نمیکرد که روزی اسلامآباد دست به اخراج میلیونی انسانهایی بزنند که در راستای سیاست خارجی آن در این کشور، اسکان یافتهاند.
چهل سال گذشته نشان میدهد که این جمعیت پناهنده نقش دانههای شطرنج را برای پاکستان داشته است تا به دلخواه خود بازی و افغانستان را “کیش و مات” کند.
داکتر نجیب، رییس جمهوری پیشین افغانستان اولین قربانی این بازی پیچیده، در سال ۱۹۹۲ تن به واگذاری قدرت به کسانی داد که حمایت همه جانبه پاکستان را با خود داشتند.

هنگامیکه خواستهای سیری ناپذیر پاکستان از سوی مجاهدین بر آورده نشد، تاوان آن را مردم افغانستان با ویرانی کامل کابل و ازدست دادن دهها هزار انسان پس دادند. جاری شدن حمام خون در خیابانهای کابل از شدت عصبانیت پاکستان نکاست، بنابراین ازمیان همین جماعت “بیگانگان غیرقانونی” طالبان زاده شد تا کار را یک سره و به نفع پاکستان به پایان برساند.
حل مشکل مرزی با افغانستان، کنترل گروههای افراطی بویژه تحریک طالبان پاکستان، و نقش افغانستان در سیاستهای منطقهی پاکستان در صدر اولویت سیاست این کشور قرار دارد.
پاکستان طالبان را مدیون حمایتهای بیدریغ خود میداند و اسلامآباد انتظار داشت این گروه بیهیچ مقاومت تسلیم شوند و به خواست پاکستان تن دهند.
طالبان اما به رغم توقع و انتظار حامیان پاکستانیشان، روی خوش به آنها نشان نداند.
خط دیورند؛
فرضیهی حل خط دیورند در دکترین “انیمیشن” طالبان درست از آب درنیامد. در گیریهای مرزی مکرر طالبان با مرزبانان پاکستانی خط بطلان بر تئوریی کشید که کارشناسان و استراتژیستهای پاکستانی بر آن اصرار می ورزیدند و تمام امکانات وتوانایی های نظامی و استخباراتی خود را در پای آن ریخته بودند. رژیم طالبان نه تنها از پذیرش این خط به عنوان مرز رسمی سرباز زد بل با اقدامات تحریکآمیز ودر گیریهای مرزی عملا به توقعات و انتظارات پاکستانیها جواب منفی دادند.
این جواب برای کشوری که سالهای متمادی از هیچ حمایتی از این گروه فرو گذار نکرده بود، سخت و تحقیر کننده بود.
تیتیپی؛
تحریک طالبان پاکستانی به لحاظ فکری دو روی یک سکه طالبان در افغانستان است. اکنون که برادران آنها در کابل به قدرت رسیدهاند، انگیزه مضاعف در صفوفشان برای تکرار تاریخ در پاکستان بوجود آمده است.
از دید تحریک طالبان پاکستان اگر این تجربه در کابل پاسخ بدهد، دلیلی ندارد که در اسلامآباد جواب ندهد. مضاف بر این انگیزش، طالبان حاکم در افغانستان فکر میکنند که نوبت آنها است تا برادران خود در آن طرف خط دیورند را برای رسیدن به آرمان مشترکشان کمک کنند.
حمایت از جنگجویان تیتیپی برای رژیم طالبان نیز کار آسان نبوده و نیست. طالبان میدانند که تاوان آن را باید پس بدهند و پای (لَرزِ خربوزهی که خورده اند بنشینند) اما در نظام فکری طالبان حمایت از همکیشان شان در آن سوی مرز از اولویت بیشتر برخوردار و مطابق استراتژی ایدئولوژیک آنها است. گروه طالبان که تحت تاثیر تفکر مدارس دیوبندی قرار دارند، میان همکاری با دولت پاکستان و حمایت از جنگ جویان تیتیپی، دومی را بر گزیده و تمام قد از آنها حمایت کردند.
طالبان در این پندارند که با قدرت گرفتن تحریک طالبان در پاکستان، بستر اجرایی شدن ایدئولوژی شان فراهم میگردد.
بازی در زمین هندوستان؛
پاکستان در ادامه دشمنی با هند از اهرم گروههای افراطی علیه منافع این کشور استفادههای فراوان برده است.
حملههای هراسافکنانه در داخل هند و ایجاد مزاحمت در کشمیر، استفاده وسیع پاکستان از پدیده افراطگرایی را به خوبی نشان میدهد.
طالبان نیز قرار بود یکی از حلقههای این زنجیره باشند و در صورت لزوم علیه منافع هندوستان وارد عملیات خرابکارانه شوند.
به قدرت رسیدن طالبان در افغانستان، این ذهنیت را در پاکستان تقویت کرد که این کشور اکنون با امکانات یک دولت در برابر هندوستان خواهد ایستاد اما گذشت زمان حوادث را به گونهی دیگر رقم زد. رژیم طالبان روابط نسبتا خوبی با هند بر قرار و در جهت حُسن مناسبات دو کشور گامهای بر داشت.
هندوستان بادقت و احتیاط در صدد افزایش کمک به طالبان و ایجاد مناسبات نسبتا دوستانه با آنها است. هر چند هم اکنون نیز این روابط فشار خون پاکستانیها را بالا برده اما در صورت انکشاف بیشتر آن، پاکستان آن را تحمل نخواهد کرد.
واکنش پاکستان؛
فشار اجتماعی اقتصادی
نخستین اقدام پاکستان در واکنش به رفتار طالبان، اخراج بیش از یک میلیون مهاجر افغانستانی مقیم پاکستان است. این اقدام دولت موقت پاکستان هدف روشنی را دنبال میکند و آن تحت فشار قرار دادن رژیم طالبان است.
طالبان که اصولا از نظر مدیریت بحرانهای اجتماعی دچار کمبودهای انکار ناپذیر اند، با سرازیر شدن یک ونیم میلیون انسان آواره که نیاز به اسکان، غذا، آب آشامیدنی و.. دارند، با مشکلات جدی و عدیده مواجه خواهد شد .
نکته قابل تامل در این اقدام پاکستان، هماهنگی همه قوای دولتی این کشور با مساله اخراج دستهجمعی و اجباری مهاجران است. با اینکه حکومت موقت پاکستان به جز برگزاری انتخابات حق تصمیمگیریهای کلان و جنجالی را ندارد اما نهادهای دیگر، مثل قوه قضائیه در قبال آن سکوت کردهاند. به رغم شکایت تعدادِ از وکلای سابق پاکستان در دادگاهعالی مبنی بر غیرقانونی اعلام کردن اخراج پناهندگان، این دادگاه همچنان به سکوت خود ادامه داده است.
به نظر می رسد پاکستانیها با اتفاق به این تصمیم رسیدهاند که زمان تحمیل فشارهای لازم بر رژیم طالبان فرا رسیده است.
بستن شریانهای اقتصادی؛
در صورت عدم تحقق خواستهای پاکستان، سناریوهای محتمل دیگری هم وجود دارد که پاکستانیها در صدد اجرایی کردن آنها هستند.
اولین سناریو محتمل، بستن راههای کالای وارداتی افغانستان است. در حال حاضر نزدیک به هفتاد در صد کالاهای وارداتی افغانستان از طریق بندر “گُوادَر” پاکستان انجام میگیرد. در صورت مسدود شدن این بندر، نرخ کالا و مواد خوراکی در افغانستان به شدت بالا رفته و رژیم طالبان را با مشکل غیرقابل تصور مواجه میکند.
هم اکنون نیز نشانههای از اقدامات سخت گیرانه پاکستان در قبال اموال تجاری افغانستان به چشم میخورد. بگفته رییس اتاقهای تجارت افغانستان نزدیک به چهار هزار کانتینر جنس تاجران افغانستان در بندر گوادر گیر مانده است که پاکستان اجازه انتقال آنها را به کشور نمیدهد.
طالبان نیز این خطر را به خوبی درک کردهاند و در صدد یافتن راههای جایگزین اند. به نظر میرسد که سفر ملا غنی برادر به ایران در راستای کاهش فشارهای احتمالی پاکستان صورت گرفته باشد.
حمایت از مخالفان مسلح؛

آخرین سناریو محتمل پاکستان درقبال طالبان، حمایت از گروههای مخالف مسلح است که هم اکنون در حال جنگ با طالبان اند. هرچند به نظر میرسد که اجرایی شدن این فرضیه دور از ذهن و خلاف واقعیتهای موجود در کشور است، اما تحولات سیاسی و نظامی در بزنگاهها با تغییر غیر قابل پیش بینی رو به رو میشود، گاهی حوادث کوچک و ظاهرا کم اهمیت جهت تحولات را دچار دگرگونی شگرف و شگفتانگیز میکند.
اگر رژیم طالبان به خود اجازه میدهد که از تیتیپی در جنگ علیه حکومت پاکستان حمایت کند، چرا پاکستان به خود این حق را ندهد که مخالفان مسلح حکومت طالبان را تقویت کند؟
به نظر میرسد همه چیز بستگی به رفتار طالبان دارد. هر چند این گروه تا کنون به اثبات رسانیده که به ارزشهای ایدئولوژیک خود بیش از هر چیز دیگر، بها قائل است.
با کنار هم گذاشتن دلایل و علتهای اقدامات پاکستان و اجرایی شدن سناریوهای احتمالی، پازلِ چرا های اخراج مهاجران افغانستان از پاکستان تکمیل و جواب معقول خود را مییابد.
منبع:
نویسنده: محمدعلی رضوانی