علی سلاجقه، رییس سازمان محیط زیست ایران گفته است که طالبان برای اولینبار پذیرفته اند که حقابه ایران را رها سازی کنند.
رهاسازی حقابه ایران از هیرمند، اگر اتفاق بیفتد، اتفاق نیکویی است. هم حق همسایهداری ادا میشود و هم مشکلات زیستمحیطی منطقه شاید کاهش یابد.
اما سوال اینست که چرا آقای سلاجقه گفته است: “طالبان برای اولینبار پذیرفت که حقابه ایران رها سازی شود” ؟؟!!

آیا از سخن آقای سلاجقه میشود اینگونه استنباط کرد که طالبان طی دو سال گذشته، در موضوع آب، جواب سربالا به ایران داده اند؟؟؟
هرچند که این اولین بار است که مقامات ایرانی، به صورت ضمنی، تعمد طالبان در پیشگیری از رهاسازی حقابه را تایید میکنند، اما برای کسانیکه از طالبان شناخت دقیق دارند، از ابتدا هم معلوم بود که کارشکنیهای طالبان در موضوع آب، دلایل فنی ندارد و اساسا طالبان اراده آزادسازی سهم آب ایران از هیرمند را نداشتهاند.
در دو سال گذشته، در حالیکه حجم انبوهی از آب، به سمت شورهزار گود زره هدایت شد تا به سمت ایران نیاید، عدهای در رسانهها، مسایل فنی و برخی هم کمبود آب را دلیل اصلی نرسیدن آب به هامون عنوان میکردند.
البته، تنها در مسأله حقابه نبوده که جواب سربالای طالبان، به شکل بسیار ملایمتری در رسانهها منعکس میشده تا پروژه تطهیر طالبان آسیب نبیند و گرد و غبار، بر دامن این گروه ننشیند.
درگیریهای متعدد مرزی که نوعا از سوی طالبان آغاز شده و با طراحی قبلی و با سازوبرگ کامل جنگی شروع میشده، رقم نزدیک به بیست مورد را نشان میدهد و حتی در مواردی که به کشته شدن یا اسارت مرزبانهای ایرانی انجامید هم در حد سوء تفاهم، تنزل داده شد.
و البته طبیعیست که جست و خیزهای گروهکهای تروریست مسلح و تجزیهطلب ایرانی که در افغانستان تحت اداره طالبان فرصت بازسازی خود را پیدا کرده (از جمله برخی گروهکهای بلوچ و کرد) و در حال آموزش و آماده سازی هستند، و گهگاه نفوذهایی هم به داخل ایران انجام میدهند، در رسانهها بایکوت شود.
به هر صورت، حالا فرض را بر این میگیریم که طالبان آنگونه که اینبار وعده کردهاند، حقابه ایران را رها خواهند کرد. اگر این اتفاق بیفتد، تازه میشود مصداق ضربالمثلی که میگوید: به مرگ گرفت تا به درد راضی شود.
در دوران جمهوریت، ایران، همیشه یک طرف معادلات تعیین کننده سیاسی در افغانستان بود.
در واقع، افغانستان محل هماوردی ایران و آمریکا بود و همیشه، جناح سیاسی مورد حمایت ایران، یکی از طرفهای تعیین کننده قدرت به شمار میرفت.
اما پس از واگذاری افغانستان به طالبان توسط آمریکا، علیرغم باغ های سرخ و سبزی که ایران و روسیه به طالبان نشان دادند، در عمل، طالبان دوستی صادقانه ای را با این کشورها در پیش نگرفت.
طالبان، با هوشیاری تمام، ظرفیتهای کلان حمایتی ایران و روسیه را در دو سال گذشته استعمال کردند، بیآنکه به این کشورها امتیازی قابل توجه بدهند.
کوتاه شدن دست ایران از افغانستان، دستاورد بسیار بزرگی برای آمریکا به حساب میآید.
واقعیت اینست که طالبان آنقدر مشت آهنین به ایران نشان داده که سطح توقعات کتونی ایران از طالبان، در حد رها سازی آب هیرمند پایین آمده و اگر همین مقدار هم طالبان به عهد خود وفا کنند، دستاورد به حساب میآید.
طالبان، ایران را از یک بازیگر توانمند در افغانستان، به یک همسایه آسیبپذیر بدل کرده و این، یکی از اهداف آمریکا از واگذاری افغانستان به طالبان بود.
واگذاری افغانستان به طالبان توسط آمریکاییها، ابعاد مختلفی داشت که آرام آرام، جلوههای مختلف آن رو خواهد شد و روسیه و چین هم ممکن است در آینده نزدیک، ثمره رفاقت خود با طالبان را همانگونه دریافت کنند که ایران دریافت کرده است.
منبع:
نویسنده: سید احمد موسوی مبلغ