آنچهکه بیش از همه در کنفرانس امنیتی هرات جلب توجه کرد، اظهارات نبیل، اسماعیل خان و مهمانهای پاکستانی نشست بود.

آقای نبیل مدعی شد که طالبان برای تضمین بقای خود، به دنبال دستیابی به سلاح هستهای تاکتیکی هستند.
اسماعیل خان، از پشیمانی و ندامت کشورهای جهان از حمایت طالبان سخن گفت.
به گفته او، نه تنها حوصله ایران، بلکه حوصله جهان از دست طالبان سر رفته است.
اما مهمانهای پاکستانی این نشست، حرف از ضرورت تقابل نظامی با طالبان زدند.
محسن داور، عضو پیشین مجلس نمایندگان پاکستان در سخنرانی خود گفت طالبان با تفنگ آمدهاند و با تفنگ هم باید بروند.
این موضعگیری از سوی چهرههای پاکستانی نسبت به طالبان، کم سابقه است.
به نظرم، این مهم است که ما درک دقیقی از کیفیت رابطه پاکستان با طالبان داشته باشیم.
پاکستان، حیثیت پدر معنوی طالبان را در طول سه دهه گذشته داشته است، اما در حاکمیت جدید طالبان، درگیریهای متعدد مرزی میان طالبان و پاکستان روی داده است.
همچنین، از نظر دولت پاکستان، طالبان افغانستان متهم هستند که طالبان پاکستانی را تجهیز و پشتیبانی میکنند.
در موضوع مهاجرین افغانستانی ساکن پاکستان هم، نزاع لفظی میان مقامات طالبان و پاکستان، بسیار شدید بود.
با این حساب، آیا باید باور کنیم که حقیقتا، اختلافات میان طالبان و پاکستان، واقعی و جدیست؟؟
دو سناریو، قابل طرح است.
اول اینکه طالبان و حکومت پاکستان، در یک جنگ زرگری قرار دارند و در یک برنامه هماهنگ و واحد، در پازلی بازی میکنند که آمریکا آن را طراحی کرده و به هر یک، نقشی داده که نزاعهای کنونی، به حسن اجرای آن کمک خواهد کرد.

دوم اینکه اختلافات میان طرفین واقعیست و در این صورت باید بپذیریم که آمریکا، در موافقتنامه دوحه، وظایفی را به طالبان سپرده که طالبان را از قد و قواره عمله و آلتدست پاکستان خارج میکند و به عنوان یک همکار مستقیم، برخی از نقشهای پیشین پاکستان را عهده دار خواهد شد و همین مسأله در کنار گرفتاریهای شدید اقتصادی، حکومت پاکستان را عصبانی کرده است.
من شخصا هنوز نتوانستهام باور کنم که پاکستان و طالبان آنقدر از یکدیگر فاصله گرفته باشند که به فروپاشی یکدیگر راضی شده باشند.
موضوع پشتونستان، به عنوان یک مسأله جدی مورد حمایت آمریکا، نیازمند همکاری هر دوی اینهاست. اما در این بین، اگر پاکستانیها به این نتیجه رسیده باشند که این طرح، پاکستان را با تجزیه مواجه خواهد کرد، ممکن است زیر میز بازی بزنند.
به هر صورت، فهم دقیقتر این مسأله، نیازمند داده های بیشتری است.
منبع:
سید احمد موسوی مبلغ؛ روزنامهنگار