در قسمت اول مرور کردیم که تله جنسی پدیدهای است که دولتها و یا سازمانهای اطلاعاتی به خانمی وظیفه و مأموریت میدهند تا برای رسیدن به اهداف استخباراتی آنها، با سیاستمداران و یا هر فرد دیگری رابطه برقرار کند. با این تعریف، به هر رابطه جنسی و یا عیاشی، تله جنسی گفته نمیشود بلکه تله جنسی یک اقدام کاملاً سیاسی- اطلاعاتی هدفمند است که گاهی پرستو و سوژه مورد نظر، سالها باهم زندگی میکنند و حتی صاحب فرزند و فرزندان هم میشوند.
به هرحال، نکته مسلم این است که استفاده سیستماتیک از زنان پرستو برای جاسوسی از دوره «ناپلئون» در فرانسه رایج شد. بعداً پدیده پرستو در جنگهای داخلی آمریکا به ابزاری قدرتمند در دست دولتها تبدیل گردید و هر جبهه که بیشتر از پرستوهای زن استفاده میکرد، بیشتر در میدان جنگ موفق بود. در جنگهای داخلی آمریکا زنان دوطرف درگیری، برای مقاصد نظامی و اطلاعاتی شروع به جاسوسی کردند و اینگونه بود که گستردهترین شبکههای جاسوسی زنانه در شمال و جنوب آمریکا شکل گرفت.

همزمان با این، بریتانیا هم در دوره استعمار اقدام به ایجاد شبکه و سازمانی از پرستوها کرد تا جایی که دامنه آن به هند بریتانیایی هم گسترش یافت. در ماجرای سفر امیرحبیبالله خان پادشاه افغانستان به هند بریتانیایی خواندیم که چگونه به دام پرستوهای انگلیسی گرفتار شد. از آنجا که قبلاً به این داستان در مطلب مستقل از این قلم پرداخته شده است، در یادداشت حاضر فقط به آن اشاره میشود.
امیر حبیباللهخان فرزند عبدالرحمانخان در سال ۱۹۰۲میلادی که شاه افغانستان بود، به شبهقاره هند رفت. «هنری مک ماهون» مامور ارشد وزارت امور خارجه هند بریتانیایی، وظیفه تشریفات و پذیرایی از حبیباللهخان را به عهده داشت. وی با درک شهوترانی و نقطه ضعفهای حبیباللهخان پدر امانالله خان، دست به شگرد استخباراتی زد که اکنون به تخلیه اطلاعاتی “پرستویی” شهرت دارد. توضیح این که مک ماهون در بدو ورود حبیباللهخان به شهر پیشاور، دو خانم انگلیسی از همکاران خود را که در زیر مشاهده میکنید، به عنوان میهماندار و پیشخدمت به حبیباللهخان معرفی کرد. این دو خانم همزمان با این که بزم شبانه امیر را گرم میکردند، اطلاعات مهم و محرمانه افغانستان را از امیر میگرفتند و به انگلیسها تحویل میدادند. آنان در تمام لحظات در کنار امیر بودند و حتی شاه افغانستان را تا بمبئی همراهی کردند.
هدف مهمتر دولت هند بریتانیایی از میزبانی و به دام انداختن حبیبالله خان، تاثیرگذاری روی سیاست خارجی افغانستان بود. همانطور که چند سال بعد در جنگ جهانی اول دیده شد، شماری از درباریان در کابل اصرار داشتند که افغانستان به نفع آلمان در مقابل انگلیس وارد جنگ شود اما کمکهای مالی و تسلیحاتی انگلیس به امیر از یک طرف و وابستگی عاطفی امیر به بانوان انگلیسی از سوی دیگر، امیر را از جنگ علیه انگلیس برحذر داشت.
نکته دیگر این که سه سال بعداز سفر امیر به شبهقاره هند، مک ماهون در سال ۱۹۰۵ در راس هیئتی به افغانستان آمد و مسئولیت تقسیم آب بین افغانستان و ایران را به عهده گرفت. مک ماهون از نگاه محققان ایرانی، عنصر نامطلوبی بود زیرا برای جدایی سیستان و بلوچستان از ایران، فعالیت میکرد.
القصه این که حبیباللهخان چنان با این دو خانم انگلیسی انس گرفته و رابطه عاطفی برقرار کرده بود که وقتی امیر بدون آنها به افغانستان برگشت، به اصطلاح امروزیها شکست عشقی خورد و افسردگی گرفت. لذا دربار کابل، با دولت هند بریتانیایی رایزنی و مکاتبه را برای فرستادن این دو خانم انگلیسی به افغانستان، شروع کرد. این رایزنی مدتها طول کشید و انگلیسها که در حیله مشهور هستند، به شاه افغانستان جواب رد ندادند اما فرستادن خانمهای انگلیسی را به دربار حبیباللهخان، امروز و فردا میکردند.
یکبار به حبیبالله خان خبر دادند که قرار است “آشنایانش” یا همان معشوقههای انگلیسی امیر از راه چمن به قندهار و از آنجا به کابل بیایند. امیر از این خبر چنان بیطاقت و هیجانزده شد که بلافاصله به قندهار آمد اما از پرستوها خبری نشد. این اتفاق، امیر را به شدت متاثر کرد تا جایی که از رسیدن به پرستوهای انگلیسی ناامید شد.

این داستان واقعی در بسیاری از کتابهای تاریخی از جمله در صفحه ۲۱ و ۲۲ کتاب “برگهایی از تاریخ معاصر ما” ذکر شده است. نویسنده این کتاب که در سال ۱۹۸۷میلادی در کابل به چاپ رسیده، سردار “محمدرحیم ضیایی” مشهور به “شیون کابلی” فرزند محمدعمر نوه عبدالرحمانخان است.
به هر صورت، زندگی به عنوان طعمه و تله جنسی ممکن است جذاب و هیجانانگیز باشد اما همانطور که اشاره شد، بسیار خطرناک و مرگبار است. مثلاً یکی از معروفترین پرستوهای تاریخ معاصر، «ماتا هاری» هنرپیشه، رقصاص و خواننده هلندی بود که در جنگ جهانی اول به اتهام جاسوسی برای آلمان دستگیر و در سال ۱۹۱۷ توسط فرانسه اعدام شد. البته بعداً روشن شد که ماتا هاری جاسوس دوجانبه بوده است. وی از چنان قدرت اغواگری و جذب برخوردار بود که همه افسران دخیل در پرونده خود را جذب کرده بود اما این جذابیت نتوانست او را از تیرباران نجات دهد. دو تصویر ماتا هاری در زیر تصویر امیر حبیبالله خان قرار داده شده است.
ادامه دارد…
منبع:
نویسنده: محمد مرادی