پاکستانیها از رهبران و فرماندهان مجاهدین و رهبران و فرماندهان طالبان هزاران سند و مدرک دارند. در اوج حملات شبکه حقانی در افغانستان که همگی با مدیریت آی.اس.آی انجام میشد حتی یک رهبر و فرمانده جهادی موضع قاطع علیه پاکستان نگرفت. چرا؟ چون پاکستان از آنها هزاران سند و مدرک به عنوان نقاط ضعف در اختیار داشتند که برای روز مبادا گذاشته بودند.

آی.اس.آی سازمان اطلاعات ارتش پاکستان در دهها سال گذشته از رهبران، فرماندهان و عناصر مهم طالبان هزاران سند و مدرک دال بر وابستگی و مزدوری این گروه برای پاکستانیها در اختیار دارد. این اسناد عامل مهم کنترول این سازمان بر همه رهبران سیاسی و نظامی و استخباراتی طالبان دارد.
عامل دیگر کنترول پاکستان سرمایهها و سرمایه گذاریهای رهبران خرد و بزرگ طالبان در این کشور است. اگر رهبران طالبان کوچکترین اقدامی علیه منافع و اولویتهای پاکستان انجام دهند سازمان اطلاعات آن کشور به راحتی میتواند مخالفان و متخلفان طالب را با استفاده از آن اسناد و مدارک، سرجای شان بنشاند.
از آفتاب روشنتر است که رهبران امروزین طالبان -به شمول شبکه حقانی به منزله نیروی ویژه طالبان- در پاکستان بوده و فامیلها، جایدادها و سرمایههای شان هنوز در آن کشور فعال است.

سراج الدین حقانی سالها تحت اشراف و حفاظت فیزیکی و حمایت امنیتی آی.اس.ای بود و اکنون نیز زیر چتر حمایتی و مدیریتی آن سازمان مخوف قرار دارد.
سوال این است که پاکستان چرا اندک اندک کارت هایش را برای تخریب این رهبر طالب رو میکند؟ چه اتفاقی افتاده است که طالبان با وجود سر سپردگی تام و تمام سراج الدین حقانی به آن کشور بحث پاسپورت پاکستانی او را بر سر زبانها انداخته است؟ آیا حقانی متوسل به اقداماتی شده است که پاکستان احساس میکند باید او را تحت فشار بگذارد؟ آیا سراج الدین حقانی از حدود تعریف شده آی.اس.آی پا فراتر نهاده است؟ واقعا چرا در این مرحله پاکستانیها در صدد رو کردن کارتهای خود علیه برخی از رهبران طالبان هستند؟
منبع:
نویسنده: عارف رحمانی، عضو پیشین مجلس نمایندگان