بر مبنای گزارش و توصیههای سینیرلی اوغلو، گزارشگر ویژه سازمان ملل، شورای امنیت این سازمان در 28 دسامبر، قطعنامهای را درباره افغانستان به تصویب رساند. این قطعنامه با ۱۳ رای مثبت و دو رای ممتنع به تصویب رسید. روسیه و چین به دلیل ایرادات عمدتا شکلی نه ماهوی، به این قطعنامه رای ممتنع دادند .

آیا این قطعنامه فرصتی پیش روی مردم و بازیگران سیاست افغانستان قرار داده و چانس خروج کشور از بحران کنونی را تقویت می کند و یا این که به پیچیدگی وضعیت افزوده و دستیابی به یک راهحل قابل قبول را دشوارتر میکند؟
جواب این پرسش به فاکتورها و پارامترهای متعدد و پر شماری بستگی دارد که بدون در نظر داشت آنها، نمیتوان به جواب قابل تامل رسید. بخشی از متغییرها را اینگونه میتوان بر شمرد:
همسوی جهانی؛
تحولات بعد از ۲۱ آگوست ۲۰۲۱ افغانستان همانند هر پدیده سیاسی در سطح بینالمللی، واکنشهای متفاوت را بر انگیخت، به همان اندازه که صف مخالفان باز گشت طالبان به قدرت، طولانی است، موافقان آن هم کم تعداد نبودند و نیستند.
چند گانگی موقف بازیگران صحنههای سیاسی در جهان و منطقه منجر به ناهماهنگی میان کشورها در برخورد با حل معضل افغانستان شد. تضاربی که بیش از دوسال جلو هرگونه پیش رفت برای رسیدن به حل بحران کشور ما را گرفت.
گزارش سینیر لی اوغلو و پیشنهاد نقشهراه او برای رسیدن به یک راه حل متناسب با شرایط افغانستان، زمینه هماهنگی نسبی میان کشورهای ذیدخل را فراهم آورده است. دراین میان نباید فراموش کرد که رفتار طالبان و بویژه نپذیرفتن تشکیل حکومت فراگیر و همه شمول، نقش انکار نا پذیری جهت هم راستای کشورهای بزرگ و کوچک جهان و منطقه داشته است. زیرا تمام کشورهای درگیر مشکلات افغانستان بدون استثنا از طالبان و رویکرد آشتی جویانه آنها نسبت به حل مسائل نا امید شده اند.
تعیین نماینده ویژه در امور صلح افغانستان از سوی دبیر کل سازمان ملل متحد که یکی از وظائف اصلی او ارائه نقش راه و پیشنهاد مکانیزم عملی جهت تحقق صلح و امنیت پایدار در افغانستان است، مهمترین توافق بینالمللی در قبال افغانستان محسوب میشود. این توافق در واقع باز کردن مسیری جهت رسیدن به یک راه حل مشترک جهانی است که گام ضروری و لازم جهت دستیابی به گزینه مورد پذیرش همه میباشد.
قطعنامه شورای امنیت سازمان ملل متحد از سوی نشان دهنده نزدیک شدن مواضع کشورهای تعیین کننده در افغانستان است و از سوی دیگر بستر ساز همکاریهای بعدی جهت رسیدن عملی به یک راه حل ، میباشد.
جهتهای سیاسی؛
یکی از وظائف که در این قطعنامه برای نماینده ویژه سازمان ملل متحد، تعریف شده فراهم کردن گفتگوهای وسیع، دقیق و همه جانبه با جوانب مختلف سیاسی در افغانستان و کشورهای که به صورت سنتی نقش تعیین کننده در تحولات کشور دارند، است. تاکید بر گفتگو با تمام جناحهای سیاسی، جلوگیری از تکرار اشتباهی است که در بن آلمان انجام شد. در آن نشست طالبان (حاکمان فعلی) غایبان اصلی آن نشست بودند که ۲۰ سال بعد از آن، بر اریکه قدرت تکیه زدند.
طالبان در واکنش به تصویب این قطعنامه، آن را غیر ضروری و هدر دادن وقت و انرژی جامعه جهانی دانسته و با تعیین نماینده ویژه درامور صلح افغانستان نیز مخالفت کرده اند. واکنش که پیشا پیش انتظار آن می رفت زیرا طالبان که هم اکنون قدرت را در اختیار دارند حاضر نیستند آن را به سادگی از دست داده و یا شریکی برای خود قائل شوند. اما آنچه را که طالبان تاکنون از درک آن عاجز مانده اند این است امکان ادامه حکومت فعلی آنها نه ممکن است ونه قابل قبول.
اصرار جهانیان به ایجاد حکومت با قاعده وسیع، تامین کننده خواست مردم افغانستان و منافع کشورهای است که تا کنون حکومت طالبان را بر سر پاه نگهداشته اند. به نفع طالبان است که از گذشته درس گرفته و یک بار دیگر اشتباه بن را تکرار نکنند.
مخالفان طالبان هم از نظر سیاسی و هم از جهت دید گاهها، طیفهای گسترده، وسیع و پراکنده اند. هم نظری میان تجزیه طلبان، طرفداران حکومت غیر متمرکز، فدرالی و آنهای که بر حکومت متمرکز تاکید میورزند، سخت و دشوار است. هر چند همه این جناحها از یک راه حل سیاسی حمایت میکنند اما تعداد زیادی بر این باورند که جمع میان این دیدگاههای متضاد کار طاقت فرسا و پر چالش است.
مساله دیگری که به پیچیدگی اوضاع می افزاید، عدول کشورهای تعیینکننده تحولات افغانستان از رهبران نسل اول و سنتی به رهبران نسل دوم و جوانتر اند. هر چند فعل وانفعالات سیاسی حکایت از تصمیم جدی کشورهای غربی به کنار گذاشتن این رهبران دارند اما عبور از رهبران سنتی به آسانی وبدون چالش انجام نخواهد شد زیرا این رهبران هنوز در جامعه سنتی افغانستان از منزلت و جایگاه خاص بر خور دار اند.
کشورهای همسایه؛
تحولات نیم قرن اخیر کشور نشان میدهد که نقش همسایگان افغانستان در سیر تحولات پنجاه سال گذشته افغانستان بر جسته و غیر قابل انکار است. از اشغال کشور توسط اتحاد جماهیر شوری سوسیالیستی تا ایجاد تشکیلات نظامی سیاسی در پاکستان و ایران گستردگی، عمق و تاثیر گذاری همسایهها در شکلدهی و چگونگی فعل و انفعالات سیاسی، اجتماعی و نظامی کشور و جامعه ما را به تصویر میکشد. بنابر این هر نقشه راه بدون همسوی وهماهنگی این کشورها توفیق چندانی نخواهد داشت.
حوادث پنجاه سال گذشته به خوبی نشان داده است که کشورهای همسایه عقبه قابل اطمینان گروهها و جریانهای بوده اند که با کابل سر ناسازگاری داشته اند، بنابر این اگر قرار است نسخهای برای درمان دائمی و همیشگی درد افغانستان پیچیده شود، توجه به این مولفهها ضروری و الزامی است .

موارد بالا نشان میدهد که رسیدن به یک نقشه راه کار آمد و موثر چقدر دشوار و زمان بر است که باید با احتیاط و دقت تمام به همه زوایای پیدا و پنهان آن توجه شود تا نتیجه مورد انتظار به دست آید.
باید اذعان کرد که روندهای طی شده در مورد افغانستان تاکنون از کارایی لازم بر خور دار نبوده اند و این به دلایل پیچیدگی جامعه ما و تاثیر گذاری فاکتورهای است که از سوی بازیگران اصلی حوادث کشور نادیده گرفته شده اند. شروع کار برای رسیدن به یک نقشه راه، تحول مثبت است به شرطِ که ضعفها و نواقص طر حهای گذاشته یک بار دیگر تکرار نشده و راه طی شده مکررا آزمایش نشود.
منبع:
نویسنده: سید محمدعلی رضوانی