گروه های تروریستی، فعالیتهای خود را نوعا بر اساس استراتژی «النصر بالرعب» استوار میکنند.
آنها با کشتار وحشیانه و بیرحمانه افراد عادی، تلاش میکنند تا مردم را بترسانند و از همین ابزار، برای رسیدن به اهداف خود بهره ببرند.

داعش، النصره، بوکوحرام، الشباب، جیشالعدل و طالبان و سایر گروههای مشابه، همگی، از روش یاد شده، بارها و بارها استفاده کرده اند.
در میان همه گروه های تروریستی، تنها طالبان بوده اند که پس از سالها جنایت و آدمکشی، با استفاده از ابزار سبوعیت و ایجاد ترس از طریق ترور، موفق شده اند علاوه بر در اختیار گرفتن جغرافیا، مسیر تعامل با کشورهای منطقه و جهان و نیز سازمان ملل را بر خود هموار سازند.
با اینکه هنوز رهبران طالبان در لیست سیاه سازمان ملل قرار دارد و جایزههای چند ده میلیون دالری برای آنها معتبر است، اما سازمان ملل با آنها همکاری دارد، مقامات آنها در سفرهای رسمی به خارج از افغانستان سفر میکنند، برخی کشورها، سفارت خانه های افغانستان در کشور خود را به این گروه تحویل داده اند و حتی اگر رسما حکومت طالبان را به رسمیت نمیشناسند، عملا در قامت یک حکومت رسمی با این گروه تروریستی مواجهه مینمایند.
نتیجه قهری و طبیعی چنین دل و قلوه دادن ها با طالبان – حتی اگر از روی مصلحت و اجبار باشد – اینست که سایر گروههای تروریستی، با اقتدا به این گروه، رسیدن به موفقیت را در گرو آدمکشی های بیرحمانهتر جستجو کنند.
دادن امتیازهای مکرر به طالبان و پیروی از دیپلماسی خفت باعث شده تا گروههای تروریستی منطقه، اعتماد به نفس کافی پیدا کنند.
آنها با نگاه به وضعیت کنونی طالبان به این تصور رسیده اند که شدت عمل در جنایت، حکومت های منطقه را وادار به کرنش خواهد کرد همانگونه که در مقابل طالبان وادار به کرنش شده اند.
در حادثه تروریستی کرمان که منجر به شهادت و زخمی شدن بالغ بر سیصد نفر شد و داعش مسئولیت آن را به عهده گرفت، عوامل انتحاری تکفیری نقش داشتند.
آنچه که در کرمان اتفاق افتاد، ادامه عملیاتهایی است که در راسک و خیبرپختونخواه شاهد بودیم و البته دور از انتظار نیست که نمونههای مشابهی در پکن و دهلی و مسکو هم روی بدهد.
ایران در تلاش بود تا از طریق تعامل با طالبان، خود را از یک درگیری جدید در منطقه دور نگاه دارد، اما از این نکته مهم غفلت کرد که طالبان، میتوانند علاوه بر مواد مخدر، صادر کننده تروریسم به منطقه نیز باشند.
اعتماد به نفسی که گروههای تروریستی از موفقیت طالبان در مجبور ساختن کشورهای منطقه به پذیرش این گروه پیدا کرده اند، اصلی ترین دلیل افزایش این نوع از رویدادهاست.
اتاقهای فکر گروههای تروریستی یقینا به این موضوع فکر کرده اند که اگر طالبان موفق شدهاند با ایجاد هراس از طریق جنگ و خونریزی، دنیا و جهان را وادار به کرنش و همکاری با خود کنند تا جاییکه عدهای با ساده لوحی، عنوان جنبش اصیل منطقه را به این تروریستها بدهند، پس آنها هم حتما میتوانند با استفاده از همین روش، مسیر موفقیت را بپیمایند.

از جمله بزرگترین آسیبهای سیاست تضرع و باجدهی به طالب همین است که امید را در دل گروههای مرده تروریستی زنده کرده و آنها را به بازسازی تشکیلاتی و تحرکات جدید واداشته است.
حادثه تروریستی در کرمان، قلب هر انسان آزادهای را به تأثر وا میدارد، اما اگر طالبان را از عوامل اصلی این رویداد المناک ندانیم، میتوانیم آنها را الگوی سایر گروههای تروریستی در ارتکاب چنین جنایاتی بدانیم.
منبع:
نویسنده: سید احمد موسوی مبلغ، روزنامهنگار