در مطلب قبلی از گرفتاری در دام فناوری و تکنولوژی معلوماتی و فراوانی خبر و خبرزدگی سخن به میان آمد که بیشتر ما کموزیاد دچار آن هستیم. یادداشت حاضر بر آن نیست تا به عدم استفاده از اینترنت، بازیهای اینترنتی، گشتوگذار در فضای مجازی و شبکههای اجتماعی توصیه کند بلکه چند راهکار ساده را پیشنهاد میکند تا از مشغولیت ذهنیای که فراوانی اخبار و استفاده بیرویه از شبکههای اجتماعی به وجود آورده است، رهایی یابیم.
در حال حاضر هر کدام از کاربران شبکههای اجتماعی روزانه با انبوهی از خبر روبرو هستند که در گذشته یک شاه طی یک هفته از سراسر اقلیم خود چنین حجمی از خبر را دریافت نمیکرد. افزون بر این که فراوانی خبر، مشغولیت ذهنی برای ما ایجاد کرده است، وابستگی به محتوای شبکههای اجتماعی، چیزی شبیه وابستگی به موادمخدر است که ما را از واقعیت دور کرده و به هر مقدار که از مطالب و اخبار رسانهها و شبکههای اجتماعی بیشتر استفاده کنیم، بیشتر وابسته میشویم. این وابستگی زمانی بیشتر و بیشتر میشود که محتوای اخبار و اطلاعات درست و نادرست را در راستای علاقمندیهای اعتقادی، منطقهای، زبانی و تباری خود بدانیم.

به رغم آنکه در ظاهر به نظر میرسد مطالعه محتوای شبکههای اجتماعی بر معلومات و دانایی ما میافزایند اما در حقیقت چنین نیست. مطالعه اطلاعات و اخبار شبکههای اجتماعی که با دقت کمی تهیه و منتشر میشوند، افزون بر این که وقت گرانبهای ما را میگیرند، باعث توهم آگاهی و دانش شده و رفته رفته علاقه، انگیزه و نیاز ما را به خواندن کتابهای مفید و مطالعه مقالات علمی از بین میبرند و از طرفی، ما را از کانون خانواده نیز دور میکنند.
البته این سخن به معنای این نیست که خبر نخوانیم و از فضای مجازی، رسانهها و شبکههای اجتماعی استفاده نکنیم بلکه خبر بخوانیم ولی هر خبری را نخوانیم. ما انسانهای معاصر، زیر رگبار اطلاعات و اخبار قرار داریم، منتها نکته این است که ما چگونه در برابر این رگبار، برای خود سرپناه بسازیم و بیابیم.
این سرپناه مدیریت ما است که با اندکی عزم و اراده میتوانیم از آسیب خبرزدگی و سرگردانی در فضای مجازی در امان بمانیم و تا حدودی پدیده فومو را که در مطلب قبلی توضیح داده شد، در جهت درست آن یعنی تشخیص اولویتهای خود هدایت کنیم.
با اینکه خودم دچار فومو و در حقیقت گرفتار فضای مجازی هستم اما در عین حال سازوکارهایی هم برای جلوگیری از خبرزدگی روی دست گرفتهام. مثلاً من پس از مدتها پی بردم که نصب اینستاگرام، واتساپ و تلگرام روی گوشی، مرا دچار خبرزدگی کرده است و هر لحظه برای چک کردن آنها دست به گوشی میشوم. لذا این سه پلتفرم را از گوشی حذف و آنها را صرفاً برای امور کاری و اداری، روی دسکتاپ کامیپوتر منتقل کردهام و از نسخه وب و ویندوز آنها استفاده میکنم. از آنجا که کامپیوتر همیشه روشن نیست، از مراجعه و چک کردن لحظه به لحظه اینستاگرام، واتساپ و تلگرام نجات پیدا کردهام. همزمان با این، سایر پیامرسانهای داخلی ایران و نرمافزارهای ارتباطی مثل مسنجر را نیز به کلی از گوشی حذف کردهام. البته علیرغم تصمیم برای حذف فیسبوک از گوشی و صرفاً استفاده از نسخه ویندوز آن، تاکنون موفق به این کار نشدهام زیرا همانطور که قبلاً اشاره کردم، خودم نیز در دام فناوری و تکنولوژی گرفتارم.
از سویی، همزمان با این که تلاش کردهام گوشیام را حدالمقدور از نرمافزارهای رایج ارتباطی خالی کنم، بارها برای ایجاد حساب در شبکه ایکس و تیکتاک و چند برنامه دیگر وسوسه شده اما خوشبختانه تا مرحله ساختن حساب پیش نرفتهام. در کنار این، همیشه سعی ورزیدهام که در گروهها و کانالها عضویت و حضور نداشته باشم زیرا ما تصور میکنیم که با داشتن نرم افزارهای ارتباطی بیشتر و حضور در گروهها و کانالها، کارهای ما بهتر انجام میشوند در حالی که چنین نیست. داشتن نرم افزارهای ارتباطی بیشتر و حضور در گروهها و کانالها، به معنای مشغول شدن بیشتر ذهن است. همینطور در دنبال کردن صفحهها و حسابها نیز سختگیرم. همه صفحهها و حسابهایی را که در فیسبوک فالوو کردهام به ۲۰ پیج نمیرسد؛ آن هم فقط صفحههای رسانههای معتبر است که نیاز خبری روزانهام را برآورده میکنند.
شاید متوجه شده باشید که فیسبوک هوشمند عمل میکند. مثلاً فرض کنید که صفحهای نه چندان مهم را دنبال و فالوو کردهاید. اگر به صورت تصادفی مطلبی از این صفحه را مطالعه کنید، موتورهای هوشمند فیسبوک، برای چند روز متوالی، مطالب همین صفحه را در صدر مطالب صفحه شما قرار میدهد که خستهکننده است. به همین دلیل خودم فقط در یک گروه فیسبوکی عضو هستم که آن را نیز انفالوو کردهام و اگر خودم خواسته باشم، هر چند روزی به گروه سر میزنم. این نکته را هم یادآوری کنم که بیشتر اعلانات داخلی حساب فیسبوک خود به غیر از اطلاعرسانی لایک و کامنت را غیرفعال کردهام تا هر لحظه ذهنم مشغول پیامهای داخلی فیسبوک نباشد.
راهکارهایی را که من برای آزاد شدن ذهن مانند کمتر استفاده کردن از نرم افزارهای ارتباطی و عضو نبودن در گروهها و کانالها روی دست گرفتهام، یک راهکار نسبی است و ممکن است فرد دیگری شیوه دیگری را برای نجات از خبرزدگی و فرار از مشغولیت ذهنی، روی دست بگیرد.
شاید سوال خلق شود که چرا مولانا جلالالدین بلخی در دفتر دوم مثنوی معنوی در داستان «طعنه زدن بیگانه به شیخ»، دریافت خبر را برابر با افزودن جان دانسته است تا جایی که برخی از شبکههای خبری برای تبلیغ خود به این بیت از شعر مولانا استناد میکنند:
جان نباشد جز خبر در آزمون
هر که را افزون خبر جانش فزون
اگر داستان «طعنه زدن بیگانه به شیخ» را کامل مطالعه کنیم، هدف مولانا را در میبایم که منظور او فقط کسب اخبار راست و دروغ روزمره نیست بلکه او خبر را به معنای علم، معرفت و آگاهی گرفته است که اخبار مفید روزانه را هم شامل میشود. همانطور که بعداً توضیح میدهد که وقتی علم و معرفت و دریافت اخبار مفید حاصل شد، جان آدمی از جان حیوان با ارزشتر میشود:
جان ما از جان حیوان بیشتر
از چه زان رو که فزون دارد خبر
از نگاه مولانا، وقتی جان فزون شد و انسان به کمال رسید، جهان و آنچه در جهان است، تابع او میشوند:
جان چو افزون شد گذشت از انتها
شد مطیعش جان جمله چیزها
مرغ و ماهی و پری و آدمی
زانک او بیشست و ایشان در کمی
ماهیان سوزنگر دلقش شوند
سوزنان را رشتهها تابع بوند
به هر حال، من تجربه کردهام که به هر اندازه بیشتر در فضای مجازی باشم و بیشتر در این فضا بخوانم و بنویسم، بیشتر دچار استرس، اضطراب، دلهره و ناآرامی روحی و روانی میشوم. مشاجرات و بحثهای بیهوده جناحی، گروهی، قومی و منطقهای و حتی دینی و مذهبی در فضای مجازی، بیشترین آسیب را به روح و روان کاربران شبکههای اجتماعی میزند. نیازی نیست که پزشک و روانشناس این آسیبها را تشخیص دهند بلکه با گرفته شدن حال خوش ما به دلیل خواندن مطالب ناراحتکننده در فضای مجازی، به این درک و واقعیت میرسیم که نباید زیاد در این فضا درنگ و توقف کنیم.
چکیده سخن این که خواندن مطالب و محتوایی که بتواند بر معرفت ما بیافزاید، از استرس ما بکاهد، روح و روان ما را آرام کند و به ما احساس آرامش و مفید بودن بدهد، در اخبار و اطلاعات شبکههای اجتماعی و حتی رسانههای معتبر کمتر وجود دارد. این حرف کسی است که تجربه یک دهه حضور در فضای مجازی را دارد. لذا برای رسیدن به آرامش و کاهش دغدغههای روزانه، صفحه مبایل و یا کامپیوتر را برای لحظات و حتی ساعاتی در شبانهروز، از مقابل خود دور کنیم، از فضای خبری فاصله بگیریم و با خیال راحت به کانون خانواده بپیوندیم. سپس اگر فرصتی بود، کتاب مفید در دست بگیریم، ورق بزنیم و بخوانیم زیرا هیچ مطالعهای در فضای مجازی جای مطالعه کتاب و هیچ ابزاری جای کانون گرم خانواده را پُر نمیکند.
منبع:
محمد مرادی، نویسنده