از چند سال بدینسو افغانستان همواره در قعر جدول رده بندی شاخص شاد کشورها قرار میگیرد. به عبارتی دیگر،در ده سالی که بنیاد توسعه پایدار گزارش شاخص شادی مردمان جهان را منتشر میکند، افغانستان همیشه در صدر کشورهای غمگین جهان قرار میگیرد؛ این بنیاد را سازمان ملل متحد در سال ۲۰۱۲ ایجاد کرد.

در بررسی سازمانهای جهانی دیگر نیز افغانستان همواره در جایگاهی مشابه قرار میگیرد. بهصورت کل افغانستان در ردهبندی پدیدههای منفی جهان همیشه در صدر قرار دارد مثلا سالها در صدر کشورهای فاسد جهان قرار داشت؛ بارها بهعنوان مرگبارترین کشور برای زنان، مادران، کودکان و خبرنگاران معرفی شده است.
خیلیها به این باورند که این روند از حدود ۴۵ سال قبل و با کودتای هفتم ثور/اردیبهشت آغاز شد و تا امروز ادامه دارد.
در ناشادبودن مردم افغانستان مسایلی مختلف دخیلاند مانند جنگ، فساد اداری- اخلاقی، نبود امید، دولتهای ناکارا، عدم ارایه امکانات و خدمات از سوی دولتها، نبود امنیت جانی، اقتصادی و مالی و روز افزون شدن بیکاری.
کارشناسان میگویند از سال ۱۹۷۸، جنگ تهمانده امید و آرزو را از افغانها گرفت.
در چهلوپنج سال گذشته، تنها شهرهای بزرگ تاحدی در وضعیت دور از جنگ قرار داشت، آنهم در زمانهای کوتاه. بهطور مثال، کابل فقط میان سالهای ۷۸ تا ۸۷ در وضعیت آرامی قرار داشت؛ اما از این سال به بعد، جنگ روی دردناکش را به شهروندان کابل نشان داد.
در فاصله سالهای ۲۰۰۱ تا ۲۰۰۶ بیشتر شهرهای افغانستان در آرامش به سر میبرد. هرچند جنگسالاران و نیروهای مسلح خودسر هرازگاهی همین آرامش را نیز از مردم میگرفتند. به همین دلیل، جنگ بزرگترین کشنده شادی و امید و افزایشدهنده غم درمیان افغانها بوده است.
تنها بین سالهای ۱۹۷۸ تا ۱۹۹۲، حدود هفتمیلیون شهروند افغانستان به کشورهای دیگر مهاجرت کردند. مهاجرت بهنحوی فرار از ناامیدی بود؛ زیرا امید به بهترشدن اوضاع درمیان افغانها مرده بود.
براساس ارزیابیها معتبر، در میان کشورهای جهان، افغانستان کمترین میزان خدمات و سرویسدهی دولت به شهروندان خود را دارد. حتی در زمانی که در فاصله سالهای ۱۹۷۸ تا ۱۹۹۲ که سیستم اقتصاد دولتی حاکم بود، باز هم دولت نتوانست بهصورت متوازن خدمات اجتماعی را در سراسر افغانستان تامین کند.
در همین حال، افغانستان جزو فقیرترین کشورهای دنیا است. سطح فقر در حال حاضر به بیش از ۹۰درصد رسیده است. یعنی میتوان گفت که همه شهروندان افغانستان فقیرند.
همچنین بیشتر از ۶۰درصد مردم افغانستان زیر خط فقر قرار دارند.
در حاکمیت طالبان علاوه بر فقیرتر شدن مردم افغانستان و ازبین رفتن شغل و افزایش بیکاری، شهروندان افغانستان امید به آینده را از دست داند و در حال حاضر اکثریت مطلق مردم در ناامیدی و یاس زندگی میکنند. از جانب دیگر، مقامات حکومتها گذشته از اشرف غنی، رییس جمهوری سابق گرفته تا اغلب وکلای پارلمان و وزرا میلیونها دالر را از افغانستان دزدی کردند و مردم را به حال خودشان در گرداب ناملایمات روزگار و در سایه حاکمیت یک گروه به شدت افراطی تنها گذاشتند.
گزارشها حاکیست که اکثریت مردم افغانستان با بیماری روانپریشی و افسردگی حاد دچار اند، موضوع که آمار خودکشی را حتی در بین نوجوانان و جوانان به شدت افزایش داده است.
اگر شاخصهای ناشادترین مردم را بازتر کنیم بدون شک ممنوعیت تحصیل دختران و کار زنان، افغانستان را در بحران تازهای قرار خواهد داد، بحرانی که علاوه بر ناشادترین مردم، این کشور را در چالهای دیگر از زندگی سیاه قرار خواهد داد، سیاه چالهای که بیرون شدن از آن حالا حالا کار ناممکن به نظر میرسد.
آیا به واقعیت افغانستان اولین کشور ناشاد جهانست؟
محمد مرادی: نویسنده
شبکه راهکارهای توسعه پایدار سازمان ملل، در گزارش سالانه خود، افغانستان را اولین کشور ناشاد یا غمگین جهان معرفی کرد. در این گزارش که به رضایت و یا سعادت جهانی معروف است، وضعیت خوشبختی، سعادت، شادی و در کل رضایت مردم ۱۳۷ کشور جهان از زندگی، مورد بررسی قرار گرفته است.

هرچند برخی معتقد هستند که در دو سال گذشته با حضور طالبان در قدرت، امنیت در افغانستان نسبت به گذشته بهتر شده است اما این اتفاق، شادی، خوشبختی و سعادت را برای مردم افغانستان به ارمغان نیاورده است.
در این میان شمار زیادی باور دارند که تأمین امنیت توسط طالبان، تبلیغاتی بیش نیست زیرا در دو سال اخیر هزاران نفر بر اثر انفجارها، حملههای انتحاری و ترورهای هدفمند در افغانستان جان خود را از دست دادهاند.
منتها تفاوت دو سال اخیر با بیست سال گذشته در این است که در دو دهه گذشته طالبان عامل اصلی ناامنی در افغانستان بودند ولی اکنون از حجم ناامنیهای ناشی از فعالیتهای مسلحانه طالبان در افغانستان کاسته شده است.