من به هشت دلیل ثابت میکنم که امارت «اسلامی» تالبان فاسد ترین اداره در تاریخ افغانستان است.
نخست، نبود دسترسی به اطلاعات از منابع ملی بزرگترین فساد است. هیچکسی از بودجه ملی که متعلق به مردم است و روش استفاده از آن آگاه نیست. بر بنیاد اصول اساسی حکومتداری، نبود دسترسی مردم به اطلاعات عامل اصلی فساد در یک سیستم است.

تالبان همهی امورات مالیاتی، بودجوی، تامیناتی و مصرفی را پنهان میکنند تا بتوانند زیرساختارهای فکری-ایوئولوژیک و استخباراتی خود را تقویت کرده و به جای کاهش فقر که مهمترین نیاز جامعه است مدرسه های استخباراتی و دیوبندی بنا کنند. تالبان نحو منابع خارجی را نیز پنهان میکنند. این رویکرد منبع اصلی فساد در کشور است.
دوم، فساد سیاسی مادرِ فساد اداری در اداره تالبان است. فساد سیاسی به معنای ترجیح و تمرکز ایدئولوژیک در تقرریهای دولتی معنا میدهد. این روش سبب میشود که شخصیتهای خبیر، فهیم و متخصص از حاکمیت و قدرت که متعلق به مردم است به حاشیه کشانیده شوند و تنها ملاهای وابسته به تالبان امتیازات و پُستهای کلیدی را انحصار کنند. تالبان در این زمینه دست تمام گروههای ایدئولوژیک را در جهان از پشت بسته اند.
سوم، تبعیض در سطح اپارتاید در برابر نیم نفوس کشور که زنان هستند کلانترین فساد اداری، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی نامیده میشود. برابری جنسیتی شاخص اصلی شفافیت و تبعیض جنسیتی شاخص عمده فساد اجتماعی است. تالبان اپارتاید نژادی را در افریقا و اپارتاید بردگی را در امریکای لاتین و شمالی در سده های ۱۲ تا ۲۰ سرخروی ساختند.
چهارم، نپوتیسم یا خویشاوندگرایی در تالبان نسبت به هر گروه دیگر برجسته است. قدرت از روی جایگاه پدر، کاکا، برادر، ماما و به همین شکل حلقههای دومی، سومی، چهارمی حتا پنجمی تقسیم شده است. این حلقهها در همه ساختارهای اداری رخنه کرده و یک سیستم قبیلهیی حاکمان دوران بربریت را شکل داده است.
پنجم، امیرالمومنین خود بزرگترین فساد تاریخ است. رهبری که صدا دارد و سیما نه، بر همهی امورات مملکت تصمیمگیر است. امیرالمومنین در تاریخ اسلام از خود تعریف دارد. یعنی رهبر مسلمانان که بر بنیاد اصول اسلام، عدالت، انصاف و برابری را در جامعه تامین، تحکیم و نظارت میکند. این در حالیست که در کشور فقر، بیعدالتی، بیانصافی و بیحرمتی در برابر کرامت انسانی به ویژه زنان بیداد میکند.
ششم، برابری اجتماعی به عنوان یک ارزش و قاعده، بایسته اصلی نظام های امروزی است. بر بنیاد شاخصهای قبول شده توسط نهاد جهانی «شفافیت بینالملل» نبود برابری اجتماعی و ارجحیت یک گروه بر گروه دیگر تهداب فساد را در جامعه محکم و فرهنگ آنرا نهادینه میکند.
تالبان در جامعهی چندین فرهنگی و چندین قومی ما یک سیستم تباهکن هژمونیک قومی را راهاندازی کردهاند که یکی از بزرگترین نوع فساد به حساب میآید. اقلیتهای قومی از ابتداییترین حقوق انسانی بیبهره هستند و حتا اقلیت هندو ها و سیکهای ما از کشور ناپدید شده اند.
هفتم، فساد فرهنگی یکی از کلانتری ظلمتیست که بر جامعه ما توسط تالبان حاکمیت میکند. تالبان مردم را از آزادیهای فرهنگی محروم ساخته، هنر را به کلی از جامعه محو کرده و قشر وسیعی از هنرمندان را بیکار، بیروزگار و یا متواری ساخته است. اما به جای آن فرهنگ تالبانیسم را که با ریشههای فرهنگ مردمی رابطه ندارد بر جامعه تحمیل کرده اند. تحمیل فرهنگی و به حاشیه کشانیدن فرهنگ بومی یکی از شاخصهای اصل فساد فرهنگی در جامعه است که تالبان نام بلندی در جهان از این بابت دارند.

هشتم، فساد اجتماعی زمانی شکل میگیرد که مردم از تمرین آزادیهای عقیدتی خود توسط حاکمیت بیبهره میشود. تالبان با تحمیل مذهبی تلاش کرده اند تا آزادی های مذهبی را از سایر گروههای عقیدتی در کشور بگیرند. در این جمع میتوان از گروههای عقیدتی که متعلق به مکتب جعفری هستند و یا هممیهنان ما که عقاید غیر اسلامی از جمله هندویسیم، بودیسیم سیکهیسم دارند نام برد. این رویکرد ظالمانه تالبان ارزشها و آزادیهای عقیدتی را در جامعه محو کرده و کلانترین فساد اجتماعی را به بار آورده است.
پس انسان آگاه باید بداند که تالبان مفسد ترین گروه نظامی-سیاسی در جهان است که بر مردم ما در نتیجه یک معاملهی سیاسی و استخباراتی تحمیل شده است. هر انسان دانا باید به این تبلیغات تالبان که گویا «فساد را محو کرده اند» پاسخ قاطع دهد.
تذکر: این نوشته من به هیچ شکلی فساد گسترده دوران مافیایی را زیر نام «جمهوریت» توجیه نمیکند.
منبع:
نویسنده: دکتور ملک ستیز پژوهشگر ارشد علوم سیاسی، حقوق بینالملل و روابط جهانی