فهم این که طالبان مجری پروژه ای هستند که در آن، قرار نیست کرامت انسانی و حقوق اسلامی مردم مورد توجه باشد، در همان ابتدای تحویل دادن افغانستان به این گروه هم کار سختی نبود، اما با آن هم، دو سال و هفت ماه طول کشید تا عده ای که خیال میکردند بیعت و تعامل با طالب، گزینه بهتری است، به اشتباه خود پیببرند.
سخنرانی اخیر آقای واعظ زاده در کابل که جزو اولین بیعت کنندگان و حمایت کنندگان طالب بود، حاوی نقد هایی بود که سه سال پیش، توسط عدهای دیگر، پیشبینی شده بود.

در عین حال، هم اکنون هم اگر لحیه جنبانان به این نتیجه رسیده باشند که همراهی با طالب، ثمرهای ندارد، با اینکه دیر هنگام است، اما باید به فال نیک گرفته شود.
عدم همراهی با طالب، الزاما به معنی تقابل با این گروه نیست، اما تایید این گروه، دیگر هیچ وجهی ندارد.
پروندهی تعامل با طالبان مدت هاست که بسته شده و برای حفظ حیات، باید راهکار دیگری بجوییم.
آقای واعظ زاده، نکات بسیار خوبی را در سخنرانی روز گذشته خود بیان کرد.
او این سخنان را با شجاعت ستودنی هم گفته است.
نحوه مواجهه طالبان با شیعیان در طول سه دهه گذشته همراه با فاجعه بوده و آقای واعظ زاده در سخنان کوتاه خود، آن را موجز و مفید بیان کرده است.

بازگشت ایشان به مواجهه انتقادی با طالبان به جای حمایت از این گروه، قدمی نیک و مبارک است که باید مورد حمایت واقع شود.
شورای علما و بقیه کسانی که مدعی زعامت هستند و خود را لحیه جنبان میدانند هم باید به این اقدام آقای واعظ زاده تأسی کنند و نقدهای خود بر طالبان را علنی و شفاف بگویند.
رعیت ماندن برای طالب، یا بقا بر بیعت طالب، در شرایط کنونی هیچ توجیهی ندارد.
مجددا تاکید میکنم که خروج از بیعت با طالب به معنی مقابله با طالب نیست.
در شرایط اضطرار، میشود سالها تحت حاکمیت جباران زندگی کرد، اما مشروعیت بخش آنها هم نبود.
منبع:
نویسنده: سید احمد موسوی مبلغ