قالبِ غالب و مسلط بر گفتمان “قدرت” در افغانستان، بر شالوده “قومیت” استوار است. مترقی ترین دموکراسی خواهان این مرزوبوم، هنوز در پشت میله های “دموکراسی انجمنی” گیر مانده و نتوانسته اند بر آن چیره شوند.
“دموکراسی انجمنی” در بهترین وجه قابل تصور، تقلیل وتنزُّل اصل شهروندی و محروم ساختن آحاد مردم از حق ذاتی خود ورسیدن به یک توافق “الیگارشی قومی” است.

مقولههای گفتمانی که قادر به فهم حق ذاتی انسان نبوده و یا درپی انکار آن باشند، نمیتوانند مدعی داعیهی دموکراسی باشند. “قومیت” با سه ویژگی، قادر به هضم دموکراسی نیست زیرا؛ حق ذاتی مبتنی بر اصالت “فرد” نادیده انگاشته میشود.
انکشاف و توسعه به دلیل محرومیت جامعه از نخبگان فکری، به تعویق میافتد و قدرت و ثروت برپایه “اِیل” واگذار میشوند.
عصبیت قومی و دینی (ترکیبی که امروز سر نوشت میلیونها انسان در افغانستان را به گروگان گرفته) عنصر کلیدی شروع و تداوم جنگهای خونین تاریخ بشر بودهاند . جنگهای صلیبی، جنگ سی ساله مذهبی در اروپا، جنگ جهانی اول و دوم و… از چاشنیهای عصبیتهای قومی و مذهبی بهره بردند.
بنا براین هر تلاشی با محوریت توجیه “قومیت” محکوم به شکست است. زیرا این فرمول ظرفیت حل مشکل جامعه ما را ندارد. لازم نیست به مصرف داروهای که تاریخ مصرف آنان سالها است به پایان رسیده، اصرار ورزیم.
به رسمیت شناختن حق ذاتی هر شهروند (به مفهوم تساوی آنان در تمام عرصههای مختلف سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی) تنها راه رسیدن به دموکراسی واقعی و یک جامعه انسانی است.
هرچند حرکتهای نسبتا مثبت برخی از نخبگان سیاسی، گامی به جلو است اما هنوز، هم روشنفکران سیاسی و هم سیاست مداران روشنفکر ما، مذبوحانه تلاش میکنند در مقوله “قومیت” شآن نزول برای دموکراسی بیابند، چیزی که نه ممکن است و نه منطقی.

رحمتالله نبیل رئیس پیشین امنیت ملی افغانستان دریک مصاحبه تلویزیونی با “افغانستان اینترنشنل” از نخبگان و سیاستمداران پشتون و تاجیک خواست تا به دلیل قصور تاریخی خود، از اقوام دیگر (هزاره، ازبیک، پشهی ، بلوچ و…) عذر خواهی کنند.
به نظرم این کار قدمی مثبت است اما مشکل جامعه ما عذر نخواستن نیست، بل ماندن در مفاهیمی است که بدون عبور از آنها “ملت شدن” همچنان یک آرزو باقی میماند. عذر خواهی از یک روند ظالمانه تاریخی خوب است اما چیزی را حل نمی کند. بویژه اگر عذر خواهی هم با زیر بنای تفکر “قومی” صورت گیرد .
پس باید اذعان کرد که تا رسیدن به دموکراسی “خیلی فاصله” داریم.
منبع:
نویسنده: سید محمد علی رضوانی