برای انسان هزاره که پیوسته قربانی ستم، تبعیض و استبداد بوده، چیزی ارزشمندتر از تامین عدالت، برابری، حقوق شهروندی، رفع تبعیض و ستم سیستیماتیک نیست؛ هرکسی که برای تامین ارزشهای فوق الذکر مبارزه کند نورچشم ماست و دارای ارج و منزلت فاخر نزد انسان هزاره.
هرکس که عامل استبداد، تبعیض و ستم سیستیماتیک باشد؛ هرگز مطلوب و مقبول جامعه هزاره نیست. از این رو افراد دارای شناسنامه هزارگی -که در اردوگاه تمامیت خواهان، مخکش سازان و تبعیض بازان قرار داشته اند- چنان منفور، مطرود و محکوم این جامعه اند که گویی اصلا وجود نداشته اند!

تردیدی نیست که غالب کارگزاران برخی از اقوام در حکومت های کرزی و احمدزی با رای، حرمت و سرنوشت انسان هزاره و افغانستان بازی کردند و درحق این جامعه تبعیض و ستم روا داشتند؛ تبعیض و ستم آشکارتر از این نبود که اکثریت مطلق دستگاههای حکومتی بر روی انسان هزاره مسدود بود.
بسیاری از ادارات برای انسان هزاره شبیه حکومت قبلی و فعلی طالبان بود. درد آورتر اینکه: وقتی درپارلمان، رسانهها و تجمعات و خیابانها، علیه تبعیض و ناروایی فریاد میکردیم ما را به تعصب، تفرقه و جاسوسی برای فلان کشور متهم میکردند. شخصا خاطرات بسیار آزاردهنده ای از آن همه دارم.
هیچ رهبرقومی، کارگزار سیاسی و اداری نمی تواند اِعمال چنان تبعیض و تعصب مذهبی و قومی سیستیماتیک علیه انسان هزاره را انکار کند. اعتراف میکنیم که جبن، محافظه کاری و تماشاگری بیعرضگان هزاره که حضور تزئيني در حکومت های جمهوری داشتند سبب شدت چنان تبعیض و نارواییهای شرم آور می شد.
با تاسف که در آن سالها سکوت کلیت جامعه هزاره در برابر این عناصر ظاهرا خودی؛ عامل دیگر ادامه یافتن تبعیض، ناروایی، بیداد و استبداد بود. به عنوان مثال: پذیرش سهمیه بندی اعلام شده و ناشده در ساختارهای ملکی و نظامی نتیجه معامله گریها و ضعف ها و جبن نخبگان هزارگیِ شریک قدرت بود.

اگر استاد خلیلی مانند مارشال فهیم در برابر بیدادگری کرزی میایستاد و اگر دانش همراه و تایید کننده دایمی غنی نمیبود و اگر برخی از میان جامعه هزاره، نقشِ “میرزا قلم های بلی صاحب گو” را بازی نمیکردند و از موضع اقتدار در برابر ستمگران میایستادند؛ هیچ کس جرائت ستمگری علنی، در حق انسان هزاره را نداشت.
من در تمام فعالیتهای فرهنگی و سیاسی ام شاهد بوده ام که بسیاری از عناصر پرمدعای شعارگوی هزاره در جریان عدالت خواهی، تا جایی به آرمان عدالت و برابری و رفع تبعیض و ستم پایبند بودند که به حضور تزئيني آنان در قدرت سیاسی و منافع زودگذر شخصی شان، ضربه و صدمه ای وارد نمیکرد.
این جماعت اما وقتی در میدان مبارزه با اندک ترین تهدید منافع شان مواجه می گردیدند یا چنان غرق سکوت و تماشاگری میشدند که گویی سالها قبل مرده اند و یا با سینه چاکی و موزه پاکی از ستمگران جانب داری میکردند و در صف آنان می ایستادند و با تفاخر و اصرار از دستگاه ستم و تبعیض دفاع می کردند: گویی که هیچ گونه ستم، ناروایی و تبعیضی علیه انسان هزاره وجود ندارد و همه چیز گل و گلزار است.
واقعیتهای عینی را که به چشم دیدم مرا به این داوری رسانده است که اعلام کنم همه کارگزاران اقوام به استثنای برخی عناصر منصف و دور اندیش؛ علیه انسان هزاره ستم و ناروایی و تبعیض نمودند و حقوق شهروندی او را نقضکردند. اثبات این ادعا آن قدر ساده است که نیازی به پژوهشهای عمیق ندارد.
نسل جوانی که در برابر دیو استبداد قومی در پوشش شریعت ایستاده اند، بدانند که در شرایط حساس و خطیر کنونی طرح قصه های دل آزار گذشته که سبب نزاع میان خودی ها میگردد یک خیانت آشکار به آرمانهای عدالت طلبی و استبداد ستیزی است.نباید کاری کنند که به سود طالبان قدرت تمام شود.
مبارزان راه آزادی و عدالت باید تمام همت و قدرت خود را متمرکز بر مبارزه علیه طالبان قدرت و ثروت و عاشقان خون و خشونت نمایند. از این رو ایجاب میکند که همه نیروهای مبارز در نقش های مختلف و در زمینه های مناسب علیه گروه حاکم بسیج گردند و با تمام قدرت بر این جماعت بتازند.

تصفیه حساب میان جریان های عدالتخواه برای روزهای پس از نابودی حکام امروز بماند. قطعا باید اشتباهات، خطاها و خیانتها را شناسایی و برطرف کرد، حتما باید آزادی خواهان، برابری طلبان و معتقدان به حقوق شهروندی از گذشته درسگیرند و برای فردای عاری از ستم و تبعیض، برنامه ریزی نمایند.
شاید برخی بگویند پارلمان نیز در آن ستم و تبعیض شریک و سهیم بود. قطعا برخی از نمایندگان هزاره با سکوت و تماشاگری در جهت بی عدالتی و ناروایی و ستم و تبعیض قرار گرفتند اما مگر من منکر این همه هستم. بارها گفته ام که پارلمان در تمام خطاها و خیانت ها و استبداد پیشگیها سهیم بود.
منبع:
عارف رحمانی، عضو پیشین مجلس نمایندگان افغانستان