طرح این پرسش که آیا مناقشات پاکستان و طالبان به نقطه بر گشت نا پذیر رسیده به چند دلیل موجه و قابل تامل است:

▪ از زمان به قدرت رسیدن طالبان تا کنون، درگیریهای مرزی متعددی میان حکومت پاکستان و طالبان رخ داده است اما هیچ یکی ازاین در گیریها در سطح، وسعت و اندازه حمله پاکستان به خوست و پکتیکا و جواب طالبان به این حملات، گسترده نبوده است.
▪ درگیری های مرزی پیش از این، میان مرزبانان و به دور از دخالت مقامات عالی پاکستان و رژیم طالبان صورت می گرفت. اما این بار، امر حمله به خاک افغانستان از سوی بالاترین مقام نظامی پاکستان و بوسیله جتهای (جنگنده) اردوی این کشور صورت گرفته و جواب که به آن داده شده نیز به دستور وزیر دفاع طالبان ” قومنده” شده است.
▪ هرچند پاکستان اعلام کرده است که محل اختفای فرماندهان تحریک طالبان پاکستانی و گروه های هم پیمان آن را هدف قرار داده نه پایگاهای نظامی طالبان را اما طالبان آن را تجاوز به خاک افغانستان و نقض تمامیت ارضی خود می داند.
▪ پاکستان (با این استدلال که طالبان حاکم در کابل از گروهای افراطی پاکستانی علیه منافع آن استفاده می کنند) سطح اتهام را بالا برده و حسن نیت طالبان افغانستان را با پرسش جدی روبه رو کرده است. از سوی هم طالبان با احضار سفیر پاکستان به وزارت خارجه، بالا ترین اعتراض رسمی به این حملات را نشان داده اند.

▪ با همه این مسائل به نظر می رسد که صحبت از رسیدن مناقشات پاکستان و طالبان در نقطه بر گشت نا پذیر، هنوز زود است اما این حمله پاکستان به قلمرو حاکمیت طالبان، روشن ساخت که انتظار حاکمان کابل از تغییر چشم گیر سیاست پاکستان در قبال افغانستان بعد از انتخابات ریاست جمهوری، از مبانی واقع بینانه بر خور دار نیست.
و این نیز باید روشن باشد که در صورت ادامه حمایت رژیم طالبان از تحریک طالبان پاکستان، حوادث به جای خواهد رسید که برای هیچ کس قابل کنترل نباشد.
▪ زمانی که پاکستان اعلام کرد بیش از یک میلیون مهاجر افغانستانی را از پاکستان اخراج می کند، سناریوهای احتمالی سیاست این کشور در قبال طالبان را بیان کردم . در آن یاد داشت خاطر نشان کردم که آخرین سناریو پاکستان حمله به افغانستان و حمایت تمام قد از مخالفان مسلح طالبان خواهد بود. روند حوادث در این چند ماه نشان می دهد که رخ دادهای میان افغانستان و پاکستان به سوی اجرایی شدن آخرین سناریو پیش می رود.
منبع:
نویسنده سید محمدعلی رضوانی