طالبان از غیر خودی ها، یکی از سه چیز را میخواهند:
یا بیعت کنند
یا معیت کنند
یا رعیت شوند
آنچه که طالبان از شیعیان خواسته اند، صرفا انتخاب بین دو گزینه بیعت یا رعیت شدن بوده است، اما در مورد حکمتیار، به معیت او با حاکمیت خودشان هم راضی بودند.

کشمکشهای اخیر اما میان حکمتیار و طالبان نشان میدهد که دوران همراهی حکمتیار با طالبان به پایان خود رسیده است.
اخراج حکمتیار از منزل دولتیاش و منع او از فعالیت سیاسی توسط طالبان، نشان میدهد که حداقل بخشی از طالبان (طرفداران ملاهبتالله رهبر طالبان)، معیت حکمتیار را به رسمیت نمیشناسند و خواهان بیعت هستند.
از آن طرف، سراج الدین حقانی، حکمتیار را از خانه دولتی اش به خانه ای در وزیر اکبرخان منتقل کرده و حکمتیار هم علیرغم ممنوعیت کار حزبی، همچنان ملاقات های سیاسی و حزبی دارد.
دو نکته از چنین وضعیتی قابل فهم است:
۱. اول اینکه میان قندهار و کابل، راهبردها یکسان نیستند و در نتیجه، سایه اختلافات بر سر یارگیری هم افتاده است و البته، حکمتیار، در این نزاع، سهم حقانی هاست نه ملاهبتالله.
آنچه که از کودتای خاموش و نافرجام مشترک حکمتیار و حقانی علیه ملاهبتالله گفته میشود هم موید همین مطلب است.

۲. نمیشود نقش پاکستان در نزدیکی حکمتیار و طالبان را دستکم گرفت.
به همان اندازه که ملاهبتالله و فرماندهان تحت امرش چون قیوم ذاکر و صدر إبراهیم و … به ایران نزدیک هستند، سراج الدین حقانی و فرماندهانش با پاکستانیها خلوت و رفاقت دارند و حکمتیار به واسطه دوستی قدیمیاش “ایاسای”، با حقانیها میتواند رابطه نزدیکتری داشته باشد.
اگر پاکستان را کنشگری بدانیم که غالبا طبق برنامههای آمریکا عمل میکند، میشود استنباط کرد که جناح حقانی، در شرایط فعلی، با سیاستهای آمریکا همراه تر و نزدیکتر است.
آنگاه شاید بتوانیم راز سرک کشیدن پهپادهای آمریکایی در قندهار و فرار ملاهبتالله از محل استقرارش را بهتر درک کنیم.
ملا هبتالله و یارانش اگر آنقدر جوگیر شوند که برخلاف تعهدی که در دوحه به آمریکا داده اند، عمل کنند، ممکن است به سرنوشت ملااختر منصور گرفتار شوند.
اگر قندهاریها، علیرغم شاخ و شانه کشیدن حکمتیار و پسرش، کماکان با او مماشات کردند، باید درک کنیم پهپادهای امریکایی پیام خود را به درستی به رهبر طالبان منتقل کرده اند و ملای قندهار، زنده ماندن را بر مخالف با آمریکا ترجیح داده است.
در اینصورت، او برای اثبات پایبندی به تعهدات خود نسبت به آمریکا، یک گام دیگر هم باید علیه ایران بردارد.

این گام، ممکن است در هر زمینهای وقوع پیدا کند.
حقابه و رویدادهای تروریستی، دو ابزار محکم طالبان برای اعمال فشار بر ایران هستند.
افرایش سیل مهاجرت به سوی ایران با تشدید سیاستهای تغییر بافت جمعیتی و اعمال فشار بر چهرهها و نهادهای همراه با ایران هم از دیگر راههای طالبان جهت نشان دادن سیاستهای ضد ایرانیشان است.
اگر قرار باشد که هبتالله به حیات ادامه دهد، نمیشود که در ازای آن، موارد فوق تشدید نشود.
منبع:
نویسنده: سید احمد موسوی مبلغ