براساس اطلاعات منابع موثق، برخی چهرههای جهادی افغان به شمول عبدالربرسول سیاف، گلبدین حکمتیار و اسماعیلخان برای یک دوره از گفتگوهای “سری” به اسلامآباد پایتخت پاکستان دعوت شدهاند.
هر چند هنوز به طور مشخص اسلامآباد در این باره اظهار نظر رسمی نکرده، اما منابع میگویند که قرار است رهبران جهادی افغان به ویژه آنهایی که سابقه ایجاد کمپهای نظامی در پاکستان را دارند، مشورههای ضروری برای بسیج نیروهای افغان در برابر طالبان را دریافت کنند.

گفته شده که پاکستان یک بار دیگر زمنیه ایجاد کمپهای سربازگیری برای رهبران مجاهدین را در خاک خود فراهم میکند تا در صورت نیاز در برابر طالبان که به یک نیروی ضد پاکستان تبدیل شده، از آن استفاده کند.
برای دوکتورین سیاسی پاکستان آموزش، تجهیز و اعزام نیروهای مخالف حکومت کابل در پاکستان کاری سختی به نظر نمیرسد اما در حال حاضر این کار با توجه به تغییرات فاحشی که در منطقه ایجاد شده چندان ساده هم نیست.
وقتی به گذشته بر میگردیم، اواسط دههی ۱۹۷۰ یک نقطهی عطفی در تاریخ پاکستان و افغانستان بود، زمانی که دولت غیرنظامی ذولفقارعلی بوتو تصمیم گرفت روی افغانهای مخالف حکومت کابل سرمایهگذاری کند. حکومتی که داشت به کمونیستهای اتجاد شوروی گرایش پیدا میکرد.
دقیقا پس از آن بود که مناطق قبایلی نیمهخودمختار پاکستان تبدیل شد به سکوی پرتاب و آموزشگاه افغانهای مخالف حکومت کابل. شماری از جوانان آنزمان بهشمول گلبدین حکمتیار، برهانالدین ربانی، یونس خالص و عبدالرب رسول سیاف، برای آموزشهای کماندویی در منطقهی کوهستانی چیرات، به فاصلهی تقریبا هشتاد کیلومتری جنوب پشاور، آموزش دیدند.
مناطق مرزی پاکستان بهدلیل همجواری با ولایتهای پکتیکا، پکتیا، ننگرهار، کنر، زابل و قندهار در شرق و جنوبشرق افغانستان مناطق ایدهآل برای ایجاد پایگاههای نظامی در برابر حکومتهای افغانستان شمرده میشود، اما در حال حاضر این روند با چالشهای گسترده مواجه است.

نخستین چالش در برابر اسلامآباد برای اینکه یک بار دیگر مجاهدین را در این مناطق، آموزش، تجهیز و تمویل کند، حضور فوقالعاده قوی و نیرومند طالبان پاکستان موسوم به “تیتیپی” در مناطق سرحدی پاکستان و افغانستان است، وضعیتی که در اواسط دههی 1970 از آن خبری نبود.
طالبان در افغانستان با وجود فشار مضاعف اسلامآباد تا اکنون از حمایت طالبان پاکستانی دست نکشیدند، کارشناسان میگویند که با توجه به نوع روابط که میان طالبان افغانستان و تیتیپی برقرار شده است، رژیم طالبان نمیتواند که از تیتیپی رو گرداند.

در دههای شکلگیری مجاهدین در پاکستان مناطق سرحدی بهعنوان مناطق ترانزیت، هم برای اسلحه و هم برای ستیزهجویان اسلامی که از سراسر جهان اسلام سرازیر میشدند، عمل میکردند. این مناطق هم زمین آموزش و تمرینات نظامی را فراهم میکرد و هم ذخیرهگاههای سلاح و مهماتی بود که سیا برای مجاهدین میفرستاد.در حال حاضر اما اسلامآباد این توانایی را از دست داده است.
تمامی مدارس که قبلا برای آموزش مجاهدین در صوبه سرحد از آن استفاده میشد سالهاست که به مراکز تبلیغ و سربازگیری طالبان تبدیل شده است.
رویدادها و حوادث دههای 70 باعث شد که ایالات متحده امریکا به وزیرستان، مهمند و باجور توجه کند و به گلبدین حکمتیار، مولوی محمدیونس خالص، برهانالدین ربانی، عبدالرب رسول سیاف، مولوی محمدنبی محمدی، صبغتالله مجددی میلیونها دالر پول داد تا در برابر حکومت کابل بجنگند. هر چند در آنزمان این افراد که بعدا به رهبران مجاهدین تبدیل شدند، توانستند چالش جدی را در برابر حکومت کابل ایجاد کنند اما در حال حاضر واشنتگن بارها اعلام کرده است که از طرح “جنگ مسلحانه در برابر طالبان” حمایت و پشتیابی نمیکند.

حال سوال اساسی که مطرح میشود این است که آیا اسلامآباد با توجه به نفوذی که در امریکا دارد، یک بار دیگر خواهد توانست که بودجه لازم را برای بسیج دوباره مجاهدین در برابر طالبان از امریکا بدست آورد؟ بدون شک پاکستان به تنهایی با توجه به وضعیت بدی اقتصادی که دارد، هر گز قادر نخواهد بود که منابع مالی شکلگیری بسیج تازه را فراهم بتواند. از سوی دیگر برای پاکستان یک ریسک و خطر کلانی است که روی سران و رهبران مجاهدین سرمایهگذاری کند، زیرا اغلب این رهبران به پایان عمر شان نزدیک شده و زمان کافی برای دریافت این سرمایهگذاری را از لحاظ زمان و نیروی جسمی ندارند.
از سوی هم، پسران رهبران جهادی در ناز و نعمت بزرگ شده و در آنها قابلیتهای از پدرشان دیده نمیشود این را نیز نباید فراموش کرد که مردم افغانستان دیگر به رهبران جهادی اعتمادی ندارند، بسیار دشوار خواهد بود که این اعتماد از دست رفته را رهبران مجاهدین بدست اورند عدم حمایت مردم در آستانه سقوط حکومت جمهوریت از رهبران جهادی به خوبی نشان داد که تاریخ مصرف رهبران جهادی گذشته است و مردم افغانستان دیگر روی مهرههای سوخته اعتماد نخواهند کرد.
نویسنده: محمد زرین