Close Menu

    عضویت در خبرنامه

    جدیدترین خبرها را در ایمیل خود دریافت کنید

    خبرهای مهم

    شمار قربانیان زلزله افغانستان به بیش از 2200 و زخمی‌ها از مرز سه هزار نفر گذشت

    13 سنبله 1404

    کشته شدن صدها تن در زلزله مرگبار در شرق افغانستان؛ چندین روستا با خاک یک‌سان شده

    10 سنبله 1404

    دبیر شورای امنیت روسیه: به شمول داعش خراسان حدود بیست گروه تروریستی در افغانستان فعال اند

    7 سنبله 1404
    Facebook X (Twitter) Instagram
    Facebook X (Twitter) Instagram
    خبرگزاری پل
    • صفحه نخست
    • خبرها
      • سیاست
      • اقتصاد
      • حوادث و جنایی
      • بیشتر بدانید
      • سایر خبرها
      • کی، کجا، کی
      • بحران خاورمیانه
      • ورزش
    • حقوق بشر
    • مهاجرت
    • تحلیل و گزارش
    • گپ روز
    • بین‌الملل
    • Española
    خبرگزاری پل
    صفحه اصلی » چه‌گونه کریکت ورزشی قومی است؟
    تحلیل و گزارش

    چه‌گونه کریکت ورزشی قومی است؟

    Pol PressBy Pol Press5 سرطان 1403بدون دیدگاه
    Facebook Twitter Pinterest LinkedIn WhatsApp Reddit Tumblr Email
    Share
    Facebook Twitter LinkedIn Pinterest Email

    بی‌گمان سخن‌زدن از سیاسی‌شده‌گی ورزش گپ تازه‌یی نیست. از فوتبال گرفته تا بازی‌های چندسالانۀ المپیک همه به قدری با مسایل سیاسی درهم تنیده‌اند که ناممکن است دیگر از ورزش به مثابۀ ورزش سخن گفت. هم در سطح جهانی و هم در سطح کشوری، صنعت ورزش همانند بسیاری از صنعت‌های فرهنگی دیگر، به دلیل سودآوری دست سیاست را به دامن خویش افگنده‌است. اما یک کیفیت دیگر این پدیده که اتفاقاً مقدم بر صنعت‌بوده‌گی آن نیز است و غالباً از نظرها پنهان می‌ماند این است که ورزش، به ویژه ورزش‌های گروهی نظیر فوتبال، کریکت و… قدرت تهییج چندبرابر احساسات جمعی را در خود نهفته دارد. کیفیتی که در شرایط متفاوت‌تری فقط پدیدۀ جنگ با آن برابری می‌کند.

    کریکت

    در روزگار ناسیونالیسم‌ها و سپس دوران جنگ سرد، این سویه از کیفیت ورزش‌های گروهی بیشتر مورد استفادۀ دولت‌های ناسیونالیستی و ایدئولوژیک بود. به یاد بیاوریم شوروی و کشورهای هم‌پیمانش را که در برابر ایالات متحده و متحدانش چه‌گونه به واسطۀ این مهم به‌ همدیگر خط‌ ‌ونشان می‌کشیدند. نوعی تمرین و تمثیل که مقدمه‌یی بر جنگ واقعی شمرده می‌شد.

    البته که پس از جنگ سرد و پوست‌اندازی ناسیونالیسم‌ها در کشورهای جهان و نیز چیره‌گی کامل سرمایه‌داری، این سویه از کاربرد ورزش به نفع ملی‌گرایی کم‌رنگ شد و همه کیفیات آن به خدمت سرمایه و بازار درآمد که امروزه یکی از عرصه‌های کلان گردش و انباشت سرمایه‌است.

    اما این پدیده در کشورهایی که استعداد صنعتی‌کردن آن را نداشتند و استوار بر نظم کلاسیک ناسیونالیستی بودند، کماکان همان ویژه‌گی اولیه را حفظ کردند و هنوز از آن برای شوراندن احساسات ملی و کشوری استفادۀ نهایی را می‌برند که افغانستان یکی از همان کشورهاست.

    جالب‌ این‌که ناسیونالیسم افغانی به‌رغم دست‌اندازی‌های بی‌پایان و همه‌جاحاضرش تا همین دو دهۀ قبل نتوانسته بود از این پدیده برای ترویج و تبلیغ خودش سودی بجوید. قبل بر آن، سایر پدیدارهای فرهنگی از جمله، رقص، لباس، غذا و… را برچسپ «ملی و افغانی» زده بود و در بسیاری از موارد، پدیدارهای فرهنگی قومی افغان/پشتون را به عنوان مظاهر فرهنگ ملی پیشکش کرده بود. به طور مثال اتن، پیراهن‌تنبان و گند افغانی.

    اما ورزش در سنت زیستی افغان‌ها پیشینه نداشت. ورزش به ویژه ورزش‌های گروهی مال دوران تمدن است. روزگاری که آدم‌ها از عصبیت قبیله‌یی گذر کرده‌اند و مبارزۀ نمادین را جاگزین نبرد خشونت‌بار واقعی ساخته‌اند. ورزش‌های گروهی صورت مدنی‌شدۀ رزم‌های خونین پیشاتمدنی‌ست. بی‌گمان که بستر فرهنگی قبایل جنوب ظرفیت پرورش و ایجاد چنین پدیدارهایی را تا همین یکی دو دهه قبل نداشته‌است. به همین دلیل وقتی به بروشورهای تبلیغاتی و مجلات جهان‌گردی عصر آل یحیا نگاه می‌کنیم، تنها ورزشی که بر خلاف عادت ناسیونالیسم افغانی، ملی خوانده می‌شود، بزکشی‌ست. ورزشی که خاستگاه شمالی دارد و به احتمال از روی اکراه و ناچاری ملی خوانده شده‌است.

    کاوه جبران
    کاوه جبران، نویسنده و شاعر

    اما این فقدان از دهۀ هفتاد شمسی سدۀ گذشته به واسطۀ کریکت پر شد. کریکت از پاکستان به مناطق شمالی و از آن‌جا به قبایل جنوب افغانستان راه باز کرد. به مرور در میان اقوام گوناگون افغان/پشتون جا افتاد. روان جمعی قبایل آن را پذیرفت مردم با آن انس یافتند، آن را تماشا کردند، بازی کردند، از آن لذت بردند و در نهایت به ورزشی مورد علاقۀ قوم تبدیل شد.

    بنابراین، تصادفی نیست که تمام بازیکنان این ورزش دست کم در افغانستان، پشتون‌اند. هواداران سینه‌چاک و پروپاقرص آن نیز از میان همین قوم‌اند.

    آن‌چه در روزگار جمهوریت کذایی اتفاق افتاد این بود که توجه نوافغانیست‌های درون نظام به این ظرفیت فرهنگی جلب شد. ظرفیتی که پیشاپیش در میان مردم دو سوی مرز دیورند پرورده شده بود. از یک‌طرف ابزاری برای توحید مدعای یگانه‌گی سیاسی لراوبر می‌توانست باشد و از سوی دیگر، به مثابۀ عنصری هویت‌ساز در کنار سایر المان‌های افغانی چون لباس، رقص، سرود، پرچم، زبان و… می‌توانست مطرح شود که سبب تقویت هویت این طرف مرز می‌شد.

    نویسنده: کاوه جبران

    Share. Facebook Twitter Pinterest LinkedIn Tumblr Telegram Email

    مطالب مشابه

    خداناباوری؛ موجی‌که دامنه خود را در بین مهاجران افغان‌ بیشتر می‌گستراند

    9 حمل 1405

    سونامی خاموش خدا‌ناباوری  در کشورهای اسلامی؛ افغانستان در کجای این سونامی قرار دارد؟

    6 جدی 1404

    شمار قربانیان زلزله افغانستان به بیش از 2200 و زخمی‌ها از مرز سه هزار نفر گذشت

    13 سنبله 1404
    خبرهای مهم
    ما را در رسانه های اجتماعی دنبال کنید
    • Facebook
    • Twitter
    • Instagram
    • YouTube

    عضویت در خبرنامه

    جدیدترین خبرها را در ایمیل خود دریافت کنید

    © 1405 تمامی حقوق برای خبرگزاری پل محفوظ می‌باشد
    • درباره ما
    • تماس با ما
    • حریم خصوصی
    • شرایط و مقررات استفاده از محتوای خبرگزاری پل
    • سیاست ما در قبال تبلیغات و آگهی

    Type above and press Enter to search. Press Esc to cancel.