چند روز پیش، سفر زندگی یاسمینه علی، تنها پورنستار افغان-بریتانیایی را خواندم. رویدادهای پُر از ماجرا و کشمکش، حسی را در درون او بیدار میکند که سرانجام سر از صنعتِ پورن درمیآورد.

یاسمینه در دوران حکومت پیشین طالبان، با خانوادهاش به انگلستان مهاجرت میکند. سپس در فضای باز لندن، تعزیرات بهشدت مذهبی و سنتی بر رفتار و عملکردهای او از طرف خانوادهاش وضع میشود. بهگفتهی این خانم، پدرش تفکر خود را در سامانهی “طالبستان کوچک در لندن” مفصلبندی میکند و دیگران را ترغیب به اسلام میکند.
پدرش بارها یاسمینه را با عتاب و شتاب، ضرب و شتم میکند. هر روز فضای زندگی بر او و خواهرش تنگ و تنگتر میشود و در این راه، مادر و برادر نقش سربازانِ امنیتی پدر را ایفا میکنند.
یاسمینه با وضع این تهدیدها و قرائتهای بهشدت دینی، دیدگاههای خود را بهشکل مخفی و پنهان در فضای توییتر بازتولید میکند. داستان اما از جایی عوض میشود که در این شبکه اجتماعی با کاربری بهنام دوید کوهن، گیاهخوار، فمینست، صهیونیست و آتییست سر میخورد. آنها عاشق هم میشوند و در ادامه، این دختر مسلمان، بابت تسلسل شکنجهها و از شر نجات خانوادهاش بهیک صهونیست یهودی کافر(!) بهفرانسه پناه میبرد.
یاسمینه در آنجا وارد فضای غیر مذهبی و ساکن در جهانِ اندیشههای باز میگردد و در نهایت بدل بهیک خداناباور میشود؛ حسی اما از درون حافظهای پُر از خشونت و قلبی پُر از داغ و دردش بیرون میریزد، زنی برای صنعتِ پورن و یا زنی برای خودش در دنیای پُر ماجراجویی پورن.

اکنون یاسمینه یک پورنستار مذهبی است. بهگفته خودش خشونتِ خانوادگی او را در مسیر پورن کشانیدهاست. یاسمینه باور دارد: “دیگر حجاب نمیپوشم، مگر برای فیلمهای پورن”. در این حد نمیماند، باری با فرهنگ و نمادهای دینی، فیلم پورن نیز اجرا میکند.
ممکن زندگی در نظام خانوادگی خشونتبار، مردسالار و مذهبزده؛ جاییکه جهان به مشروع و ممنوع، حلال و حرام تقسیم شده و دور نگهداشته شدن او [زن] بهعلت زن بودن از واقعیتهای جهان دلایلی شده تا یاسمینه بهصنعت پورن رو بیاورد و یا کشمکشهای درونی با چاشنی خشونت. بههرحال، من بهخوب و بد بودن این صنعت کاری ندارم. زندگی درون صنعت پورن برای من جذاب نیست. این صنعت میتواند برای آنانیکه علاقه دارند جذاب باشد، اما اینکه یاسمینه چگونه وارد این فضا میشود و صنعت پورن، باشگاه آرامش او میگردد، درس بزرگی برای خانوادههاست.
نویسنده: سمیع درهیی