دامنه عملیاتهای تروریستی به عمان رسید و امنیت بی بدیل کشورهای حوزه خلیج فارس را هدف گرفت. البته، این اتفاق، نتیجه قهری و طبیعی باج دادن به تروریستهاست.

علاوه بر گروههای تکفیری، گروههای جدایی طلب منطقه هم اکنون به این نتیجه رسیده اند که اگر همچون طالبان، سبوعیت و آدمکشی را در حد اعلای آن مرتکب شوند، کشورها، آخر الامر ناچار خواهند شد آنها را هم جنبش اصیل منطقه بدانند و به خواستههای آنها تمکین کنند.
نقش سرویسهای امنیتی فرا منطقهای هم در پشتیبانی از این گروهها حائز اهمیت است.
تجربه نشان داده که یک حمایت حداقلی سرویسهای امنیتی از یک گروهک از طریق تجهیز و آموزش انها، میتواند آسیبهای بزرگ به امنیت منطقه وارد کند.
عمان، اولین کشور حوزه خلیج فارس است که هدف حمله تروریستی قرار گرفته، اما میتواند آخرین کشور این حوزه نباشد.
بر اساس شنیده ها، احتمال دارد که کشورهای حوزه خلیج فارس، از این پس به منظور پیشگیری از وقوع حوادث تروریستی، اتباع افغانستان و پاکستان را تحت نظارت بیشتری قرار دهند، اما این رویکرد، فربه کردن حاشیه در برابر متن است.
تمام گروههای تروریستی و جدایی طلب در منطقه، نیازمند جغرافیا برای آموزش و پشتیبانی برای طراحی عملیات و تامین لجستیک هستند.

در شرایطی که این گروهها، در سایه سلطه طالبان بر افغانستان، انگیزه کافی برای فعالیت پیدا کرده اند، جغرافیا و پشتیبانی لازم را هم در افغانستان تحت حاکمیت طالبان به دست آورده اند.
اگر کشورهای منطقه میخواهند امنیت منطقه تامین شود، لاجرم باید نقطه اتصال این گروهک ها با سرویس های امنیتی فرامنطقهای و عوامل پشتبانی از آن گروهک را هدف قرار دهند.
هیچ مبارزهای علیه تروریسم، در یک استاندارد دوگانه قابلیت موفق شدن ندارد.
نمیشود که با داعش و جیشالعدل و … مبارزه کرد، اما طالب را تطهیر نمود و طرف تعامل قرار داد.
تقسیم تروریستها به تروریستهای بد و تروریستهای خوب، یک دیوار کج است که اگر اصلاح نشود، یک عمارت کج و زشت از آن برجای خواهد ماند.
نویسنده: سید احمد موسوی مبلغ