عزاداریها ماه محرم در سال جاری، با همه فراز و فرودهای خود در افغانستان، به انجام رسید. سیاستهای اعلامی و اعمالی طالبان نسبت به شیعیان در مجموع و در خصوص برنامههای محرم به ویژه، در آستانه سه سالگی سلطه آنها بر کشور، همگونی بیشتری یافته است.

در آغازین روزهای ورود طالبان به کابل که مقارن با ایام دهه اول محرم هم بود، همراهی این گروه با شیعیان و عزاداریها، بسیاری را به این خطا واداشت که گویی طالبان امروز، طالبان دو دهه قبل نبستند.
در دو سال پس از آن، هرچند که سیاست اعلامی طالبان، همراهی نسبی با شیعیان داشت، اما سیاست اعمالی انها، ایجاد محدودیت زیر پوشش افراد خودسر بود.
اما امسال، رسما اعمال محدودیت را به عنوان قانون، اعلام و آن را با قوه قهریه تطبیق کردند و از میان خود شیعیان نیز، برخی خود فروخته را با خود همراه نمودند.
در مورد حوادث محرم امسال، به نظرم نکات زیر، قابل توجه است:
۱. طالبان با مواضعی که نسبت به شیعیان طی سه سال گذشته اتخاذ کرده و آن را در قالب کتابها، مقالات و دستورالعملهای حکومتی اعلام کرده اند، نشان داده اند که با شیعیان، دشمنی قطعی دارند و مماشات سالهای گذشته، فقط به دلیل عدم اطمینان از محکم بودن پایههای حاکمبت شأن بوده است.
بدیهیست که این گروه از هر ابزاری برای زدن ریشه شیعه استفاده میکند و زدن نمادهای شیعی، یکی از مهمترین روشهاست.
مخالفت جدی طالبان با عزاداری بر سیدالشهداء علیهالسلام، در حقیقت مبارزه با نمادهای مذهبی و فرهنگی شیعی است.
۲. تجربه محرم امسال نشان داد که علیرغم گذشت سه سال از حاکمیت طالبان، این گروه هنوز توان ایستادن در برابر اراده ملت را ندارد و از این جهت، عمیقأ آسیب پذیر است.
هرجا که مقاومت های مردمی در برابر کندن پرچمها و تخریب سقاخانهها و …. وجود داشت، طالبان نتوانستند محدودیتی ایجاد کنند.
پس میتوان نتیجه گرفت که اگر مردم، کنشگر باشند، بدون اینکه نیاز به جنگیدن و کشتن و کشته شدن باشد، میتوان حقوق خود را استیفا کرد.
واقعیت این است که استیفای حق، با به صحنه آمدن مردم و اعمال فشار توسط آنها قابل تحقق است نه عذر و التماس و رعیت شدن برای طالب..
۳. ایستادگی بر سر عقاید و به ویژه سوگواری سیدالشهداء یک رویداد سیاسی نیست. مردم عزادار، سیاستمدار نیستند تا به دنبال براندازی حکومتها باشند، اما بر سر باورها و اعتقادات خود ایستاده اند و از آن کوتاه نمی آیند.
حکومتها، مادامیکه حقوق اولیه مردم را به رسمیت بشناسند، با مطالبات براندازانه مردم مواجه نخواهند شد حتی اگر مردم آنها را نخواهند. اما اعمال محدودیتهایی که خون مردم را به جوش بیاورد، میتواند مطالبات غیر سیاسی را هم به یک مبارزه سیاسی تبدیل کند.
۴. معامله گران زیادی در درون جامعه شیعه هستند که با تهدید یا تطمیع، با طالبان همراهی و همکاری میکنند و پای ننگ نامهها را امضا کرده و از آن دفاع میکنند.
این افراد را باید به خاطر بسپاریم. کسانی که حقوق اولیه و بدیهی مردم را معامله میکنند، حقوق اساسی و مهم آنها را راحت تر معامله خواهند کرد.

۵. هیچ وجهی برای تشکر از طالبان در تامین امنیت ماه محرم وجود ندارد.
تامین امنیت شهروندان، وظیفه ذاتی هرحاکمیت است و معنی ندارد که از کسی، بابت وظیفه ذاتی اش مکرراً تشکر کنیم.
کوتاهی در انجام وظیفه، مستحق بازخواست است، اما انجام وظیفه، مستحق قدردانی اضافی نیست.
نباید بیجهت خود را منتدار طالب بدانیم.
در سالهای گذشته هم خود طالب بود که عزاداریها را هدف حمله قرار میداد و باید برای آن همه انسان بی گناهی که به شهادت رسانده، پاسخگو باشند.
نویسنده: سید احمد موسوی مبلغ