ایالت خیبر پشتونخوا که به آن ایالت خیبر پختونخوا نیز میگویند، یکی از ایالتهای چهارگانه پاکستان است. منطقه «کُرم» یا کورمایجنسی در ایالت خیبر پشتونخوا در امتداد خط دیورند در همسایگی افغانستان واقع شده است. این منطقه از سه طرف به افغانستان و از یک سو به پاکستان متصل است که در نقشه به شکل سه ضلعی دیده میشود. به عبارت دیگر، منطقه کرم، یک فرورفتگی پیکان مانند در خاک افغانستان است که در سه طرف آن ولایتهای پکتیا، خوست، ننگرهار و لوگر واقع شدهاند. به همین دلیل، انگلیسها در زمان حضور خود در شبهقاره هند، اصطلاح «منقار طوطی» را برای منطقه کرم به کار میبردند که برای آنها اهمیت سوقالجیشی داشت زیرا کرم، نزدیکترین منطقه به کابل است. منطقه «تل» که در جنگ سوم افغان و انگلیس یا جنگ استقلال افغانستان از آن نام برده میشود، در کرم واقع شده است. در زمان اشغال افغانستان توسط شوروی سابق نیز منطقه کرم، ارزش استراتژیک پیدا کرد تا جایی که به عنوان دروازه ورود مجاهدین از پاکستان به افغانستان شناخته میشد.

در جغرافیای ایالت خیبرپشتونخوا، منطقه کرم به سه منطقه کرم بالا، کرم پایین و کرم وسط تقسیم شده است. «پاراچنار» یکی از شهرها و آبادیهای مهم کرم است که در نقطه مرزی با ولایت ننگرهار واقع شده است. ساکنان شهر پاراچنار شیعیان دوازده امامی و از پشتونهای «بنگش» و «توری» هستند که به زبان پشتو صحبت میکنند. پاراچنار دارای روستاهای متعددی چون «پیوار»، «گیدو» «تریمنگل» «بوشهره» «مالیخیل» «مقبل» و «گنج علیزی» است که برخی از این روستاها مانند پیوار شیعهنشین و برخی دیگر مانند مقبل، سنینشین است.
پاراچنار، حاصلخیزترین زمینها را دارد که بابت هوای مساعد و آب فراوان، بهترین محصولات کشاورزی مانند برنج، انواع سبزی و میوه در آن کشت و تولید میشوند و شهرت منطقهای دارند. البته پاراچنار دارای شهرت دیگری هم است که از آن به درگیریهای اراضی، قومی و مذهبی یاد میشود. ریشه خشونتها در پاراچنار به یک و نیم قرن پیش در زمان سلطه بریتانیا بر هند برمیگردد. انگلیسیها در سال ۱۸۹۰میلادی قبل از استقلال پاکستان، وارد منطقۀ کرم شدند که در آن زمان بخشی از هند بود. استعمارگران برای مطیع کردن مردم محل، بخشی از زمینهای منطقۀ کرم را که نزدیک رودخانه قرار دارد و شامل مراتع جنگلی و کوهستانی است، بین قبایل تقسیم کردند. مالکیت این زمینها به صورت مشترک در اختیار قبایل قرار گرفت که بعداً باعث اختلافات و درگیریهای خونینی در این منطقه شد که هنوز ادامه دارد.
هرچند در ظاهر عامل درگیریها در پاراچنار، اختلاف بر سر زمین است اما اختلافات مذهبی نیز همواره بر شعلههای جنگ دمیده است. نخستین درگیری فرقهای در منطقۀ کرم در سال ۱۹۳۸میلادی همزمان با درگیریهای مذهبی و فرقهای در شهر «لکهنوی» هند آغاز شد. در سال ۱۹۶۶ هیئتی از عزاداران شیعه در منطقه کرم هدف قرار گرفت. در سال ۱۹۷۱ تعمیر منار مسجد شیعیان در پاراچنار موجب شعلهور شدن آتش جنگ فرقهای شد. در سال ۱۹۷۷ مهاجمان، موذن مسجد شیعیان در پاراچنار را به قتل رساندند که منجر به درگیری شد. در سال ۱۹۸۲ نیز منطقۀ کرم درگیری خونین فرقهای را تجربه کرد. از سال ۱۹۹۵ موج جدید حملات به مردم پاراچنار آغاز شد که خونینترین آن در سال ۲۰۰۷ رخ داد. از آن پس کمتر سالی بوده است که منطقه شاهد درگیریهای کوچک و یا بزرگ نبوده باشد. افزون بر این، بازار پاراچنار در سالهای اخیر بارها هدف حملههای مسلحانه، انفجار و انتحار قرار گرفته است.
درگیریهای پاراچنار و توابع آن زمانی خونینتر میشود که مردم مناطق همجوار مانند اورکزیها، وزیرستانیها و ساکنان روستاهای مرزی ولایتهای ننگرهار و پکتیا هم به جنگ مردم پاراچنار میآیند. جغرافیای پاراچنار از لحاظ جمعیت شناسی، به گونهای است که اطراف آن مخالفان مردم پاراچنار حضور دارند. به عبارتی، پاراچنار نقطهای در بین مخالفان است که از هر سو در محاصره و حلقه آتش قرار دارد. تنها جادۀ ارتباطی این منطقه که آن را به پیشاور وصل میکند، در دست ارتش پاکستان است.
گاهی مردم پاراچنار چنان در سختی و مضیقه قرار میگیرند که برای تهیه مایحتاج و درمان، وارد ولایتهای ننگرهار و پکتیا میشوند و سپس از مرز تورخم به پیشاور میروند. همسایگان مردم پاراچنار از نگاه فکری به جریانهای سلفی و وهابی مانند جیش محمد، سپاه صحابه، لشکر جهنگوی، شبکه محلی القاعده و داعش وابستگی دارند که اکنون به جریانهای تکفیری شناخته میشوند. در نخست، رهبران شاخه خراسان داعش نیز از منطقه اورکزی در مجاورت منطقه کرم برخاستند که این اتفاق بیش از بیش به تنشها در پاراچنار دامن زد.

در دور جدید درگیریها و حمله به مردم پاراچنار که سوم اسد آغاز شد و یک هفته طول کشید، ۵۰ تن از اهالی پاراچنار کشته و بیش از ۲۰۰ نفر زخمی شدند. این بار هم صدها تن از اعضای جریانهای تکفیری حتی جنگجویان تحریک طالبان پاکستان از مناطق مختلف از جمله پیشاور به کمک مخالفان مردم پاراچنار آمدند و با اسلحه سنگین از جمله توپ و هاوان خانههای مردم را هدف قرار دادند. علت درگیری اخیر نیز دعوا بر سر مالکیت یک قطعه زمین اعلام شد که متعلق به یکی از اهالی پاراچنار است. بعداً این درگیری رنگ فرقهای به خود گرفت و تلفات و خسارات فراوانی به مردم وارد کرد. سرانجام با تلاش بزرگان قومی و جرگۀ قبیلهای، دو طرف روی آتشبس توافق کردند اما هنوز درگیریهای پراکنده در بخشهایی از پاراچنار ادامه دارد و مردم نتوانستهاند به زندگی عادی برگردند.
سوال اساسی این است که با گذشت چندین دهه از تشنج در منطقه، چرا درگیریهای پاراچنار به پایان نمیرسد؟ به نظر میرسد که دولت پاکستان نمیخواهد صلح و ثبات دائمی در پاراچنار برقرار شود زیرا دولت مرکزی از قوت گرفتن مردم پاراچنار در هراس است و بدش نمیآید که این مردم همواره در محاصره همسایگان بیمروت خود قرار داشته باشند. با این که در جنگ اخیر، مهاجمان از سلاحهای سنگین علیه مردم پاراچنار و توابع آن استفاده کردند اما ارتش و پولیس پاکستان اقدامی برای خلع سلاح مهاجمان انجام نداد.
اگر دولت پاکستان خواسته باشد که ثبات به پاراچنار برگردد، طرح جامع سنددار کردن زمینها در این منطقه را اجرا کند. این طرح قبلاً در بخشهای دیگر مناطق قبایلی اجرا شده و نتیجه مطلوبی برای پایان اختلافات بر سر ملکیت زمین داشته است. البته گاهی دیده شده است که توهین و اهانت به بزرگان دینی نیز باعث شعلهور شدن جنگ بین مردم پاراچنار و همسایگان آنها شده است. لذا در این ارتباط علمای شیعه و سنی باید به وظیفۀ خود در جلوگیری از اختلافات عمل کنند تا جلو ریختن خون بیشتر مسلمانان گرفته شود.
نویسنده: محمد مرادی