Close Menu

    عضویت در خبرنامه

    جدیدترین خبرها را در ایمیل خود دریافت کنید

    خبرهای مهم

    شمار قربانیان زلزله افغانستان به بیش از 2200 و زخمی‌ها از مرز سه هزار نفر گذشت

    13 سنبله 1404

    کشته شدن صدها تن در زلزله مرگبار در شرق افغانستان؛ چندین روستا با خاک یک‌سان شده

    10 سنبله 1404

    دبیر شورای امنیت روسیه: به شمول داعش خراسان حدود بیست گروه تروریستی در افغانستان فعال اند

    7 سنبله 1404
    Facebook X (Twitter) Instagram
    Facebook X (Twitter) Instagram
    خبرگزاری پل
    • صفحه نخست
    • خبرها
      • سیاست
      • اقتصاد
      • حوادث و جنایی
      • بیشتر بدانید
      • سایر خبرها
      • کی، کجا، کی
      • بحران خاورمیانه
      • ورزش
    • حقوق بشر
    • مهاجرت
    • تحلیل و گزارش
    • گپ روز
    • بین‌الملل
    • Española
    خبرگزاری پل
    صفحه اصلی » بیست دلیل و یک دلیل دیگر برای سقوط جمهوریت
    تحلیل و گزارش

    بیست دلیل و یک دلیل دیگر برای سقوط جمهوریت

    Pol PressBy Pol Press25 اسد 1403Updated:25 اسد 1403بدون دیدگاه
    Facebook Twitter Pinterest LinkedIn WhatsApp Reddit Tumblr Email
    Share
    Facebook Twitter LinkedIn Pinterest Email

    (بخش نخست)

    ۱.رهبری جبهه‌ی متحد سابق (هماني که پاکستان آن‌ را اتحاد شمال می‌خوانْد)، بنا به عدم شایستگی و نبود خبره‌گی لازم، خود را رایگان و یا بسیار ارزان در اختیار ایالات متحده گذاشت. در حالیکه ایالات متحده‌ی زخم خورده و خشمگین، در جستجوی شریک و همکار افغانستانی برای سرکوب عاملین حادثه‌ی ۱۱ سپتامبر بود. محمد قسیم فهیم -جانشین احمدشاه مسعود “قهرمان ملی افغانستان”- هزینه‌ی جنگ با طالبان و القاعده را مبلغ ۱۰ ملیون دالر برآورد کرد! او هیچ پیش شرط، و هیچ پیشنهادي برای آینده‌ی جبهه‌ی متحد در میان نگذاشت. او می توانست «پایان اقتدارِ قومی در افغانستان» را شرط همکاری با امریکا و نیروهای ائتلاف بگذارد. او تا برگزاری کنفرانس بن متوجه‌ی این نکته نشد که جبهه‌ی متحد شریک پیروزی نیروهای ائتلاف است، و باید در افغانستان حرف اول را بگوید. همان بود که ذلیلانه تسلیم خواسته‌های خلیل‌زاد گردید.

    نظام جمهوریت

    ۲.ورود خلیل‌زاد -از لابی‌گران مهم طالبان در دستگاه سیاست خارجی امریکا- به  پروسه‌ی صلح و دولت سازی بن، نخستین و اساسی ترین گام‌ برای زنده نگهداشتن تحریک طالبان شمرده می‌شود. خلیل‌زاد طی بیست سال مورد بحث، که سفیر و نماینده‌ی فوق‌العاده‌ی امریکا در افغانستان بود، از هیچ فرصتي برای کاهش فشار روی طالبان، و زنده نگهداشتن آنان دریغ نکرد. اما فعالیت او در دو سال پسین، سنگ تمام بر بازگشت طالبان بر مسند قدرت گذاشت.

    ۳.حامد کرزی به عنوان نامزد ریاست اداره‌ی موقت، برای بار نخست توسط داکتر عبدالله به مقامات امریکایی معرفی گردید؛ آنگاه از سوی هیئت اعزامی جبهه‌ی متحد به کنفرانس بن، مورد حمایت قرار گرفت.

    حامد کرزی در نخستین روزهای کارش به عنوان رییس اداره‌ی موقت، وابستگان، دوستان‌فکری و افراد متعلق به تبار خود را که شهروندان کشور های اروپایی، امریکایی و استرالیایی بودند، به مقامات بالای دولتی منصوب نمود. این عده پیش‌گامان فساد اداری و اختلاس رسمی در این دوره بودند. نه حامد کرزی و نه اشرف غنی، هیچکدام این افراد را مورد پی‌گرد قرار ندادند؛ دولت امریکا به طور استثنا، یوسف نورستانی را به جرم دریافت حقوق همزمان از امریکا و افغانستان، مورد بازپرس قرار داد. فساد گسترده‌ی اداری، و قومی، از عوامل و اسباب رجوع برخي از مردم به‌ جانب طالبان شمرده می‌شود.

    ۴.اعضای تحریک طالبان، عمدتاً مردمان سنتی ولایات شرقی و جنوبی کشور اند. اکثر مردمان این ولایات، تیم حاکم در بیست سال گذشته را، نماینده‌ی پشتون‌ها نمی دانند؛ چون این تیم عمدتاً تحصیل‌کرده های بازآمده از غرب بودند، که به مبادی دینی آگاهی و پایبندی نداشتند. مردمان ولایات مذکور تصور می‌کردند که سهمي در دولت ندارند؛ به طور داوطلبانه به صفوف طالبان پیوستند.

    ۵.در لویه جرگه‌ی تصویب قانون اساسی، سران جبهه‌ی متحد ملی چون محمد قسیم فهیم، محمد کریم خلیلی و داکتر عبدالله، از ساختار نظام قوم محور به رهبری پشتون‌ها دفاع کردند؛ و بدینگونه سایر اقوام را از حلقه‌ی تصمیم‌‌ گیری بیرون ساختند. این امر سبب گردید که دیگران از آمد و رفت ها و زد و بند‌ها میان طالبان و ارگ، بی خبر بمانند. در مواردي، مسئولین دفاعی و امنیتی که موفق به دستگیری یا قتل سران طالبان می‌شدند، از سوی کرزی سرزنش می‌گردیدند.

    ۶.حامد کرزی برنامه‌ی انتقال طالبان به شمال را پی‌ریزی نمود؛ و چند صد میلیون دالر از کمک‌های جامعه‌ی جهانی را به طالبان منتقل ساخت. با پیدا شدن سر و کله‌ی طالبان در شمال، فشار نظامی بر آنان، در مرزهای پاکستان کاهش یافت.

    ۷.همزمان با تطبیق برنامه‌ی انتقال طالبان به شمال، برخي از فرماندهان و سران جبهه‌ی متحد به طور مرموزي ترور شدند. داود‌ داود، سید مصطفی کاظمی، شاه‌جهان نوری، سیدخیلی… در این جمله بودند.

    ۸.امتناع امریکا از تروریست خواندن طالبان، دست پاکستان را در پرورش و بازسازی سازمان آنان باز گذاشت؛ امریکا نه تنها بر این حقیقت چشم پوشید؛ بلکه پاکستان را یکي از قربانیان تروریسم خوانده، مبالغ هنگفتي به آن کشور تحویل داد؛ پول‌هایی که -بی‌گمان- برای آموزش و تجهیز طالبان به مصرف می رسید.

    ۹.تعیین ضرب‌الاجل برای خروج نیروهایِ امریکایی و متحدینش، قبل از ختم پیروزمندانه‌ی جنگ، از جانب رییس جمهور اوباما، طالبان و پاکستان را -که تا آن زمان مردد بودند- به پیروزی مطمئن ساخت.

    ۱۰.پس از اعلان این تصمیم امریکا، نیروهای ائتلاف بین‌المللی نه تنها از عملیات‌های جدّی علیه طالبان دست گرفتند؛ بلکه رییس‌جمهور حامد‌کرزی نیز مانع موثرترین اقدامات آنان، که «عملیات‌شبانه» خوانده می‌شد، گردید.

    ۱۱.پیش از انتخابات ریاست جمهوری سال ۲۰۱۴م، به تقاضای اشرف غنی نامزد مورد حمایه‌ی حامدکرزی، حدود ۱۰۰۰ طالب، از زندان آزاد گردید؛ اینان همه به جبهات جنگ علیه دولت برگشتند. مزید بر این، در بیست سال گذشته، شاهد هیچ جلسه‌ی محاکمه‌‌ی مجرمین طالبان نبودیم.

    ۱۲.رییس جمهور ترامپ، دولت افغانستان را نادیده گرفت، بطور مستقیم با طالبان به مذاکره نشست. امضای موافقت‌نامه‌ی دوجانبه با طالبان، وجاهت سیاسی آنان را بالا برد؛ و با بیرون کردن نام برخي از سران آنها از  فهرست سیاه سازمان ملل، زمینه‌ها‌ی وسیعي برای فعالیت آنان فراهم آمد. دولت قطر هزینه‌ی گشت و گذارهای آنان را تمویل و تأدیه می نمود.

    ۱۳.امتناع داکتر عبدالله از رفتن به دور دوم انتخابات سال۲۰۱۰م، سبب گردید که حامد کرزی با صدور فتوای هیلاری کلینتون، پیروز میدان شناخته شود. این اقدام به عنوان نخستین تخطی از حکم صریح قانون اساسی، اصل انتخابی بودن رییس جمهور را زیر سوال برد. در دو دور بعدی، انتخابات فقط یک روکش برای به کرسی نشاندن اشرف غنی بود؛ در ۲۰۱۴م جان‌کری پا پیش گذاشت، و اصل انتخابات را کنار نهاده، با حکمیت میان دو طرف، حکومت وحدت ملی را به رهبری اشرف غنی اعلان نمود. انتخابات ۲۰۱۸ نیز جز صرف وقت، صرف امکانات مالی و مادی، و بی اعتبار ساختن اصل انتخابات، نتیجه‌ای نداشت. باردیگر با پا درمیانی کرزی، سیاف و دیگران، آخرین میخ بر تابوت انتخابات و دموکراسی کوبیده شد.

    محی‌الدین مهدی، عضو مجلس نمایندگان حکومت پیشین
    محی‌الدین مهدی، عضو مجلس نمایندگان حکومت پیشین

    در هر سه دوره‌ی فوق، آنکه بیشتر از دیگران، دموکراسی و اصل انتخابی بودن مقامات را به بازی گرفت، داکتر عبدالله بود؛ این عمل او -که از دموکراسی خواهان و طرف‌داران نظام مبتنی بر انتخابات نمایندگی می‌کرد- مشروعیت و اعتبار نظام جمهوری را ضربه‌ی هولناک زد.

    ۱۴.مطابق موافقت‌نامه‌ی دوحه، به تعداد۵۰۰۰ زندانی طالب، بطور بلامعاوضه آزاد گردید. اینان بلاوقفه به جبهات جنگ برگشتند. همان بود که خزان و زمستان سال ۱۳۹۹ش، خونین ترین و غم‌بارترین ماه‌ها طی بیست سال پسین خوانده شده است. بیست دلیل و یک دلیل دیگر برای سقوط جمهوریت

    نویسنده: محی‌الدین مهدی، عضو مجلس نمایندگان حکومت پیشین

    Share. Facebook Twitter Pinterest LinkedIn Tumblr Telegram Email

    مطالب مشابه

    خداناباوری؛ موجی‌که دامنه خود را در بین مهاجران افغان‌ بیشتر می‌گستراند

    9 حمل 1405

    سونامی خاموش خدا‌ناباوری  در کشورهای اسلامی؛ افغانستان در کجای این سونامی قرار دارد؟

    6 جدی 1404

    شمار قربانیان زلزله افغانستان به بیش از 2200 و زخمی‌ها از مرز سه هزار نفر گذشت

    13 سنبله 1404
    خبرهای مهم
    ما را در رسانه های اجتماعی دنبال کنید
    • Facebook
    • Twitter
    • Instagram
    • YouTube

    عضویت در خبرنامه

    جدیدترین خبرها را در ایمیل خود دریافت کنید

    © 1405 تمامی حقوق برای خبرگزاری پل محفوظ می‌باشد
    • درباره ما
    • تماس با ما
    • حریم خصوصی
    • شرایط و مقررات استفاده از محتوای خبرگزاری پل
    • سیاست ما در قبال تبلیغات و آگهی

    Type above and press Enter to search. Press Esc to cancel.