“شهادت” جمعی از هموطنان مان را در رویداد تروریستی مسیر دایکندی- غور تسلیت عرض میکنم اما تسلیت به تنهایی کافی نیست. اولاً ننگ و نفرین بر آنهایی باد که بر واقعیتها چشمپوشی میکنند و دَم از امنیت میزنند و وضعیت افغانستان را مثبت نشان میدهند. ثانیاً طالبان به عنوان گروه حاکم در افغانستان چه به صورت مباشر در رویدادهای تروریستی و چه به عنوان دولت نیمبند، مسئول رویدادهای تروریستی است.

این که عدهای آگاهانه و ناآگاهانه از امنیت در افغانستان صحبت میکنند و این امتیاز را به پای طالبان میگذارند، به این نکته توجه ندارند که عامل ۹۰ درصد از ناامنیهای گذشته، خود طالبان بودند. در آن زمان چهکسی دست به حملههای انتحاری میزد؟ چهکسی اقدام به بمبگذاریهای کنارجادهای میکرد؟ چهکسی به حملههای چریکی و ترورهای شهری دست میزد؟ مگر غیراز گروه طالبان گروه دیگری هم بود که عامل ۹۰ درصد از ناامنیها باشد؟
اگر در آن زمان ناامنیهای اجتماعی هم افزایش داشت، به دلیل سرگرم کردن دولت آن زمان بود. وقتی طالبان روزانه تا ۲۰۰ پولیس و عضو ارتش را میکشتند، آیا فرصتی برای تأمین امنیت باقی میماند؟ پاسخ منفی است. اگر از فشار نظامیای که بر نظام جمهوری بود، ۲۰ درصد آن بر حاکمیت طالبان باشد، کسی در اقامتگاه رهبر طالبان هم از دامنه ناامنیها در امان نخواهد بود. البته این سخن به معنای دفاع از دولتهای حامد کرزی و اشرف غنی که به آرمانهای ملت خیانت کردند، نیست اما واقعیتها را نباید نادیده گرفت.

اکنون در صورت خوشبینانه اگر بگوییم که طالبان از این اعمال دست کشیدهاند، طبیعی است که امنیت باید ۹۰ درصد بهبود پیدا کند. به عبارتی، بهتر شدن نوددرصدی امنیت در افغانستان به دلیل آن است که گروه حاکم در این کشور دیگر دست به ناامنی نمیزند اما بقیه ۱۰ درصد ناامنیهای گذشته در سه سال اخیر نیز سر جای خود باقی است. این که عامل ۱۰ درصد ناامنی، دا عش یا گروههای تروریستی دیگر است، جای بحث نیست اما همین ناامنیها نیز نمیتواند بدون تغذیه از بستر و تشکیلات طالبان باشد. این که مسئولان طالبان همیشه ادعا دارند که هیچ نقطهای از افغانستان از تسلط و کنترل این گروه خارج نیست، پس این حملههای بسیار پیچیده و گسترده را چه کسی انجام میدهد؟
در سه سال گذشته، دهها حمله انتحاری، دهها مورد بمبگذاری در موترهای مسافربری و اماکن عمومی و صدها فقره ترور و تیراندازی در سراسر افغانستان صورت گرفته که صدها “شهید” و زخمی برجای گذاشته است. برای مردمی که عمدتاً شیعه و هزاره هستند و در دو دهه از نظام جمهوری هم “شهید” و زخمی میدادند و همواره در ناامنی بسر میبردند، اکنون نیز تفاوتی نکرده است. حتی در سه سال گذشته، مناطق و اماکنی مورد حملههای تروریستی قرار گرفتهاند که در نظام جمهوری مصون بودند. به عنوان نمونه میتوان به حمله انتحاری مسجد جامع فاطمیه قندهار در میزان سال ۱۴۰۰خورشیدی اشاره کرد.
بنابراین، ادعای تأمین امنیت، یک فراافکنی و دروغ بزرگ است که آن را افراد بیاطلاع از اخبار و آمار ناامنیهای سه سال اخیر، باور کردهاند.
محمد مرادی