وقتی «ظهیرالدین محمد بابر» بنیانگذار سلسله «مغولی» یا «گورکانی» هند، از کابل عزم تصرف هند کرد، با دشواریهای زیادی در گذرگاه «خیبر» و «بولان» روبرو شد. او در کتاب خاطرات منسوب به خود که «تزک بابری» یا «بابرنامه» نامیده میشود، از این دشواریها سخن گفته است.
بعداً این مناطق برای فرزندان بابر نیز مشکلساز شد و «خوشحال خان ختک» از شاعران و مبارزان پشتون، سالها علیه شاهان گورکانی هند رزمید. «بایزید» مشهور به «پیر روشان» رهبر نهضت «روشانیان» و صاحب اثر «خیرالبیان» از دیگر مبارزان پشتون در برابر سلسله گورکانی بود که پایگاه خود را مناطق دشوارگذر خیبر قرار داد. وقتی بریتانیا به هند آمد و این کشور را مستعمره خود کرد، از مناطق شمالی هند که مورد بحث ما است، غافل نبود و تدابیر ویژه را برای مهار مردمان آن اندیشید.

یکی از دلایل اصرار انگلیس به ایجاد دیوار امنیتی بین افغانستان و هند بریتانیایی که بعداً به «خط دیورند» معروف شد، مدیریت مناطق قبایلی بود. این مناطق اکنون در پاکستان واقع شده است و در گذشته «صوبهسرحد» نام داشت و اکنون ایالت «خیبرپشتونخواه» نامیده میشود. خیبرپشتونخواه و مناطق قبایلی و وزیرستان پاکستان که تا «پیشاور» امتداد دارد، از قرنها پیش پشتوننشین بوده و اکنون نیز همان ساختار را حفظ کرده است.
«ظفر حسن آیبک» از مسلمانان هند که یک قرن پیش به مناطق شمالی هند یا پاکستان فعلی آمد، جامعترین گزارش را درباره جغرافیا و وضعیت اجتماعی مناطق پشتوننشین نوشته است. در آستانه استقلال هند که در سال ۱۹۴۷میلادی محقق شد، رهبر و زعیم پشتونهای شمال هند یا همان پاکستان فعلی، «خان عبدالغفار خان» مشهور به «پاچاخان» بود. او در سال ۱۹۲۹میلادی نهضت «خدایی خدمتگاران» یا «خدمتگزاران خدا» را تأسیس و همزمان با گاندی، به مبارزه علیه استعمارگران بریتانیایی مبادرت کرد.
جالب است که پاچاخان با شناختی که از اوضاع اجتماعی شمال هند داشت، هرگز راضی نبود که کشوری تحت عنوان پاکستان ایجاد شود. عبدالغفارخان درک کرده بود که با ایجاد پاکستان، اقلیتهای قومی مثل پشتونها از حقوق خود محروم شده و رشته امور و منابع طبیعی کشور به دست پنجابیها خواهد افتاد. وقتی پاکستان از هند جدا شد، پیشبینی عبدالغفارخان به واقعیت پیوست و او به مخالفت دولت مرکزی پاکستان برخاست و تا سال ۱۹۸۸ که درگذشت، بارها و بارها زندانی و تبعید شد. پشتونهای پاکستان و سایر اقلیتهای قومی این کشور مثل بلوچها، از اینکه ایالت پنجاب، به صورت ناعادلانه از منابع آنها بهره میبرد، ناراضی هستند.
به همین خاطر تاکنون جنبشهای عدالتخواهی زیادی در بین پشتونهای پاکستان شکل گرفته که برخی منحل و تعدادی تاکنون به مبارزه ادامه میدهند. یکی از این جنبشها «نهضت نجات/حفاظت پشتون» یا «د پښتون ژغورنې غورځنګ» با مخفف «پی.تی.ام» است که به اسم «د پښتون تحفظ تحریک» هم شناخته میشود. این جنبش را جوانی به اسم «منظور پشتین» با کلاه مخصوص رهبری میکند. طرفداران منظور که مدعی عدالتخواهی و درعینحال داعیه نیمه خودمختاری و فدرالی مناطق پشتوننشین را دارند، در ماههای اخیر، به اعتراضات خیابانی در شهرهای مختلف پاکستان دست زدهاند.

نهضت نجات پشتونها نسبت به سایر نهضتهای عدالتخواهی و آزادیطلبی پشتونهای پاکستان بسیار جوان است. این نهضت شش سال پیش پس از قتل یکی از جوانان پشتون به اسم «نقیب مسید» توسط پولیس پاکستان در شهر کراچی، شکل گرفت. نهضت نجات پشتونها در اندک زمانی محبوبیت ویژهای بین پشتونهای تحصیلکرده و روشنفکر پیدا کرد تا جایی که اکنون به یکی از دغدغههای اصلی دولت پاکستان تبدیل شده است. نهضت نجات پشتونها این محبوبیت را به بهای کشته شدن دهها تن از اعضای ارشد خود مانند «ابراهیم لونی»، «عارف وزیر» و اخیراً «گیلهمند وزیر» و زندانی شدن صدها تن از اعضای خود تا سطح رهبری، به دست آورده است. البته اکنون نیز جان رهبران این نهضت از جمله منظور پشتین به شدت در خطر است و هر لحظه احتمال ترور او میرود.
خواستههای نهضت نجات پشتونها از دولت پاکستان در چند مورد خلاصه میشود که به شرح زیر است:
۱- عملیات ارتش پاکستان در مناطق پشتوننشین و قبایلی این کشور متوقف شود زیرا هدف دولت پاکستان مبارزه با تروریسم نیست بلکه تضعیف پشتونها و ویرانی سرزمین آنها است. در عین حال دولت پاکستان به خصوص نهادهای امنیتی و نظامی این کشور، عمداً منطقه را ناامن میکنند تا از کشورهای خارجی مانند آمریکا به بهانه مبارزه با تروریسم کمک مالی دریافت کنند.
۲- مناطق پشتوننشین پاکستان در دو دهه اخیر به بهانه مبارزه با تروریسم به شدت آسیب دیده است. دولت پاکستان باید خسارات و زیانهای وارده به مردم را جبران کند.
۳- در دو دهه اخیر، هزاران تن از پشتونهای پاکستان توسط ادارههای امنیتی و نظامی این کشور مفقود شدهاند. دولت پاکستان باید پاسخ شفافی در این خصوص ارائه کند.
۴- مدیریت منابع طبیعی و مناطق تجاری و اقتصادی سرزمین پشتونها به خود پشتونها واگذار شود زیرا در حال حاضر درآمد حاصل از منابع طبیعی و تجاری مناطق پشتوننشین، به خزانه ایالتهای سند و پنجاب سرازیر میشود.
البته آنچه از تجزیه و جدایی مناطق قبایلی پاکستان از این کشور توسط نهضت نجات پشتونها گفته میشود، واقعیت ندارد زیرا رهبران این نهضت، خواهان جدایی از پاکستان نبوده بلکه خواهان اصلاحات در ساختار اداری پاکستان و واگذاری صلاحیت به پشتونها در مدیریت مناطق زندگی این گروه قومی هستند. توضیح این که هرچند نهضت نجات پشتونها شعار «لر او بر یو افغان» یا «این طرف و آن طرف خط دیورند یک پشتون» را به خاطر اتحاد بین پشتونها سر میدهند اما خواهان برداشتن مرز بین افغانستان و مناطق قبایلی پاکستان و ادغام پشتونهای دو طرف خط دیورند نیستند و داعیه پشتونستان ندارند.

نهضت نجات پشتون، یک حرکت خودجوش علیه دولت مرکزی پاکستان است که در بین پشتونهای پاکستان نسبت به حزب «عوامی نیشنل» از دیگر جریانهای پشتونهای پاکستان، از جایگاه ضعیفی برخوردار است اما این نهضت از یک پتانسیل قوی نیز بهرمند بوده و بیشتر اعضای آن را جوانان روشنفکر و به ویژه دختران تحصیلکرده تشکیل میدهد. این جریان از نگاه سیاسی، ملیگرا و از لحاظ فکری، بیشتر سکولار است ولی در عین حال متعهد به اسلام حنفی است.
افزون بر این که نهادهای امنیتی و نظامی پاکستان نهضت نجات پشتونها را از لحاظ سیاسی دشمن میپندارند، گروهها و احزاب مذهبی پاکستان نیز با این نهضت، میانه خوبی ندارند و بارها رهبران نهضت نجات پشتونها، گروههای مسلح مذهبی را به ترور اعضای خود متهم کردهاند. جریان حاکم در افغانستان نیز به پیروی از جریانهای اسلامی و تندرو پاکستان، هواداری از نهضت نجات پشتونها را در افغانستان ممنوع کرده است و حتی ماه گذشته از برگزاری مراسم یادبود گیلهمن وزیر در ولایتهای ننگرهار و خوست جلوگیری کرد.
آنچه این روزها بیشتر اسم نهضت نجات پشتونها را در صدر اخبار منطقه و جهان قرار داده است؛ تجمع بزرگ هواداران این جریان در ۱۱ اکتبر است. دولت پاکستان از تجمع پشتونها نگران است زیرا آن را قدرتنمایی نهضت نجات پشتونها میداند. لذا دولت پاکستان ششم اکتبر نهضت نجات پشتون را یک سازمان غیرقانونی اعلام کرد تا از برگزاری جرگه پشتونها جلوگیری کند اما با این وجود، رهبران نهضت پشتونها خود را برای حضور در تجمع بزرگ هواداران این جریان در منطقه خیبر آماده میکنند.
در این میان سوالی که ممکن است برای برخی از شهروندان افغانستان خلق شود و یا خلق شده باشد، این است که فعالیتهای نهضت یا جنبش نجات پشتون، چه تأثیری روی اوضاع سیاسی و اجتماعی افغانستان دارد؟

نگارنده پس از رصد چندین ساله نهضت نجات پشتون، به این نتیجه رسیده است که این نهضت فقط دردسر بزرگی برای نهادهای امنیتی و نظامی پاکستان و جریانهای مذهبی این کشور است. از آنجا که جریان حاکم در افغانستان نیز پیرو جریانهای مذهبی پاکستان و گاهی تابع سیاستهای دولت پاکستان است، لزوماً اداره کابل با نهضت نجات پشتون میانه خوبی ندارد. رابطه نهضت نجات پشتون نیز با جریان حاکم در افغانستان خوب نیست. مثلاً «محسن داور» از بنیانگذاران نهضت نجات پشتون و رهبر فعلی حزب ملی دموکراتیک، همواره طالبان را یک گروه تروریستی میداند.
لذا پاگرفتن و تقویت نهضت نجات پشتونها نه تنها سدی در برابر زیادهخواهی پاکستان و گسترش تندروی مذهبی در منطقه است بلکه به نفع اقوام خارج از ساختار جریان حاکم در افغانستان نیز است زیرا مبنای نهضت نجات پشتون، ایدئولوژی نیست بلکه یک حرکت عدالتخواهانه است که میتواند در آینده به تقویت حرکتهای عدالتخواهانه افغانستان هم کمک کند. آنچه در این یادداشت، درباره نهضت نجات پشتونها گفته شد، قضاوت درباره وضعیت فعلی این جریان است اما این که فردا چه تغییری در ساختار و خواستههای آن ایجاد میشود، قضاوت پیش از وقت است.
محمد مرادی