Close Menu

    عضویت در خبرنامه

    جدیدترین خبرها را در ایمیل خود دریافت کنید

    خبرهای مهم

    شمار قربانیان زلزله افغانستان به بیش از 2200 و زخمی‌ها از مرز سه هزار نفر گذشت

    13 سنبله 1404

    کشته شدن صدها تن در زلزله مرگبار در شرق افغانستان؛ چندین روستا با خاک یک‌سان شده

    10 سنبله 1404

    دبیر شورای امنیت روسیه: به شمول داعش خراسان حدود بیست گروه تروریستی در افغانستان فعال اند

    7 سنبله 1404
    Facebook X (Twitter) Instagram
    Facebook X (Twitter) Instagram
    خبرگزاری پل
    • صفحه نخست
    • خبرها
      • سیاست
      • اقتصاد
      • حوادث و جنایی
      • بیشتر بدانید
      • سایر خبرها
      • کی، کجا، کی
      • بحران خاورمیانه
      • ورزش
    • حقوق بشر
    • مهاجرت
    • تحلیل و گزارش
    • گپ روز
    • بین‌الملل
    • Española
    خبرگزاری پل
    صفحه اصلی » طالبان و تصوف؛ فرقه‌ی مذهبی در افغانستان که همواره کشته داده
    تحلیل و گزارش

    طالبان و تصوف؛ فرقه‌ی مذهبی در افغانستان که همواره کشته داده

    Pol PressBy Pol Press2 قوس 1403Updated:2 قوس 1403بدون دیدگاه
    Facebook Twitter Pinterest LinkedIn WhatsApp Reddit Tumblr Email
    Share
    Facebook Twitter LinkedIn Pinterest Email

    پیشینه آموزشی و اجتماعی نسل اول طالبان متأثر از صوفی‌گری بوده است، هم به واسطه آموزه‌های دیوبندی و هم سنت‌های روستایی مدارس دینی که در آن آموزش دیدند. شماری از مقامات نسل اول طالبان که در دهه 1990 بر مسند قدرت بودند، برخی مناسک صوفی‌ها را اسلامی می‌دانستند و تلاش داشتند تا دیگر مناسک این فرقه را تعدیل کنند. اما نگاه جنجگجویان عرب-افغان این گروه متفاوت بود و به همین دلیل اختلافات و متعاقبا درگیری‌هایی بر سر اجرای مناسک صوفی‌ها به وجود آمد. در دوران پسا 2001، صوفی‌گری در شکل‌های مختلف خود در افغانستان ظهور پیدا کرد. در واقع، جایگاه سیاسی و اجتماعی تصوف، تعیین کننده نوع مناسبات این فرقه مذهبی با کانون‌های قدرت است، چه در دوران رژیم طالبان در دهه 1990، چه در دولت شبه دموکراتیک پسا 2001 و چه در رژیم برحال طالبان.

    صوفی ها

    زمانی که طالبان در آگوست سال 2021 قدرت را در افغانستان به دست گرفت، یک مشکل را نیز به همراه آن به ارث گرفت: نحوه حکومت بر تنوع دینی افغانستان. هر چند هنوز ابهامات زیادی درباره رژیم طالبان در کابل وجود دارد اما تقابل بین مقامات طالبان و جامعه صوفیان در دهه 1990، می‌تواند تا حدودی این موقعیت پیچیده را روشن کند. برای روشن شدن کامل این موضوع، در ابتدا باید به واسازی موقعیت بپردازیم: نه طالبان و نه صوفی‌ها هیچ کدام گروه‌های متحدی نیستند، هر چند تلاش دارند تا خود را متحد نشان دهند.

    صوفی‌ها کی‌ها هستند؟

    اطلاق عبارت «تصوف اسلامی» به صوفی‌ها، گمراه کننده است چون یک گروه جامع و منسجم را به تصویر می‌کشد. جامعه صوفی‌ها یک طیف وسیع و متنوع را شامل می‌شود؛ از فقیر گرفته تا غنی، از افراد عادی گرفته تا فرهیختگان و دانشمندان و از افراد خاموش و غیرمعترض گرفته تا عناصر مخالف یا همسو با دولت. زندگی روزانه درویشی که در یک زیارتگاه به گدایی مشغول بوده و نماد جدایی از مادیات و توجه صرف به خدا است، متفاوت از دنیای رهبران صوفی همسو با دولت یا شاعران و سخنوران این فرقه است.

    صوفی‌ها همان گونه که مواضع اجتماعی مختلفی دارند، در دوران طالبان نیز زندگی متفاوتی را تجربه می‌کنند. در دوران طالبان در دهه 1990، بسیاری از سخنوران و شاعران صوفی که در حلقات فکری افغانستان بودند، زندگی دشواری داشتند. بسیاری از آنها مجبور به ترک افغانستان شدند چون بابت نوشته‌های خود مورد حمله قرار گرفته یا زندانی می‌شدند و یا اجازه انتشار آزادانه مطالب خود را نداشتند.

    گروه‌های دیگری از صوفی‌های «سیاسی» که رسما همسو با دولت‌های سابق بودند و آنهایی که گروه‌های مبارز اپوزیسیونی را در زمان جهاد ضد شوروی تشکیل داده بودند (مثل نقشبندیه مجددی و قادریه گیلانی) تنها توانستند پس از سال 2001 و به دنبال سقوط رژیم طالبان به کشور بازگردند.

    اما در این بین، گروه سومی از صوفی‌ها هم بودند که در دوره رژیم طالبان در دهه 1990، در افغانستان ماندند و تلاش کردند تا از طریق مذاکره، فضا را برای زندگی خود مساعد کنند. آنها با وضعیت پیچیده‌ای مواجه بودند چون خود طالبان هم سیاست ملی منسجمی در قبال جامعه صوفی‌ها نداشت. مسایل مختلفی، از شعر و موسیقی گرفته تا بحث زنان و همچنین مواضع شخصی فرماندهان طالبان، فضا را برای مذاکرات صوفی‌ها تنگ کرده بود.

    جریانات مختلف در درون طالبان

    در حالی که خشونت طالبان، به خصوص در قبال زنان و گروه‌های اقلیتی مانند شیعیان هزاره، بر کسی پوشیده نیست، نسخه اسلام خاص، روستایی و پشتونِ آنها، ریشه در هنجارها و مناسک مکتب سنی حنفی دارد؛ هنجارهایی که با بسیاری از هنجارهای صوفی‌های سنی در افغانستان مشترک بود. پیشینه آموزشی و اجتماعی نسل اول طالبان (در مقایسه با نسل‌های بعدی آن که بیشتر ریشه در رویکردهای سلفی دارد) متأثر از صوفی‌گری بوده است، هم به واسطه آموزه‌های دیوبندی و هم سنت‌های روستایی مدارس دینی آنها. شماری از مقام‌های نسل اول طالبان که در دهه 1990 بر مسند قدرت بودند، برخی شکل‌های مناسک صوفی‌ها را کاملا اسلامی می‌دانستند و در عین حال تلاش داشتند تا دیگر مناسک این فرقه را تعدیل کرده یا از آنها سلب مشروعیت کنند.

    این جایگاه اجتماعی ـ فرهنگی که آزادی‌های خاصی را برای برخی مناسک صوفی‌ها قایل بود، در تضاد با نگاه جنگجویان خارجی عمدتا سلفی/ وهابی بود که در دوره جهاد در دهه 1980 و در اوایل دهه 1990 وارد افغانستان شدند. آنها که خود را «فداییان» می‌نامیدند، معمولا با عنوان «افغان‌های عرب» شناخته می‌شدند ـ که البته اصطلاح نادرستی بود چون این گروه نه افغان بودند و نه کاملا عرب. این افراد بر سر مناسک مختلف صوفی‌ها و رسم زیارت حرم‌ها در افغانستان، با میزبانان خود درگیر شدند.

    مراسم «ذکر»

    به گفته اغلب جوامع صوفی، در حاکمیت قبلی طالبان مراسم “ذکر” همچنان انجام می‌شد اما رژیم طالبان درباره نحوه اجرای آن نگرانی‌های داشت، بخصوص اینکه این مراسم باید با موسیقی همراه باشد یا خیر. رژیم طالبان گرفتن عکس‌- فیلم و موسیقی را ممنوع کرده است این رویکرد در تقابل با تاریخچه دیرینه صوفی‌گری در افغانستان است؛ در مراسم صوفی‌های “چشتیه” مراسم ذکر با موسیقی همراه است. در حالی‌که طالبان مراسم ذکر را مشروع می‌داند اما همراه شدن آن با موسیقی را مجاز نمی‌داند.

    درست همان طور که طالبان درباره شکل صحیح اجرای آداب و مراسم اختلاف نظر داشتند، خود صوفی‌ها نیز در نحوه برخورد با محدودیت‌های طالبان با یکدیگر هم نظر نیستند.

    به طور همزمان، تفکرات، پیشینه‌های شخصی و وابستگی‌های گروهی مختلف موجود در درون طالبان نیز تعیین کننده مواضع این گروه در قبال جامعه صوفیان است. برای مثال، تجربه تعامل قبلی طالبان با جنگجویان خارجی سلفی/ وهابی، نظام دیگری را به این مجموعه اضافه کرده است. در واقع، این گروه‌ها کاملا از هم جدا نبوده‌اند و یک گروه بر گروه دیگر اثرگذار بوده است؛ تفکرات افغان‌های عرب، بر نسل جدید جنگجویان طالبان اثر گذاشته است.

    رویارویی با وهابیت

    در سالهای جهاد بود که اختلاف نظرها میان صوفیه و متشرعین، که پیش از آن از سوی شماری معدودی از افراد مطرح می شد، گسترش یافت. این اختلافات پس از آن افزایش یافت که شماری از مجاهدین از مدارس مذهبی که از سوی گروه های وهابی تمویل می شدند، فارغ التحصیل شدند.

    صوفی ها

    وهابیت یک عقیده رفورمیست (اصلاح طلب) است که در عربستان امروزی به وجود آمده و وهابی ها از دین اسلام تعبیر لفظی دارند. آنها در بسیاری از موارد اعمال صوفیه را رد می کنند.”

    گفته شده که وهابیت در افغانستان به ویژه در سال‌های اخیر پیروان زیادی پیدا کرده، در زمان “جهاد” اختلاف نظرها میان صوفیان و متشرعان بیشتر شد و پس از سالهای جهاد این اختلاف نظرها گسترش یافت و در زمان حاکمیت طالبان در افغانستان این تنش به اوج خود رسید.

    پیشینه تصوف در افغانستان

    بر اساس روایت‌های تاریخی، از اوایل قرن سوم تا پنجم هجری بلخ، هرات و غزنی از مرکزهای تصوف در خراسان قدیم و افغانستان امروزی بودند.

    شقیق بلخی، ابراهیم ادهم، احمد خزرویه از صوفیان برجسته قرون چهارم و پنجم هجری قمری و همچنین مولانا جلال الدین محمد بلخی، خواجه عبدالله انصار و حکیم ثنایی نیز از جمله پیشوایان مشهور صوفیه به شمار می‌روند.

    محققان می‌گویند که تصوف یا عرفان مخلوطی از فلسفه و مذهب است که به باور پیروان تصوف، راه وصول به حق منحصر به این طریقه است.

    بحث تصوف پاک کردن نفس، خودشناسی و خداشناسی است که بیشتر صوفی‌ها برای رسیدن به این هدف راه درویشی را در پیش می‌گیرند.

    صوفی ها

    پنج حمله؛ 113 کشته و نزدیک به 300 زخمی در حاکمیت طالبان

    از زمان به قدرت رسیدن طالبان در افغانستان در اگست 2021، زیارتگاه‌ها و خانقاه‌های اهل تصوف هدف حداقل پنج حمله مرگبار قرار گرفته‌اند. در این حملات تاکنون دستکم ۱۱۳ نفر جان باخته و ۲۲۸ نفر دیگر زخمی شده‌اند.

    آخرین مورد از این حملات، پنجشنبه‌شب، اول قوس، در ولسوالی نهرین ولایت بغلان رخ داد که در آن افراد مسلح ناشناس به یک خانقاه حمله کردند.

    در این حمله 12 نفر که در حال نیایش بودند کشته شدند.

    محمد زرین، مدیر مسوول
    محمد زرین، مدیر مسوول

    دفتر نمایندگی سازمان ملل متحد در افغانستان (یوناما) در گزارش بررسی وضعیت حقوق بشری افغانستان اعلام کرده بود که از ۱۵ اگست ۲۰۲۱ تا ۳۰ می ۲۰۲۳، چهار حمله هدفمند علیه عبادتگاه‌های اهل تصوف ثبت شده است که طی آن ۱۰۳ نفر کشته و ۲۲۸ نفر زخمی شدند.

    از این میان چهار حمله هدفمند بر اهل تصوف را هیچ گروهی به عهده نگرفته است. یوناما در گزارش خود نوشته است که یکی از این حملات را داعش خراسان به عهده گرفته است.

    مسجد صاحب خلیفه در کابل، مسجد مولوی سکندر صوفی در قندوز، مسجد صدیقیه در کابل و زیارتگاه سید پادشاه آغا در بغلان از مراکز صوفی‌ها است که مرگبارترین حملات در آنها رخ داده اسنت.

    محمد زرین

    رابطۀ دین و خشونت مذهبی؛ آیا جوهره‌ای از خشونت‌طلبی در دین وجود دارد؟

    حمله به خانقگاه و زیارتگاه ها حمله به مسجد خبرگزاری پل داعش صوفی ها
    Share. Facebook Twitter Pinterest LinkedIn Tumblr Telegram Email

    مطالب مشابه

    شمار قربانیان زلزله افغانستان به بیش از 2200 و زخمی‌ها از مرز سه هزار نفر گذشت

    13 سنبله 1404

    کشته شدن صدها تن در زلزله مرگبار در شرق افغانستان؛ چندین روستا با خاک یک‌سان شده

    10 سنبله 1404

    دبیر شورای امنیت روسیه: به شمول داعش خراسان حدود بیست گروه تروریستی در افغانستان فعال اند

    7 سنبله 1404
    خبرهای مهم
    ما را در رسانه های اجتماعی دنبال کنید
    • Facebook
    • Twitter
    • Instagram
    • YouTube

    عضویت در خبرنامه

    جدیدترین خبرها را در ایمیل خود دریافت کنید

    © 1405 تمامی حقوق برای خبرگزاری پل محفوظ می‌باشد
    • درباره ما
    • تماس با ما
    • حریم خصوصی
    • شرایط و مقررات استفاده از محتوای خبرگزاری پل
    • سیاست ما در قبال تبلیغات و آگهی

    Type above and press Enter to search. Press Esc to cancel.