خبرگزاری پل: این یادداشت در حالی تحریر مییابد که تاکنون شنبهشب ۱۷ قوس/آذر، دولت سوریه سقوط نکرده است اما از نگاه نگارنده از این لحظه بهبعد، دولتی در سوریه که بشار اسد رئیسجمهور آن باشد وجود ندارد. البته محتمل است که تا ۴۸ ساعت دیگر رسماً سقوط دولت سوریه اعلام شود.

آنچه باعث سقوط دولت بشار اسد شد، نه در قدم اول قدرت و توانایی مخالفان مسلح و نه در قدم دوم توطئه کشورهای خارجی بلکه در قدم اول و دوم نبود پشتوانه مردمی بود.
جوزا/خرداد ۱۴۰۰، انتخابات ریاست جمهوری در سوریه برگزار شد و میزان مشارکت را ۷۸ درصد اعلام کردند. پیروز نیز همانطور که کاملاً پیشبینی میشد، بشار اسد با بیش از ۹۵درصد آراء بود اما بحث آمارها و اعداد رسمی دولتی که معمولاً کاری جز تحریف واقعیتهای عمیق جامعه را ندارند، متفاوت از واقعیتهای عینی جامعه است. وقتی انتخابات خالی از روح و معنا شود، خروجی آن فرار اشرف غنی از ارگ ریاست جمهوری افغانستان و خروج بشار اسد از کاخ ریاست جمهوری سوریه میشود.

غنی و اسد اگر هیچگونه مشابهتی باهم نداشته باشند، حداقل در یک مورد مشترک هستند که هر دو مردم خود را نادیده گرفتند و به جای آن که دل به مردم خود ببندد، چشم امید به کشورهای خارجی بستند اما غافل از آن که وفادارترین دوستان خارجی نیز روزی به خانههای خود بازخواهند گشت.
این سرنوشت همه دولتهایی است که زور مردم را نادیده میگیرند؛ با این توضیح که زور مردم استفاده از قوه قهریه علیه جریان حاکم نبوده بلکه خودداری در همراهی و همسویی با حاکمیت است و این قانونی است که سرانجام حاکمیت طالبان نیز با آن روبرو خواهد شد.
محمد مرادی