خلیلالرحمن حقانی (عموی سراج الدین حقانی) در محل کارش (ساختمان وزارت مهاجرین) هدف حمله قرار گرفت و کشته شد.

با توجه به اینکه سطح مراقبتهای امنیتی برای او بسیار بسیار بالا بود، اولین نکتهای که به ذهن میرسد این است که این مقام عالیرتبه طالبان، توسط یک عامل کاملا خودی و نزدیک کشته شده است.
مرگ خلیلالرحمن حقانی، یک حذف درون سازمانی است، همانگونه که افرادی چون داود مزمل، در چنین فرآیندی کشته شدند.
ملاهبتالله رهبر طالبان، هفته قبل، تمام اعضای کابینه و مقامات ارشد طالبان را به قندهار فراخواند تا تصمیم خود مبنی بر عدم عقب نشینیاش نسبت به سیاستهای کتونی طالبان را اعلام کند.
شبکه حقانی که گفته میشود رابطه محکمتری نسبت به طالبان جنوبی با آمریکا دارد، در سه سال گذشته تلاش زیادی به خرج داد تا چهرهای معتدل از خود به دنیا نشان دهد.
از عملکرد حقانیها اینطور استنباط میشد که آمادگی دارند تا با غرب، بر سر مسایلی چون حکومت فراگیر و آموزش زنان کنار بیایند و در نتیجه، حتی اگر ملاهبتالله هم با آنها همراهی نکند، با عبور از او و حلقه پیرامونش، هم سهم بیشتری از قدرت را در اختیار بگیرند و هم شرایط را برای رسمیت یافتن حکومت طالبان توسط غرب، آماده کنند.

سه روز قبل بود که سراجالدین حقانی در سخنانی کنایه آمیز به ملاهبتالله، از انحصار دین توسط رهبر طالبان انتقاد کرده بود و احتمالا ملای قندهار، این سخنان سراجالدین حقانی را به منزله اعلان جنگ به خود تلقی کرده است.
با حرکت ملاهبتالله به سمت افزایش قدرت و پافشاری بر مواضعش، انتظار اولیه این بود که دروازههای مرگ به روی آنها باز شود، اما گویا این بار قندهاریها پیش دستی کردند و با کشتن خلیلالرحمن حقانی، این پیام را به مخالفین درون سازمانی خود ارسال نمودند که هرگونه سرکشی را با حذف فیزیکی پاسخ خواهند داد.
سید احمد موسوی مبلغ