خبرگزاری پل – پس از بازگشت مجدد طالبان، تحولات غیرقابل پیشبینی بر جغرافیای افغانستان رقم خورد و نظام جمهوریت که نمادی از ارادهی این کشور دانسته میشد، فرو پاشید و فضای این کشور را پس از دو دهه به سمت تاریکی و عقبماندگی سوق داد.

مهمترین و سیاهترین این تحولات، سرکوب و به حاشیهراندن زنان و دختران افغانستان از سوی طالبان بود؛ قشریکه در تمامی حوزهها پیشقدم بود و دستآوردهای چشمگیری داشتند، اما سه سالونیم میشود که این دستآوردها نابود و آنها با تحمل رنجهای کشنده، گوشهنشین شده و در هیچ عرصهای نقش ندارند.
پیش از طالبان، بخش بزرگی از جامعهی افغانستان توسط زنان و دختران مدیریت و رهبری میشد و در عین حال، بخش بزرگی از مدارس و دانشگاهها با حضور آنها رنگ جامعه متمدن برای آیندهی بهتر این کشور ترسیم شده بود؛ زنان افغانستانی که با حضورشان در حوزههای مختلف برای تمام مردم آن سرزمین امید صلح، ثبات، بازسازی و پیشرفت خلق میکردند، اما با بازگشت مجدد طالبان، اکنون خشونت و افراطیت در آن جامعه فراگیر شده است.
مقامات کنونی طالبان که قبلا عضو هیات مذاکرهکننده بینالافغانی در قطر بودند، بارها از احترام گذاشتن به حقوق اساسی زنان از جمله کار و آموزش آنها وعده داده بودند و حتا در بسیاری از موارد به وضوح ابراز داشتند که زنان در حکومتداری و کابینهی آنها حضور پررنگ خواهند داشت، اما ماههایی پس از بازگشت، دیده شد که این شعار جز دروغ و فریب جهان چیزی بیشتر نبوده است.
بسیج جهانی علیه طالبان
پرسش اساسی این است که پس از سه سالونیم حکومتداری طالبان تاهنوز هیچ کشوری آنها را به رسمیت نشناخته است، چه عامل باعث این انزوای بینالمللی طالبان شده است؟ پاسخ آن ساده است: مبارزهی نفسگیر، مسالمتآمیز و مدنی زنان و دختران افغانستان بوده است.
از زمان بازگشت طالبان به قدرت در ماه اسد ۱۴۰۱، زنان و دختران افغانستان با راهاندازی دادخواهیهای ملی و بینالمللی و حضور در خیابانها و فریادزدن عدالت، خواستار دسترسی به حقوق اساسیشان از جمله دسترسی به آموزش و کار شدند؛ با وجودیکه نیروهای طالبان همواره این دادخواهیها را با شلاق و میل تفنگ پاسخ دادند، اما این اعتراضات و حقخواهیها نه تنها فروکش نکرد، بلکه با گذشت روز افزون شدیدتر شد و صدایشان حقخواهیشان را به گوش جهانیان منتقل کردند و زمینه بسیج بینالمللی را با محوریت افغانستان فراهم کردند.
زنان افغانستان در اوج فشارهای امنیتی بدون هراس از بازداشت و خشونت طالبان با پلاکاردهای « حق، عدالت، آموزش» شجاعانه در مقابل نیروهای طالبان ایستادند و مطالبات شان را در فضای کاملا مسالمتآمیز مطرح کردند. با سرکوب این مطالبات، جامعه جهانی تعاملی را که با طالبان تعریف کرده بودند، کاهش دادند و بسیاری از کشورها سطح روابط دیپلماتیکشان را کاهش دادند.
علاوه براین، طرح مطالبات و دادخواهی زنان و دختران افغانستان ضمن اینکه بازتاب جهانی داشت، باعث شد که اتحادیه اروپا و دادگاه بینالمللی کیفری، تعدادی از مقامات ارشد طالبان تحریم و در فهرست سیاه قرار دهند.
همچنان سازمانهای بینالمللی، سیاستهای جنسیتزدایانه طالبان را بهعنوان «آپارتاید جنسیتی» محکوم کردهاند. همین واکنشها باعث شده جهان از بهرسمیتشناختن طالبان بهعنوان حکومت مشروع خودداری کنند.
همچنین محرومیت زنان از آموزش و کار، از دید بسیاری از دولتها و نهادهای مالی جهانی، خط قرمز تلقی میشود. بانک جهانی، صندوق بینالمللی پول و سازمانهای کمکرسان، بخش عمدهای از حمایتهای خود را به دلیل نقض حقوق زنان به حالت تعلیق درآوردهاند.
با این حال، سرانجام زنان افغانستان با پایداری و حضور بیوقفه در صحنه اعتراض و فعالیت، به یکی از قویترین عوامل مشروعیتزدایی از طالبان در سطح بینالمللی تبدیل شدند. سکوت آنها، به معنای پذیرش رژیم طالبان خواهد بود؛ و فریادشان، پژواکی است که دیوارهای انزوای طالبان را هر روز بلندتر میسازد.
علیا سادات
دانشجوی دانشکده مطالعات زنان در مقطع ماستری