Close Menu

    عضویت در خبرنامه

    جدیدترین خبرها را در ایمیل خود دریافت کنید

    خبرهای مهم

    شمار قربانیان زلزله افغانستان به بیش از 2200 و زخمی‌ها از مرز سه هزار نفر گذشت

    13 سنبله 1404

    کشته شدن صدها تن در زلزله مرگبار در شرق افغانستان؛ چندین روستا با خاک یک‌سان شده

    10 سنبله 1404

    دبیر شورای امنیت روسیه: به شمول داعش خراسان حدود بیست گروه تروریستی در افغانستان فعال اند

    7 سنبله 1404
    Facebook X (Twitter) Instagram
    Facebook X (Twitter) Instagram
    خبرگزاری پل
    • صفحه نخست
    • خبرها
      • سیاست
      • اقتصاد
      • حوادث و جنایی
      • بیشتر بدانید
      • سایر خبرها
      • کی، کجا، کی
      • بحران خاورمیانه
      • ورزش
    • حقوق بشر
    • مهاجرت
    • تحلیل و گزارش
    • گپ روز
    • بین‌الملل
    • Española
    خبرگزاری پل
    صفحه اصلی » مهاجرت، ازوداج، طلاق؛ چرا آمار زوج‌های افغان که در غرب طلاق می‌گیرند بیشتر است؟
    مهاجرت

    مهاجرت، ازوداج، طلاق؛ چرا آمار زوج‌های افغان که در غرب طلاق می‌گیرند بیشتر است؟

    Pol PressBy Pol Press26 ثور 1402بدون دیدگاه
    Facebook Twitter Pinterest LinkedIn WhatsApp Reddit Tumblr Email
    Share
    Facebook Twitter LinkedIn Pinterest Email

    مهاجرت تحول بسیار بزرگی در زندگی محسوب میشود حتی بنظر من خیلی مهمتر از انتخاب شغل و ازدواج برای همین زندگی یک مهاجر دچار تغییرات اساسی می‌شود.

    در این نوشته تلاش می‌کنم به پرسش‌ها و چرایی طلاق زوج‌های افغانستانی به کشورهای اروپایی بپردازم. زوج‌های که با هزار امید و انگیزه دل به دریایی مهاجرت زدند اما کشتی آرزوهای شان به ساحل زندگی “مشترک” نرسیده است.

    این نوشته را با بیان این مطلب شروع می‌کنم “به اميد اين‌كه هيچ زن وشوهری از هم جدا نشوند وزندگی پراز عشق داشته باشند!

    زوج

     جنبه و ظرفیت زوجین

    حقیقت این است که ما از یک جامعه سنتی مردسالار به کشورهای مدرن و قانون مدار مهاجرت می‌کنیم.

    در این کشورها به انسان‌ها بدون توجه به جنسیت‌شان نگاه و احترام گذاشته می‌شود. حالا در این کشورها چه اتفاقی برای مردانی می‌افتد که امر و نهی کردن به قول معروف در “خون” شان نهادینه شده و عادت دارند که حرف اول خانواده فقط در سیطره آنان است، زمانی‌که این مردان به یک‌بارگی خودشان را در کشوری می‌بینند که قدرت و ابهت خود را از دست داده و مانند سربازی بدون سلاح خود را در جهبه قیاس می‌کنند، دو راه بیشتر ندارند یا تسلیم شوند یا بمیرند.

     قدرت تطابق با فرهنگ جدید

    افرادی هستند که بعد از مهاجرت همچنان مصر به حفظ داشته‌های قدیم هستند، این طبقه از افراد دو دستی به سنت‌ها و عرف جامعه سنتی خودشان چسپیده‌اند اگر همه اعضای خانواده این‌طور باشند مشکلی چندانی از این بابت در کانون خانواده ایجاد نمی‌شود هرچند در اجتماع هیچ وقت احساس راحتی نمی‌کنند چون خودشان‌را بسیار متفاوت از دیگران می بینند.

    اما!

    وضعیت زوج‌های‌که یکی از افراد با شرایط و فرهنگ جدید سازگاری پیدا می‌کند و دیگری همچنان سنتی باقی می ماند، آنها از جمله کسانی‌هستند که دیر یا زود از هم جدا می‌شوند.

    از نظر من مهاجرت دلیل جدایی زوجین نیست بلکه بهانه‌ای است برای انجامش. چون اگر واقعا دو نفر هیچ مشکلی با هم نداشته باشند و شناخت کافی از هم داشته باشند مراحل سخت مهاجرت را هم با صبوری و رفتار “خردمندانه” در کنار هم پشت سر می‌گذارند.

    من فکر می‌کنم افرادی‌که بعد از مهاجرت از هم جدا می‌شوند، مشکلات ریشه‌ای از قبل با هم داشتند حالا شاید به دلیل محدودیت‌ها و عرف جامعه این مشکل را بروز نداده اما وقتی این دو وارد جامعه‌ای می شوند که با منطق قابل قبول تری می توانند از هم جدا شوند، به این خواست‌شان احترام می‌گذارند و از هم جدا می‌شوند، بدون در نظرداشت عرف، باورهای جامعه و دیگر مسایل.

    زوج

    در افغانستان هنوزهم هستند افراد و زوج‌های که ممکن است سال‌ها قصد جدا شدن از هم دیگر را داشته باشند اما به دلایل مختلف از جمله عرف، حرف مردم و از همه مهمتر تهیه مخارج برای زن آنها هم دیگر را تحمل کرده‌اند.

    براستی چرا بسیاری از خانم‌ها بعد از مهاجرت زندگی خود را دستخوش طلاق قرار می دهند. در این رابطه چند دلیلی اساسی را می توانم مطرح کرد.

    وقتی ما از یک محیط بسته وارد محیط باز می شویم ، قطعا شرایط زندگی و نحوه دید ما تغییر می‌کند.

    در جوامع باز هر کسی می تواند زندگی مستقلی برای خود داشته باشد و هیچ‌کس به صرف امنیت مالی حاضر نیست شخص دیگری را در کنار خود تحمل کند .

    در واقع زندگی به گونه‌ای است که زنان و مردان ناچارند که کار کنند و کار کردن زن در محیط و اجتماع شرایط روحی و مالی زنان را دست‌خوش دگرگونی های زیادی قرار‌ می‌دهد.

    نکته حایز اهمیت دیگر تطبیق با شرایط ظاهری اجتماعی است که به آن وارد شده اند .معمولا خانم ها خیلی تاثیر‌ پذیرتر اند و انطباق هم برای آنها آسان تر است.

    آنها می خواهند آزادانه لباس و پوشش خود را انتخاب کنند، اما مردان‌که در جوامع مذهبی و سنتی رشد کرده‌اند پذیرش تغییرات ظاهری خانم ها را براحتی نمی پذیرند و معاشرت‌های اجتماعی زنان را در حیطه محیط‌های باز بر نمی‌تابند.

    در واقع مردان از این‌که کمتر حاکمیت به زندگی دارند ناراضی می‌شوند و برای جبران اعتماد بنفس پایین آمده ممکن فشارهای روحی خود را از راه های دیگری جبران کنند.

    اما مردان که به همسران خود پرو بال می دهند و سعی می‌کنند این تغییرات را بپذیرند کمتر زندگی‌شان به مخاطره می افتد و دست خوش طلاق می‌شوند.

    همانطور که می‌دانید در جوامع مدنی حق و حقوق زیادی به زنان داده می‌شود و این هم نکته مهمی است که وقتی زنان می بینند جایگاه اجتماعی‌شان پر از حمایت است لازم باشد از این حقوق تمام و کمال استفاده می‌کنند، در حالی‌که در جامعه قبلی شاید حتی پدر و مادر هم بعد از طلاق از آنها حمایت نکنند. به ناچار باید خیلی مشکلات را تحمل کنند.

    در این شکی نیست که “زمانه هم عوض شده” و به خصوص در جوامع باز شرایط ازدواج و طلاق بسیار متفاوت تر از دوران پدر و مادر های ما است. اما باید توجه داشته باشیم که طلاق آسیب‌های خود را به‌همراه خواهد داشت و گاهی این آسیب‌ها یک عمر زندگی ما را به هدر می‌دهد.

    سوال اساسی حالا این‌جاست که آیا بهتر نیست قبل از ازدواج به جای اینکه نگاه‌مان به بیرون خیره شده باشد، با دقت درون یکدیگر را بی‌بینیم تا درک‌کنیم که از زندگی چه می‌خواهیم؟

    پی‌بردن به خواست درونی انسان‌ها هرگز دستخوش نوسانات بیرونی نخواهد شد نتیجتاً از “کوزه زندگی‌مان همان برون خواهد تراوید که از درون دیده و پسندیده شده است.”

    معمولاً زنان شوهر‌دار دوست پسر مي‌گيرند و مردان متاهل هم همين طور به صورت پنهانی به سراغ فرد دیگری می‌رود که اين خود بعدها از عوامل فروپاشی خانواده وجدايی محسوب می‌شود.

    در یک روی‌کرد دیگر زنان و مردانی هستند که بابت گرفتن پناهندگی با هم دیگر ازدواج می‌کنند و بعد از هم جدا مي‌شوند. مهم‌تر از همه دنيای مجازی و وابسته شدن آنها به افرادی که در شبکه‌های مجازی با آنها آشنا می‌شوند، از دلایل عمده و اصلی اختلاف‌ زوج‌ است، اختلافی که دیر یا زودتر منجر به طلاق می‌شود.

    دادن آزادی بیش از حد به زن وتحمل نكردن شوهر هم از ديگر  مسایل طلاق زوج‌های افغان در کشورهای غرب است.

    داوود فیضی – نویسنده و فعال در حوزه مهاجرت

    Share. Facebook Twitter Pinterest LinkedIn Tumblr Telegram Email

    مطالب مشابه

    خداناباوری؛ موجی‌که دامنه خود را در بین مهاجران افغان‌ بیشتر می‌گستراند

    9 حمل 1405

    سونامی خاموش خدا‌ناباوری  در کشورهای اسلامی؛ افغانستان در کجای این سونامی قرار دارد؟

    6 جدی 1404

    شمار قربانیان زلزله افغانستان به بیش از 2200 و زخمی‌ها از مرز سه هزار نفر گذشت

    13 سنبله 1404
    خبرهای مهم
    ما را در رسانه های اجتماعی دنبال کنید
    • Facebook
    • Twitter
    • Instagram
    • YouTube

    عضویت در خبرنامه

    جدیدترین خبرها را در ایمیل خود دریافت کنید

    © 1405 تمامی حقوق برای خبرگزاری پل محفوظ می‌باشد
    • درباره ما
    • تماس با ما
    • حریم خصوصی
    • شرایط و مقررات استفاده از محتوای خبرگزاری پل
    • سیاست ما در قبال تبلیغات و آگهی

    Type above and press Enter to search. Press Esc to cancel.