مولوی عبدالکبیر که به تازگی به سمت نخست وزیری طالبان و در عوض ملاحسن آخوند گماشته شده است، اصالتا از ولایت پکتیا در شرق کشور است.
او ۵۷ سال سن دارد و از قوم پشتونهای زدران است. در حالیکه مولوی عبدالکبیر در پکتیا زاده شده است، اما سالها در ولایت شمالی بغلان زندگی کرده است، زمین و ملک پدری فراوانی در این منطقه هم دارد.
عبدالکبیر و سراجالدین حقانی هر دو از قوم زدران هستند اما برخلاف حقانی، دارای نیروی مسلح نیست و توان نظامی ندارد.
عبدالکبیر بیشتر دیدارهای سیاسی با نیروهای مخالف طالبان، نمایندگان جامعه جهانی و سازمانملل را در قصر سپیدار انجام میداد و نسبت به دیگر سران تندروی طالبان موضعگیریهای نرم تری در مسایل دارد.

قبل از حاکمیت طالبان
مولوی عبدالکبیر قبل از دور اول حاکمیت طالبان در دهه هفتاد خورشیدی والی این گروه در ننگرهار بود.
او پس از سقوط رژیم طالبان در ۲۰۰۱، ریاست شورای پیشاور را به عهده داشت.
آقای کبیر بعداً جزء تیم مذاکرهکننده طالبان در قطر بود و بعد از سقوط حکومت غنی، در آغاز دستیار معاون اقتصادی ملاحسن و بعداً معاون سیاسی رئیسالوزرای طالبان شد.
فهرست سیاه
مولوی عبدالکبیر در فهرست سیاه سازمانملل و شورای امنیت قرار دارد و او نیز مانند بیشتر سران طالبان اجازه سفر به خارج از افغانستان را ندارد.
براساس گزارش سازمانملل، او در فعالیتهای تروریستی و قاچاق مواد مخدر دست داشته است.
این رهبر طالبان متهم است که در سال 1386 بمبگذاری خونباری را که در آن چند نماینده مجلس از جمله مصطفی کاظمی کشته شد، سازماندهی و رهبری کرده است.
دوران مبارزه با شوروی
عبدالکبیر در دوران جنگ شوروی در افغانستان نام چندان آشنایی نبود و یک مجاهد عادی به شمار میرفت که در مدارس مذهبی درس میخواند.
با خروج نیروهای قشون سرخ و پیروزی مجاهدین بر کابل و بعد آغاز جنگهای داخلی او به گروه طالبان پیوست.
مناصب پیش از حمله آمریکا به افغانستان
پس از پیوستن به گروه طالبان، او توانست اعتماد ملا عمر، بنیانگذار این گروه را به دست آورد و والی طالبان در ننگرهار در شرق کشور شد.
در دور نخست حاکمیت طالبان معاونیت شورای وزیران یا نخستوزیری طالبان در بخش اقتصاد به او رسید، گاهی در نبود ملاربانی سرپرستی نخستوزیری را نیز به عهده داشت.
پس از فروپاشی رژیم طالبان و شروع حملات امریکا به افغانستان، او همراه با دیگر سران طالبان به پاکستان فرار کرد.
او در پاکستان ریاست شورای پیشاور که بعد از کویته بزرگترین شورای طالبان بود را به عهده گرفت.
وظیفه او بیشتر مدیریت جنگ عمدتا در مناطق شرقی کشور علیه نیروهای ناتو و نظامیان افغان بود.
او عملا ریاست بخش شرقی طالبان را تا زمان ادغام شبکه حقانی به گروه طالبان به عهده داشت.
مولوی عبدالکبیر متهم است که حملات تروریستی و انتحاری زیادی را در شرق و بخشهای کشور سازماندهی و مدیریت کرده است.
افراد تحت فرماندهی او در بیست سال گذشته در افغانستان، دست به حملات پیچیده و خونینی زدهاند.
او همچنین متهم است که برای مصارف جنگ طالبان از قاچاقچیان مواد مخدر مالیه و پول جمعآوری میکرده است.
از فرمانده تا نظریهپرداز
با رشد شبکه حقانی و ادغام این گروه با طالبان، جایگاه مولوی عبدالکبیر از یک فرمانده عادی نظامی به یک رهبر نظریهپرداز و مبلغ طالبان تغییر کرد.
ویبسایت طالبان از عبدالکبیر به عنوان عضو شورای رهبری و رییس کمیسیون دعوت یاد کرده است.
گفته شده است که او در سال ۲۰۱۰ یک بار به طرح صلح حامد کرزی، رییسجمهور پیشین کشور، تمایل نشان داده بود.
خبرگزاری آسوشیتدپرس از قول مقامهای افغانستان و غربی گزارش داد که مولوی عبدالکبیر همراه با معاون پیشین والی ننگرهار و انورالحق مجاهد از فرماندهان مناطق شرقی، که به فرار بن لادن از کوههای منطقه “تورا بورا” در سال ۲۰۰۱ کمک کرده بود از پیشاور با یک هلیکوپتر به کابل سفر کرد و درباره دست کشیدن از خشونت با حامد کرزی گفتوگو کرد.