انتقال طالبان پاکستانی از مناطق مرزی افغانستان به ولایات دوردست افغانستان – بهخصوص ولایات شمال افغانستان، تکرارهمان خبط بزرگ تاریخی است که نود سال پیش در زمان پادشاهی محمد نادرخان، به مدیریت محمدگلخان مومند صورت گرفته بود.
این نقل وانتقالات در دورههای مختلف تاریخ معاصرافغانستان و اکنون در زمان طالبان، زیرهرنامی که باشد فقط همان اهداف و نیات دگرگون کردن ترکیب قومی افغانستان، کاشتن تخم نفرت و نفاق میان اقوام مختلف ساکن درافغانستان و بلاخره مذهبی کردن بیشترجامعه و محو مدنیت و فرهنگ تاریخی افغانستان را درقبال دارد.

این عمل شیطانی که به مشورهی انگلیس و امریکا و با مدیریت مشترک آیاسآی و حکومت تک قومی – تک جنسیتی طالبان به منصهی اجرا گذاشته میشود، پروژهی مشترکی است به منظور دوامدار کردن تنش و ناامنی در افغانستان، تضعیف و حتا چندپارچه کردن کشور.
دولت پاکستان میخواهد با این کار، آخرین میخ را به تابوت افغانستان و فرهنگ و تمدن تاریخی آن بکوبد.
به مضحک بودن دلیلِ این نقشه و توافق میان آیاسآی پاکستان و طالبان توجه کنیم که وزیر داخلهی پاکستان و ذبیحالله مجاهد، سخنگوی ارشد طالبان طی اظهاراتی به آن صحه گذاشته اند.
هر دو جانب استدلال کرده اند: “برای جلوگیری از پیشرفت بیشتر تحریک طالبان پاکستانی درداخل خاک پاکستان، ما به توافق رسیدهایم تا تمام جنگجویان طالبان پاکستانی و خانوادههای آنان را از مناطق مرزی دور نموده و به ولایات دوردست (هدف شمال افغانستان است) انتقال بدهیم .”
چه توافق شرمآور و چه استدلال خنده داری! “بابت جلوگیری از پیشرفت بیشتر طالبان پاکستانی در داخل خاک پاکستان، حکومت طالبان باید همهی آنان را با خانوادههای شان به مناطق دوردست – بخصوص به شمال افغانستان انتقال بدهند.”
اینگونه استدلال مضحک در واقع اعتراف صریح دو جانبه است به انتقال تروریستان بیشتر به شمال افغانستان که بدون شک از نیت شوم و خطرناکی حکایت دارد – نیت انتقال و مسکن گزین کردن تعداد بیشترِ قبایلیهای پشتون از وزیرستان شمالی و جنوبی به شمال افغانستان.
این عمل شنیع و خطرناک، بی تردید عقدههای قومی را تشدید بخشیده و تنشهای بیشتری را در نقاط مختلف شمال افغانستان به وجود خواهد آورد.
بدون شک در پی این اقدام خطرناک، اقوام مختلف ساکن شمال و مردمان بومی آن ولایات در برابر تصفیه قومی و اشغال خانهها و زمینهای شان توسط گروههای تازه وارد ناقلین از وزیرستان شمالی و جنوبی، به پا خاسته و از سرزمینهای پدری شان دفاع خواهند نمود.
از جانب دیگر حقیقت این است، همانگونه که اخیراً آقای سیرگی لاوروف، وزیر خارجهی روسیه گفته است، حفظ تنش و جنگ درافغانستان، کار امریکا و به نفع امریکاست.
انتقال جنگ و جنگجویان افراطی پشتونتبار به شمال، برهم زدن ترکیب قومی و ایجاد تنشهای جدید میان اقوام بومی و ناقلان جدید؛ همه و همه به اساس طرحهای شیطانی امریکا و شرکای استراتژیکاش انگلیس، پاکستان و طالبان به پیش برده میشود.
حال سوالات اساسی این است که آیا طرحهای خطرناک و شیطانی تحقق خواهد یافت؟ آیا مردمان بومی شمال به ناقلان وجنگجویان افراطی اسلامی وزیرستانی اجازه خواهند داد تا سرزمینهای پدریشان را با زور تصاحب نمایند؟ آیا قدرتهای منطقهای – به ویژه روسیه، چین و ایران انتقال جنگ و جنگجویان افراطی به شمال و برهم زدن ترکیب قومی در شمال افغانستان را تحمل خواهند نمود؟
به تمام این پرسشها زمان پاسخ روشن خواهد داد.
نوشتهی : اسماعیل فروغی