به تازگی داعش در مجله صدای خراسان، طالبان را تهدید کرده و گفته است که این گروه [طالبان] روزهای سختی را در پیش خواهد داشت.
اگر چه مخاصمت میان ایدیولوژی طالبانی و داعش اصلی، چیزی تازه نیست، اما از اینکه داعش خراسان که نام جالبی نیز است که بالای داعش خودساخته در افغانستان گذاشته اند، صورت قضیه را متفاوت نشان داده و حاکی از فاز جدیدی از بازیهای استخباراتی است.
تصور عام بر این است که داعش، بیرون آمده از بطن طالبان بخصوص شبکه حقانی است. طالبان بخصوص شبکه حقانی، بانی اصلی داعش در افغانستان است. شبکه حقانی با کمک مستقیم تسلیحاتی و مشورههای جنگی، یک بخش فعال ریزرفی را در اختیار داعش قرار داده است. این کار ناشی از ماموریت اصلی این شبکه در فعال سازی و گسترش داعش و هم در جهت رقابت های درونی با سایر گروه های طالبان است.
اما اصل قضیه گونهی دیگر است که به دور تازهی از جنگ لفظی که زمینه ساز سناریوهای جدید در جغرافیای افغانستان است رقم زده است.

به اساس اطلاعات موجود، این حمله و متعاقب آن، هشدارهای داعش در واقع واکنشی از جانب داعش خودساخته خراسان در برابر حملات طالبان است که منجر به کشته شدن مولوی خیبر خراسانی و حاجی وکیل خالص، مسئول قضایی داعش شده و این حمله در روستاهای دانگام و نورگل نورستان در اصل مقر فرماندهی داعش صورت گرفته است.
قبلا اطلاعاتی منتشر شد که گویا شهابالمهاجر، رهبر داعش در افغانستان کشته شده است که صحت ندارد و وی قبل از ختم جلسه ساحه را ترک کرده بود بنا کشته شدن وی، واقعیت ندارد.
حملات انجام شده بالای مواضع داعش در اصل به اساس توافق قبلی میان طالبان و ارتش پاکستان، توسط هواپیماهای پاکستانی در همکاری نزدیک با اداره استخبارات طالبان صورت گرفته است. که در نتیجه آن 6 نفر از اعضای داعش کشته شده است، اما کشته شدن رهبر داعش خود خوانده در این حمله، در اصل تبلیغات طالبان است تا قضیه داعش را ختم شده نشان دهند.
همچنان اطلاعات میرساند که داعش خودخوانده که از حمایت شبکه حقانی برخورد دار است و قدرت عملیاتی را دوباره یافته است با تغییر تاکتیک جنگی، در تلاش به چالش کشیدن سایر گروههای رقیب شبکه حقانی است. داعش با تحریک طالبان پاکستان و جنبش اسلامی ترکستان شرقی ارتباط نزدیک تامین کرده است. حتی رهبر ایغورها که “اکهعبدالرحمن” نام دارد، با داعش ارتباط نزدیک دارد و از آنها حمایت می کند.
افراد ایغوری در خدمت اهداف داعش خود خوانده قرار گرفته اند و از تجارب آنها در جنگ علیه بخشی از طالبان و بلدیت با اراضی، استفاده اعظمی میکنند. همچنان تجهیزات دست داشته آنها، در خدمت اعضای داعش جدید قرار گرفته است. شبکه حقانی از تمام ماجرا با خبر است و زمینه را برای قدرت یابی داعش فراهم میکند تا داعش خودخوانده خراسان، سایر رقبای این شبکه را به چالش بکشد.

اخیرا نیز یک مدرسه دینی بنام مدرسه علوم دینی “شیخ امانالله پیشاوری”، تمام طلبههای خود را به افغانستان فرستاده است تا در خدمت داعش باشند و در جبهات آن تنظیم گردند.
این گسیل هزاران طلبه جوان، آماده انتحاری، زنگ خطری برای آینده امنیت منطقه است. قرار اطلاعات، داعش تصمیم گرفته است تا بعداز این به اهداف ملکی حمله نکرده و سران طالبان را که مخالف حقانی هستند و مخالف پروژه داعش قلمداد میشوند، هدف قرار دهد. این نشان میدهد که داعش آمادگی حمله بالای بخشی از طالبان مخالف شبکه حقانی و برنامه داعش سازی شمال افغانستان را در سال پیشرو به گونه کامل گرفته و قبلا تمام نیازهای آن توسط شبکه حقانی، تامین شده است.
داعش اخیرا با انتشار اخبار، مجلات، رسانه های تصویری و چاپی در یک جنگ روانی منظم با طالبان قرار گرفته است.
پایگاه اصلی و مقر فرماندهی داعش معلوم نیست، ولی قرار ظاهر داعش به نقطه خاصی جهت اجرای عملیات رسانده میشود. هستههای انتحاری شبکه حقانی مانند قوتهای ریزرف در خدمت داعش قرار دارند و برای اهداف مشترک شبکه حقانی و داعش، کار مشترک صورت می گیرد.
نتایج:
اول: هنوز صورت واقعی داعش، مشخص نیست. آیا داعشی وجود دارد؟ و اگر دارد از کجا آمده دوباره سازماندهی شده و چطور در هر نقطه افغانستان، عملیات انجام میدهد. در تحت نظام دیکتاتوری مذهبی طالبان که هیچکس را مجال نفس کشیدن نیست، چگونه داعش قادر به اجرای حملات تروریستی است و آن را موفقانه انجام می دهد؟ بنا هنوز در مورد داعش قضاوت کردن، امکان پذیر نیست و ولی آنچه مسلم است حمایت پنهان از داعش است که توانسته دوباره خود را سازماندهی کند و قدرت عملیاتی خود را دوباره بدست گیرد؛
دوم: به این اساس داعش برخاسته از رقابتهای داخلی طالبان است و اهداف فرامرزی طالبان را جدا از طالبان دنبال می کند.
گروههای تروریستی خارجی باید چتری پیدا کنند و برای انجام فاز جدیدی از تروریسم منطقهای، سازماندهی مجدد گردند. این کار را طالبان بنابر وضعیت موجود نمیتوانند انجام دهند. بنا داعش نام خوبی برای انجام این مرحله از بازی است. داعش توان آن را خواهد داشت تا تمام گروههای تروریستی را در یک سازماندهی مجدد، بسیج کرده و تحرکات تروریستی را در سطح افغانستان و منطقه، از سر گیرد؛
سوم: حتی نام داعش خراسان، خیلی جالب است. چون منشا داعش گروههای عرب باید باشد که با نام خراسان و فارسها مشکل تاریخی دارند. اما داعش خراسان ظهور میکند و در منطقه قدرتنمایی میکند، خیلیها عجیب است. داعش فعلا در خاورمیانه مضمحل شده است و توانایی اکمال شاخههای خود در افغانستان را ندارد. بنا آنچه که از نام داعش صورت میگیرد، با استفاده از ظرفیت طالبان است با تغییر رنگ بیرق سفید به سیاه. اما بلاخره، داعش روی صحنه خواهد آمد؛
چهارم: شش ماه آینده، ماههای خشونت بار برای قدرتنمایی داعش پیشبینی میشود. قرار قراین، داعش خراسان باید بدیلی برای طالبان در منطقه باشد، تا بازی موش و پشک به صورت دقیق پیش برده شود.
از اینکه داعش اعلان کرده است که روزهای بدی در انتظار طالبان است، معنایش عملیاتی ساختن این فاز از قدرتیابی داعش در زیر زنخ طالبان است. این کار باعث میشود تا گروههای تروریستی خارجی، زیر چتر داعش، ظرفیت انجام عملیاتهای تروریستی را در منطقه شکل دهند و امنیت آسیای مرکزی و مناطق مرزی با چین و هم مرز غربی افغانستان با ایران را مورد تهدید جدی امنیتی قرار دهد.
نویسنده: عبدالناصر نورزاد