حالا دوباره عید فرا رسید و ما با موجی از پیامهای «رهبران» سیاسی و اجتماعی مواجه میشویم. از رؤسای جمهور و معاونین تا رؤسای اجراییه و شورا ها تنظیمها و سکانداران قومی همه برای مردم فقیر افغانستان پیام میفرستند.

به سه نکتهی همیشگی پیامهای مناسبتی که تلویحا تکرار می شود توجه کنید.
۱. شما مردم فقیر، بیچاره و درمانده هستید. اما حیف که ما را از دست دادید. از اینرو خاک بر سر شما و میهن شد.
۲. ما میهن معتبری داریم که همه سرمایهی آن در دل خاک مدفون است. اما صد حیف که ما را از دست دادید ورنه غنیترین سرزمین منطقه بودید.
۳. اسلام دین مقدس ماست و روزی خواهد رسید که ما فرزندان مجاهد و مسلمان شما دو باره بر میگردیم و میهن را با جهاد فی سبیلالله از وجود دشمنان اسلام نجات میدهیم.
حالا این آقایون در زندگی مرفه از ابوظبی، دوبی، انقره، استانبول، تهران، مشهد، اسلامآباد، دوشنبه، اروپا و امریکا به مردم افغانستان چنین پیامهای عیدی را در حالی مخابره میکنند که ۹۰ در صد مردم ما به فقر مواجه شده اند.
پیشنهاد میکنم اندکی مکث کرده و با تمرین ذهنی زیر این پیامها تحلیل کنید.
نخست، تلاش کنید با سکوت و آرامش به فحوای این پیام ها دقت کنید.
دوم، ذهن تان را بر کسانی متمرکز سازید که در عقب این پیام ها پنهان اند و بر ذهن شما موجسواری میکنند.
سوم، آنگاه به وضعیت کنونی خود، خانواده ها، مردم کشور که در خارج سرگردان هستند و سپس به فقر فلاکتبار که در میهن مستولی است، فکر کنید.
نتیجهی که از این تمرین ذهنی بر شما دست میدهد چه خواهد بود؟
ما با دو نتیجه بر میخوریم.
نخست، به قوم، تبار، زبان و مذهب خود میاندیشیم و این توهم بر ما مستولی میشود که چه فرصتهایی و چه رهبرانی را از دست دادیم. اینجا شما یک مخاطب بازنده هستید.
دوم، حالت رقتبار تحمیل شدهی کنونی ماحصل عملکرد همین رهبران دروغین است. از اینرو من باید مستقل بیاندیشم، تابوی این رهبران تحمیلی را در ذهنم بشکنم و برای گزینه های بهتر تلاش کنم. اینجا شما برنده این تمرین ذهنی هستید و پیامها را به عنوان یک تلاش سیاسی که اعتبارش را از دست داده است، میشناسید.
ملک ستیز