نخست اینکه من به شدت مخالف حمله روسیه به اوکراین هستم. من هر دو کشور را به خوبی میشناسم در آنها مدتی مشغول زندگی، درس و کار بودهام و به زبانشان آشنایی دارم. من فرهنگ سیاسی این سرزمینها را به خوبی میشناسم و به تاریخ، جامعه و ادبیات آن آشنایی دارم. حیف است که این دو سرزمین پر قدامت مشغول جنگ و بربادی شده اند.

اما در هر جنگ باید ریشه و عوامل آنرا مطالعه و شناسایی کنیم. وقتی شما به تاریخ روسیه و سرزمین امروز اوکراین، حوادث شصتساله اتحاد شوروی، جنگ سرد و گذار از آن را با سایر بازیگران از جمله ناتو مرور کنید درمییابید که چه عواملی باعث این جنگ تباهگر و منحوس میان دو سرزمین غنی و زیبای اروپای شرقی شده است.
دوم اینکه برخیها مرا به نقد میگیرند که خود در غرب لیبرال زندگی میکنم و شرق محافظهکار و مطلقگرا را حمایت میکنم. من این نقد را با دو دیده قبول دارم. اما لطفا به ملاحظات من توجه کنید.
من کارشناسی ارشدم را در انستیتوت روابط بینالمللی مسکو که مربوط وزارت خارجه اتحاد شوروی و روسیه کنونی است درس خوانده ام و با دکتورین سیاست خارجی روسیه و اطاقهای فکری آن به خوبی آشنایی دارم. از سوی دیگر دکتورای علوم و فلسفه سیاسی را از ایتالیا و غرب بدست آوردم و همین اکنون مشغول تدریس در دانشگاههای غربی هستم. این را برای توضیح موقفم مطرح کردم و به هیچ وجهه به معنای خودشیفتگی یا غرور نیست. کسانیکه مرا میشناسند به خوبی میدانند که من آدم فروتنی هستم. دلیلی که این موضوع را نوشتم اینست که من نگاه غرب و شرق را در باب این جنگ به بسیار دقت در دانشگاههای معتبر آنها آموخته، دنبال کرده و از آن نتیجهگیری کرده ام.
نقد در باب نقش غرب در جنگ روسیه، نقد مشروع است که اینجا در خود غرب، شرق دور و نزدیک و همه جهان نیز بسیار رایج است. تحلیلگران بزرگی در اروپا و امریکا پیرو این نقد هستند.
سوم اینکه من از تحریک ناتو برای گسترش جنگ در اروپا و در کل جهان متنفر هستم و این تنفر را در مجامع جهانی، سخنرانیها و نشستهای رسانهیی پنهان نکرده ام. تصور کنید که پوتین نه بلکه یک شخص بسیار صلحخواه رهبر روسیه میبود. آیا او میتوانست نشست ۳۱ رهبر ناتو را در زیر زنخ خود در شهر ویلنوس که فقط یک ساعت با پایتخت تاریخی روسیه فاصله دارد، تحمل میکرد؟
کسانیکه جیوپولیتک شوروی سابق را میشناسند، قطعا معنای این نشست را میدانند.
چهارم، من به عنوان یک شاگرد سیاست و روابط جهانی از سکوت مرگبار دیپلوماسی انزجار دارم. وقتی دیپلوماسی شکست میخورد جنگ جایگزین آن میشود. من منتقد سرسخت بیمایهگی دیپلوماسی در وضعیت کنونی هستم و این را نیز آشکارا مطرح کرده ام. کسانیکه به الفبای سیاست آشنا هستند این وازدگی و بیزاری مرا با جان و پوست درک میکنند.
پنجم باید باتاسف بگویم که برخی از دوستان در داوری شان پیرامون تحلیلهای من دچار سادهانگاری میشوند و بر من خُرده میگیرند. من پیشنهاد میکنم وقتی در باب تحلیلهای من داوری میکنید، بر این پنج نکته که در نوشته کنونی مطرح کرده ام، توجه نمایند. دوستان عزیز! من یک پژوهشگر و متخصص هستم. یکی از ویژهگیهای یک پژوهشگرِ متخصص، بیطرفی و عدالت در نگاه و تحلیل است. زیرا یک پژوهشگر با طرح تحلیلهای اشتباه آمیز شاید سبب پخش اطلاعات ناموجه شود که بدتر از یک متعصب عمل کند.
این نکات را برای توضیح بیشتر و بهتر در مورد کنشها و واکنشهای خود در باب جنگ روسیه و ناتو در سرزمین زیبای اوکراین نوشتم.
یکبار دیگر از اینکه نوشتههای مرا با دقت مرور میکنید، آنرا پخش میکند و به دوستان تان مشوره میدهید از شما صمیمانه مشکورم.
دوکتور ملک ستیز