خیرا اظهارات تند و صریح یک روحانی با نفوذ شیعیان افغانستان درمورد وضع محدودیت های شدید بر مراسم عاشورا و سرپیچی از دساتیر ضد شیعی طالبان درمحرم خبرساز شده است .
آقای سید محسن حجت ـ روحانی بانفوذ شیعه حین سخنرانی در میان عزاداران، از طالبان خواسته است که به مراسم محرم و مناسک شیعیان احترام گذاشته و محدودیت های وضع شده را ملغی قرار بدهند . او همچنان از تمام شیعیان افغانستان خواسته است که به محدودیتهای وضع شده از سوی طالبان اعتنا و توجهی نکنند.

آقای حجت به صراحت گفته است که آنها تا زمانی از حکومت طالبان تبعیت میکنند که مخالف مذهب شیعیان چیزی نگویند. او میگوید: “همانطور که ما به فرهنگ و مذهب دیگران احترام میگذاریم، از دیگران هم تقاضا داریم که مذهب ما را احترام بکنند … ما از این مملکت هستیم، از این حکومت هم تبعیت میکنیم، مخالف مذهب ما به ما چیزی نگوید. اگر گفت پرچم را پایین کن، ما نباید پایین کنیم، اگر گفت تابلو نزن، نباید گوش بدهیم… ”
طوری که معلوم است در ادامهی وضع محدودیتها و ممنوعیتهای طالبان بر شیعیان و مراسم و مناسک خاص مذهبی آنان، امسال طالبان میخواهند به بهانهی مسایل امنیتی، شیعیان افغانستان را از تجلیل شاندار و باشکوه محرم، به ویژه ایام تاسوعا و عاشورا هم منع نمایند.
طالبان که دراصل مخالف تجلیل عاشورا استند، با این مخالفت و دشمنی شان که بیشترعقیدتی و مذهبی است تا سیاسی و امنیتی، میخواهند مراسم عاشو را روز تا روز کمرنگتر سازند.
طالبان که هیچ ترس از پنهان کردن دشمنی شان با مذهب شیعه ندارند، باربار شیعیان را رافضیگویان به ریسمان کفر بسته و آنان را از دایرهی مقدس و بیکرانهی اسلام خارج دانسته اند.
بر همین مبنا، از دو سال به اینسو که طالبان قدرت را از امریکاییان تسلیم گرفته اند، محدودیتها و ممنوعیتها برشیعیان را مرحله به مرحله و گام به گام بیشتر و سختتر گردانیده اند.
ــ آنان روزعاشورا را که از دهها سال به اینسو در افغانستان رخصتی عمومی بود، از تقویم خارج کرده اند؛
ــ آنان جشن بر افراشتن جهندهی مزارعلی ابنابی طالب ــ اولین امام شیعیان را ممنوع اعلان کرده، با یک تیر دو نشان زدند: یکی اینکه جشن باستانی نوروز را از میان برداشتند و دیگر اینکه این روز مذهبی شیعیان و مسلمانان کشور را از اهمیت و معنا خالی نمودند.

ــ آنان فقه جعفری را در توضیح و تشریح احوال شخصی و دعاوی شرعی شخصی شیعیان منع و ممنوع قرار دادند؛
ـ آنان تدریس فقه جعفری در دانشگاهها را ممنوع نمودند.
ــ و بلاخره این گروه سلفی دیوبندی، بر مراسم تجلیل از محرم محدودیتهای شدید وضع کرده ، آرزو دارند حتا محرم و عاشورا را از میان بردارند.
اینها همه و همه گواه بر آن است که طالبان میخواهند مرحله به مرحله و گام به گام، یا با زور یا با خدعه و نیرنگ، محدودیتها و ممنوعیتها را بر شیعیان بیشتر و سخت تر کرده، در نهایت آنان را از صحنههای اصلی زندگی حذف نمایند.
به همه روشن است، شیعیان که بخش بزرگی از جامعهی ما استند، در طول تاریخ با دشواریهای زیادی دست و پنجه نرم کرده اند.
هر چند در برهههایی از تاریخ سلاطین و امیران مستکبری چون امیرعبدالرحمان خان خواستهاند که این مذهب و پیروان آن را تا سطح حذف و نابودی کامل سرکوب و منکوب نمایند؛ اما قادر به این کار نگردیده اند .
در دوران سلطنت محمد ظاهرشاه، با آنکه شیعیان از قدرت دولتی دور نگهداشته شده بودند، اما آزادی اجرای مراسم و مناسک مذهبی را بدست آورده بودند.
با بقدرت رسیدن حزب دموکراتیک خلق افغانستان، هرچند شیعیان همانند سایر گروههای مذهبی و قومی در قدرت شریک ساخته شدند؛ اما نگاه و برخورد حزبی و ایدئولوژیک با این مساله، بازهم نتوانست شیعیان را مورد توجه جدی قرار بدهند.
روی کارآمدن گروه های مجاهدین نتنها نتوانست شیعیان را شریک قدرت سازد بلکه آنان را ضعیف تر و متفرق تر از پیش نمود.
شاید طلاییترین دوران سهم دادن شیعیان به قدرت دوران حکومتداری حامدکرزی و محمد اشرف غنی بود؛ اما درین دوران نیز افرادی را به قدرت سهیم ساختند که بجای نمایندهگی و رسیدهگی به شیعیان همه کیسههای خود را پر از زر کرده و به منافع شخصی و حزبی خود بیشتر پرداختند .
واکنون در دوران طالبان و پس از دوسال حکومتداری این گروه، جایگاه و وضعیت شیعیان پر از ابهام و نگرانی باقی مانده است.
طوری که دیده می شود، طالبان، شیعیان این کتلهی بزرگ مذهبی افغانستان را به طرد شدهترین گروه مذهبی مبدل کرده اند.
تاکنون طالبان هیچ راهکاری در زمینه سهیم ساختن شیعیان در قدرت و ساختار دولتی ارائه نداده اند.
آنان نتنها راهکاری برای شریک کردن شیعیان در جامعه و ساختار حاکمیت دولتی ندارند؛ بلکه با منع قراردادن فقه جعفری، جایگاه حقوقی و عقیدتی شیعیان را نیز ویرانتر کرده اند.
اساساً طالبان نتنها به تشیع بلکه به تمام مذاهب و طریقههای اسلامی به جز طریقهی سلفی دیوبندی خود شان پروا و پایبندی نداشته، اگر توان داشته باشند هم اهل تشیع و هم سایر مذاهب و طریقه ها را با زور یا با خدعه به طریقه ی دیوبندی در می آورند.
درست متکی به همین قرائت و به اساس همین هدف و نیت است که به حمایت پولی برخی کشورهای عربی، کار اعمار هزاران مدرسهی دینی در سراسر افغانستان روی دست گرفته شده و بشدت به پیش برده میشود. همچنان برمبنای همین نیت است که نصاب درسی و سیستم تعلیم و تربیه درمکاتب و دانشگاهها با سیستم دیوبندی اسلامی عیار میگردد که تاریخ نذیر آن را نه در افغانستان و نه در هیچ کشور اسلامی دیگر تجربه کرده است.
طوری که دیده میشود اکنون براساس دستور کرنیل هبتالله ـ رهبر پشت به مردم طالبان، اعمار مساجد و مدارس دینی در مناطق مختلف افغانستان به یک هم چشمی و رقابت میان والیان و فرماندهان طالبان مبدل شده و هرکدام قصد دارد تا زودتر مدرسههای بیشتر و بزرگتر دینی در محلات و مناطق شان اعمار نمایند.
و براساس اظهارات رسمی مقامات وزارت معارف طالبان، درهر ولایت یک مدرسهی بزرگ جهادی و در هر ولسوالی سه تا ده مدرسهی ابتدایی دینی باید اعمار شود. فرماندهان طالبان برای نشان دادن تعهد و ایمان شان به امارت طالبان حتا در هر قریه میخواهند یک مدرسهی دینی دیوبندی اعمار نمایند.
بسیاری تاجران که نخواستهاند نام شان گرفته شود شهادت داده اند که طالبان برای ساخت این مدارس حتا با زور از آنان پول طلب کرده اند.

فشرده اینکه اعمار مدارس دینی دیوبندی بجای مکاتب مدنی و حتا به جای مدرسههای مذاهب و طریقههای دیگر، نیت رسمی دولتی امارت طالبان است که اگر دوام بیاورند میخواهند همه را پایبند همین طریقه ی سلفی دیوبندی ساخته و اگر بتوانند تشیع را زودتر ازهمه از صفحهی روزگار محو نمایند . که این کار نه محتمل است و نه در توان گروه مزدور تروریستی که ادامهی اقتدار و حیات خود شان را هیچ نیرویی نمی تواند تضمین نماید .
نوشته ی: اسماعیل فروغی