خبرگزاری باختر که در کنترول طالبان است و از آن به عنوان رسانهای رسمی این گروه یاد میشود، اعلام کرده که به زودی نشرات خود را به زبان چینی آغاز میکند.
در بیانیهای که در این خبرگزاری منشتر شده آمده که علاوه بر زبانهای دری/فارسی، پشتو، انگلیسی، روسی، ازبیکی، اردو و عربی قرار است زبان چینی نیز افزوده شود.
در بیانیه گفته شده پس از این تمامی اخبار، اطلاعات و اعلامیههای رژیم طالبان به زبان چینایی هم منتشر و در اختیار مخاطبان این زبان قرار میگیرد.
گذشته از مسایل روزنامهنگاری و توسعه حوزه زبانی این خبرگزاری، این یک پیام واضح و آشکار را مخابره میکند و آن جان گرفتن چینیها و گسترش قدرت این کشور در افغانستان است.
برای اینکه قدرت و نفوذ چین در افغانستانی تحت حاکمیت طالبان را بررسی کنیم الزاما باید به عقب برگردیم.

هنگامی که طالبان در ۱۵ اگست ۲۰۲۱ قدرت را در افغانستان بدست کرفتند، اکثر کشورها نمایندگی دیپلماتیک خود را در کابل تعطیل کردند و شروع به تخلیه شهروندان خود از افغانستان کردند. اما چهار کشور این کار نکردند و یا در کابل برخی از دیپلماتهای خود را نگهداشتند؛ چین، پاکستان، روسیه و ایران که این کشورها تصمیم به ادامه کار با طالبان گرفتند.
چین یکی از اولین کشورهایی بود که یک کانال دیپلماتیک با طالبان ایجاد کرد و اعلام کرد که آماده برقراری روابط “دوستانه” با این رژیم است.
البته زمینه برای این تصمیم از قبل فراهم شده بود. در طول سالها، چین ارتباط مستقیم با طالبان را حفظ کرده بود.
پس از خروج نیروهای آمریکایی از افغانستان، چین اولین کشور خارجی بود که وعده کمک های بشردوستانه اضطراری (به ارزش ۳۱ میلیون دالر) را به افغانستان را داد.
وانگ یی، وزیر خارجه چین، قبل از سفر خود به هند در ماه مارچ ۲۰۲۲، سفری غیرمنتظره به افغانستان داشت و با همتای افغان خود در کابل دیدار کرد. پکن همچنین از طالبان دعوت کرد تا نماینده خود را به سومین نشست وزیران امور خارجه در میان کشورهای همسایه افغانستان که در شهر تونشی در ۳۱ مارچ ۲۰۲۲ برگزار میشد، بفرستند.

جامعه جهانی از رژیم طالبان خواسته است که اصلاحات فوری را در شیوه حکومتی خود ایجاد کنند، مثلا شریک کردن تمامی اقوام در قدرت، احترام گذاشتن به حقوق تحصیل دختران و کار زنان و قطع ارتباط با گروههای تروریستی. اما چین بدون در نظر گرفتن این درخواستها روابط خود را با طالبان گسترش داده است.
کارشناسان میگویند که استراتژی چین در افغانستان بر اساس منافع اقتصادی و امنیتی این کشور استوار است اما از جانب دیگر و در جبهه امنیتی، پکن با تهدیدهایی از سوی گروه های خاصی مواجه است که آنها را به عنوان سازمانهای تروریستی معرفی کرده و گمان می رود در خاک افغانستان فعالیت می کنند.
نگرانی اصلی این کشور چگونگی مهار بی ثباتی منطقه ای و از بین بردن هرگونه پتانسیل تبدیل شدن افغانستان به پناهگاه امن برای گروه های تروریستی، به ویژه شبه نظامیان اویغور در این کشور است.
منافع اقتصادی چین در افغانستان حول سرمایه گذاری های قابل توجه در بخش معدن – معدن مس عینک و قرارداد استخراج نفت در ولایات شمالی فاریاب و سرپل است.
هر دو پروژه سال ها به دلیل وضعیت بد امنیتی و بیم از حملات طالبان متوقف بود.
بر اساس گزارش ها، ده ها شرکت معدنی چینی در ماههای اخیر به کابل آمده اند و به دنبال قرارداد برای معادن بیشتر اند.
طالبان برای خودکفایی اقتصادی خود به معادن افغانستان روی آورده و شروع به استخراج آنها کرده اند. طالبان همچنان قراردادهای بزرگ استخراج معدن را با شرکت های چینی امضا کرده اند.
از جانب دیگر، کارشناسان اقتصادی میگویند که چین به عنوان یک قدرت بزرگ اقتصادی در جهان به مواد خام نیاز دارد و کشورهای منطقه از نظر آنها منابع اقتصادی خوبی هستند و میتواند به راحتی از آنها بهرهمند شود.
پروژه های ابتکاری کمربند و جاده چین همچنین قلمرو افغانستان را دور می زند، در حوزه امنیتی، سیاست گذاران چینی نگران چگونگی بی ثباتی در دوره پسا امریکایی هستند.
در چند ماه گذشته، طالبان علاقه شدید خود را برای همکاری با چین و رفع نگرانیهای این کشور نشان داده اند، اما پکن همچنان در مورد سیاستهای خود در افغانستان محتاط است.
کارشناسان میگویند هر چند شرکتهای چینی بر سر عقد قرارداد معادن افغناستان باهم رقابت میکنند، اما شرکتهای بزرگ این کشور هنوز وضعیت سیاسی و امنیتی افغانستان را برای عقد قراردادهای کلان مناسبت نمیدانند.
تاریخ روابط
در دهه ۱۹۹۰، چین از معدود کشورهایی بود که طالبان را به عنوان حکومت قانونی افغانستان به رسمیت شناخت. این به رسمیت شناختن بر اساس منافع استراتژیک چین در منطقه، از جمله تمایل این کشور برای مقابله با نفوذ هند در افغانستان و جلوگیری از گسترش افراط گرایی اسلامی در منطقه ناآرام سین کیانگ چین بود.
در این دوره، چین از رژیم طالبان حمایت دیپلماتیک و به آن کمک های اقتصادی کرد که در آن زمان درگیر جنگ داخلی با دیگر گروههای افغان بود.
چین همچنین از تلاشهای پاکستان برای میانجیگری مذاکرات صلح بین طالبان و دولت افغانستان، به عنوان بخشی از استراتژی گستردهتر آن برای ایجاد ثبات در منطقه حمایت کرد.
با این حال، پس از حملات ۱۱ سپتامبر ۲۰۰۱، چین موضع خود را در قبال طالبان تغییر داد و به ائتلاف بینالمللی که آنها را از قدرت برکنار کرد، پیوست.
نگرانیهای چین در مورد هراس افکنی تروریسم و جدایی طلبی در منطقه سین کیانگ، این کشور را مشتاق به همکاری با ایالات متحده و دیگر قدرت های غربی در مبارزه با افراط گرایی اسلامی کرد.

ترس چینیها
چین و افغانستان ۷۶ کیلومتر مرز مشترک دارند که با منطقه سین کیانگ چین (محل سکونت اقلیت مسلمان اویغور) هم مرز است.
چین هنوز هم نگران است که کنترل منطقه مرزی خود با افغانستان را از دست بدهد، به همین دلیل «چین گانگ» وزیر امور خارجه تازه منصوب شده این کشور، تاکنون دو بار در عرض ماههای گذشته با امیر خان متقی وزیر امور خارجه طالبان دیدار کرده است. چین از بی ثباتی در منطقه مرزی با افغانستان می ترسد و به همین دلیل علاقمند به توسعه و تقویت روابط با کابل است.
محمد زرین؛ خبرنگار