چند وقت میشود سخنرانیهای علمای کرام را به منظور تقویت معلومات دینیخود، پیگیری میکنم.
در این مدت به نتایجی دست یافتم که خدمت شریک میسازم:

- علمای معزز وطنی ما با علمای دیگر کشورهای اسلامی، از منظر موضع و دیدگاه در خصوص بسیاری از مسائل، متفاوت و حتی مخالف اند.
- از دید برخی علمای افغانی، علم مباح است و تعصب روا، اما از دید علمای جهان اسلام علم فرض و تعصب گناه است.
- علمای جهان همچون داکتر نایک، مفتی منک و…. بر دعوت پیروان دیگر ادیان تاکید میکنند و علمای ما بر کشتن آنان.
- اسلامی که علمای جهان معرفی میکنند، دینی کامل با فرهنگ، سازگار با علم و معطوف به مسائل کلان است، اما اسلامی که علمای ما معرفی میکنند، بیشتر معطوف به روابط زنا شویی، شیوه رابطه زنا شویی و در کل مسائل درون تمبانی معطوف است.
- علمای جهان در کمتر مواردی اختلاف نظر دارند در حالیکه علمای ما حتی سخن خود را هم رد میکنند. مثلا یک عالم جید وطنی میگوید مالیه در اسلام حرام است ولی سه روز بعد در یک سخنرانی خود میگوید اگر آمریکا را فتح کنیم، فقط ۵ درصد مالیه میگیریم.
- عقلانیت در نزد علمای جهان حائز اهمیت است و در مباحث و دعوتگری مسائل را با عقلانیت ارائه میکنند تا مخاطب به حقانیت دین آگاه شوند، حال آنکه عقلانیت نزد علمای وطنی پشیزی اهمیت ندارد. مثلا، علمای ما میگویند آمریکا را فتح میکنیم؟ روزی آمریکا برای کارگری شهروندانش در افغانستان عزر خواهد کرد، اما نمی گویند با کدام دانش، سلاح و قدرت؟!
-

اصغر یاور؛ نویسنده - علما جهان با تکیه بر ادله دین حکم میکنند، حال آنکه علمای ما نسبت به خواست حکام، فتوا صادر میکنند، هر که را بخواهند تکفیر میکنند، دروازه بهشت را از هر جا بخواهند میگشایند و هجرت را که سنت پیامبر است، پایان یافته اعلام میکنند و ملیونها مسلمان ساکن در بلاد غیر اسلامی را کافر اعلام میکنند.
- علمای اهل سنت ایران برای وطن ما نظام اسلامی را تایید میکنند که آموزش و کار زنان را ممنوع کند و برای خود، نظام سکولار غیر دینی که حجاب اجباری را بردارد. و ده ها مورد دیگر که در این مقال نمیگنجد. در حیرتم که این همه تضاد چرا؟ تکلیف مردم چیست؟
- اصغر یاور، نویسنده