اخیراً قاری محمد یونس راشد، معین جوانان وزارت اطلاعات و فرهنگ طالبان طی نشستی با جوانان بامیانی گفته است که افغانستان به ادبیات فارسی نیاز ندارد و تدریس ادبیات فارسی در دانشگاهها موضوعی بی اهمیت است.

او در این باره توضیح داده است که: “لازم نیست ما زبان و ادبیات فارسی بیاموزیم؛ بلکه جوانان باید رشتهها و حرفههایی را بیاموزند که از طریق آن بتوانیم ابزار پیشرفتهی جنگی تهیه کنیم .”
این سخنان راشد، نه از روی شوق بلکه برخاسته از سیاست فارسی ستیزانهی طالبان و آنعده نظریهپردازان فاشیست و قوم پرستی است که میخواهند سرزمین افغانستان را از هویت و تاریخاش جدا و بیگانه سازند.
این سخنان سخیف، برخاسته از سیاست فارسیستیزانه و قوم پرستانهی همان هاییست که با صراحت و بیترس میگفتند: “افغانستان خانهی فارسیزبانان، تاجیکان، هزارهها و اوزیکان نیست. همه باید گورشان را گمکنند، تاجیکان به تاجیکستان، اوربیکان به اوزبیکستان و هزاره ها به گورستان بروند.”
این نظریهپردازان خرابکار که حالا همه در بارگاه طالبان، حیثیت مشاوران و دستیاران را دارند، بخوبی میدانند که حالا در پرتوی حاکمیت زورگوی تکقومی طالبان، به آسانی میتوانند به زبان فارسی و فارسیگویان صدمههای بزرگی وارد کنند.
آنان این را نیز بخوبی میدانند که زبان فارسی دریچهی روشنی بسوی آشنایی با جهان و معرفت است. اگر فارسی را از مردم بگیریم، معرفت را از مردم می گیریم و به این وسیله هویت و فرهنگ مردم را به آسانی نابود می توانیم.
اگر امروز طالبان تصاویر شاعران بزرگ فارسی را از دیوارهای دانشکدهی ادبیات دور می کنند؛ اگرامروز طالبان فهرستی از واژههای فارسی تهیه کرده، دستورمیدهند تا این واژهها به کار برده نشوند؛ اگر امروز طالبان نامهای فارسی شماری از ادارات دولتی را به پشتو تغییرداده و اکثرعنوانهای فارسی را از تابلوهای محلات مهم دورکرده و از کارمندان میخواهند تا فارسی ننویسند و صحبت نکنند؛ و اگر در مقامات دولتی و اداری مملکت، فارسی زبانان به ندرت مشاهده میشوند؛ همه و همه نشانهی همان سیاست فارسیستیزانهی انگریزی ــ پاکستانیِ است که حالا با صراحت از زبان معین وزارت اطلاعات و فرهنگ طالبان انعکاس میکند .
به باور من کوشش فارسیستیزان بیهوده است، دشمنی با زبان فارسی دشمنی با یک فرهنگ بزرگ است . نه اعراب نه مغولان و نه انگریزیان؛ نهتنها که نتوانستند به فارسی ضرر و ضربهای برسانند؛ بلکه خود آنرا آموختند و حتا به فارسی شعر سرودند .
این دیوانهگان تازه به قدرت رسیده که با فارسی دشمنی می ورزند باید بدانند که فارسی تنها زبان نیست. فارسی یک تاریخ است، یک تمدن و یک فرهنگ است.

فارسی زبان دوم تمام جهان اسلام است. زبان مولانای بزرگ بلخ، زبان امام بخاری، زبان سلمان فارسی، زبان فخر رازی، زبان امام اعظم ابوحنیفه، زبان ابوعلی ابن سینای بلخی، زبان میرزا عبدالقادر بیدل دهلوی، زبان فردوسی طوسی، زبان حافظ شیرازی، زبان جامی هروی، زبان سنایی غزنوی و زبان لاهوتی و رودکی سمرقندی است.
زبان فارسی سده ها زبان رسمی سلسلههای گونهگون تاریخ بوده است و هرکه با این زبان دشمنی ورزیده است سرافگنده و شرمسار تاریخ شده است.
اسماعیل فروغی؛ نویسنده