اجرای کلمهیشهادتین بر زبان یکفرد شیعهی اسماعیلی توسط تالبان، به روشنی ثابت میکند که ماهیت مذهبی و فکری تالب، مانند دیگر گروههای تروریستی است و هیچ تفاوتی ندارد.

تالب و داعش و القاعده تنها نامهای متفاوتند از نظر گوهر هیچفرقی باهم ندارند. تکفیری بودن وجه اشتراک همهی گروههای تروریستی است.
تالب اگر اکنون کمی مدارا میکند تنها به دلیل ترس از فرو ریختن پایههای قدرتشان است. درصورتی رفع تهدیدات از نظر تالب، دایره کفر بسیار گستردهتر است.
این دایره نه تنها شامل شیعیان بلکه تمام اقوام دیگر را در بر خواهد گرفت. فقط مکمن است بهانهی هر کدام متفاوت باشد.
ازبیک به دلیلی و تاجیک به دلیل دیگر. روزی خواهد رسید که زبان فارسی را زبان کفر والحاد اعلام کنند. کافی است نسبت زردشتی را به آن اضافه کند.
چه دلیلی بالا تر از آن؟! این که معین تالب در بامیان میگوید مردمافغانستان به زبان فارسی نیاز ندارد. منظورش زمینهسازی حذف تنها زبان فارسی نیست. منظور حذف فارسی زبانان است.
از نظر او افغانستان به فارسی زبان نیاز ندارد. نیاز ندارد یعنی فارسی زبان نباید در افغانستان وجود داشته باشد. افغانستان همچنان که حکومتش تک قومی است باید فرهنگ وزبانش نیز تک قومی باشد. باید دیگر اقوام یا صد در صد ادغام و یا نابود شوند. تالب مصمم است تا پروژه ناتمام عبدالرحمان را به اتمام برساند.
اما با دریغ ودرد نخبگان سیاسی و فرهنگی زبان فارسی در فکر نقد همدیگرند.
سیاستگرانشان در فکر تضعیف همدیگر و فرهنگیان شان برای هزارمین بار همدیگر را نقد میکنند. گروههای کوچکی در فضای مجازی ساخته اند تا همدیگر را لت و پار نموده و از بیخ و بن برافکنند.

سقوط جغرافیا و کشور و شهر به کام هیولا مهم نیست. مهم این است که شاعر، هنرمند و حریف سیاسی من نباید نفس بکشد. وقتی من سیاستگر دنیای مجازیام دیگر کسی نباید از سیاست سخن بگوید. وقتی من نام خود را شاعر قلم داد کرده ام دیگر نباید کسی جسارت کند و عنوان شاعری را سرقت کند. اگر من روشنفکرم دیگران همه مرتجعاند. وارثزبان فارسی تنها منم. زبان فارسی بیش از یک وارث نمیتواند داشته باشد بدون شک آن یک وارث خودم هستم. جغرافیای فارسی مهم نیست من باید سند انحصار وراثت برای خودم درست کنم. پنجشیر و بامیان واقعی را از دست داده ایم اما برای پنجشیر و بامیان خیالی با هم مویکشک میکنیم. با چنین وضعیتی چه شبهای تاریکی پیش روی خود خواهیم داشت؟! شاهد چه سیاه روزیهای خواهیم بود؟!
قمبرعلی تابش؛ نویسنده