مشروعیت
برای رهایی از خشم مردم برای آنها خدمات بهتر فراهم کنید، به آنها نقش فعالتر دهید تا از طریق مشارکت سیاسی بر سرنوشت خود تصمیم گیرند.

مالیات را به گونهیی اخذ و سازماندهی کنید تا مردم نه تنها پرداختکننده باشند بل مستفیدشونده نیز باشند. به صحت، بهداشت، فرهنگ و آموزش آنها توجه کنید تا رفاه به دروازههای خانههایشان بیاید. دولت را به چتر حمایتی ارزشهای شهروندی و رعایت کرامت انسانی تبدیل کنید.
حکومت را به ماشین خدمات، تولید و توسعه برگردانید. محاکم را به میدان وجدان و سرزمین عدالت مبدل سازید و پارلمان را به خانه مردم مشابه سازید تا مشروعیت معنا پیدا کند.
عدم مشروعیت
برای رهایی از خشم مردم، آنها را تهیدید کنید. برای درخواست مردم از آزادی و انسانیت آنان را تحقیر کنید. برای فرار از غضب مردم آنها را شکنجه و زندانی کنید. برای رهایی از مسئوولیتپذیری، منتقدین تان را به رگبار ببندید. برای رهایی از نافرمانی بر گردن مردم تیغ دین و ایدئولوژی بکوبید. برای اطاعت از آوامر تان امیر یا سلطانی را برگزیند که از نام خدا ظاهر شود و به نام خدا بر مردم حکم راند.

امیر تانرا مقدس جلوه دهید تا نقد بر او گناه پنداشته شود و مرتکبین گناه را به کیفر رسانید. حکومت را بدست مهیبترین قاتلان بسپارید. دیوار استبداد فکری را به دور محاکم بنا کنید. پارلمان را نابود و نقش مردم را در نظام ناپدید سازید.
دوکتور ملکستیز؛ نویسنده