در جوامع شرقی که بیشتر تحت احساسات مذهبی، عاطفی و انسان دوستانهاند، نحوه انتخاب مهرهها از جانب سازمانهای استخباراتی، از طیفها و قشرهای تاثیر گذار جامعه صورت میگیرد.
در کشورهای عمدتا مذهبی و جوامع سنتی که مذهب و دین حرف اول را میزند، انتخاب مهرههای استخباراتی برای پروژههای امنیتی از میان قشر روحانیون صورت می گیرد. زیرا این قشر با توجه به نفوذ گستردهای که در میان مردم دارند، زودتر میتوانند اهداف استخباراتی را بر آورده سازند. ولی در جوامعی که نقش مذهب و دین علاوهبر سنت کم است، این نقش را هنرمندان، استادان دانشگاهها و حتی نویسندهگان سرشناس به عهده میگیرند. به هر حال، نقش روحانیون در موفقیت یک پروژه استخباراتی در کشورهای فقیر و عقب مانده، به چند علت، مهم و قابل توجه است:

اول، سخن طبقه روحانی که منبر یک مسجد را در اختیار دارد، بیشتر تاثیر گذار بر ذهنیت مردم است، چون مردم از نیت و قصد یک روحانی در نحوه ایراد سخنرانی آگاه نیستد و بیشتر به جنبه اعتقادی و مذهبی، توام با احساسات با آن نگاه میکنند، اثر آن بر ذهنیت مردم، به مراتب موثر تر و قابل توجه است. نحوه تصویر سازی از دروغهای دور از واقعیت که با دنیای سیاست همخوانی نزدیک دارد، باعث میشود مردم تصور کنند که آنچه را یک روحانی میگوید، ارتباط مستقیم با ارزشهای اعتقادی آنها دارد و برگه از توصیههای دینی است. نمونههای بیشتر و زیاد تر آن در حال و گذشته وجود دارد.
دوم، طبقه روحانی، قشر عمدتا بیخبر از واقعیتهای سیاست، بریده از درک اهداف سازمانهای استخباراتی و موجود بی خبر از واقعیتهای عینی جامعه اند. اینها، حتی با احساسات با ارزشهای دینی برخورد میکنند و هر مسئله را با خشونت میخواهند تصمیم بگیرند و فیصله کنند. در حالیکه در قرآن کریم به تحقیق و ارزیابی همه جانبه خبرها و رخدادها به کرات تاکید شده و توصیه شده تا تصمیم بدون مشورت گرفته نشود. یا ایها الذین امنوا إن جاءکم فاسق بنبإ فتبینوا أن تصیبوا قوما بجهالة فتصبحوا علی ما فعلتم نادمین؛ (سوره مبارکه حجرات، آیه ٦)؛ ای کسانی که ایمان آوردهاید؛ اگر فاسقی برای شما خبری آورد، تحقیق کنید تا مبادا ندانسته به گروهی بیگناه حمله کنید و بعد که اطلاع پیدا کردید از کار خود پشیمان شوید. کلمه فاسق به فردی اطلاق میشود که اطاعت خداوند متعال را نمیکند و به سمت معصیت الهی میرود. خدای سبحان در این آیه اصل عمل کردن به خبر را اشاره میکند؛ اما در مورد شخص فاسق و کسی که اطاعت خدواند متعال را نمیپذیرد؛ دستور میدهد نه رد کنید و نه قبول، بلکه تحقیق کنید. در واقع با امر به تحقیق، پرده از بیاعتباری خبر فاسق بر میدارد.
اما مشکل اصلی این است که این قشر، نه تنها اینکه شناخت درست از ترفندهای استخباراتی ندارند و علم کافی برای اتکا به آن؛ بل با تاریخ کشور و تاریخ اسلام عمدتا بیگانه اند و هیچ مطالعه و برداشت درستی از واقعیتهای عینی تاریخی اسلام ندارند تا در پرتو آن از اشتباه پرهیز کرده و تصمیم عجولانه نگیرند. این قشر در تکفیر و مردود ساختن، چهرهها، افراد و ساختارها، نقش کلیدی بازی میکنند و چون ابزار حمایت مردم را در اختیار دارند، بنا به یک قوه غیر قابل انکار مبدل میشوند و قدرت خارق العاد مییابند؛
سوم، قشر به اصطلاح روحانیون، به زودی همانند دیگر انسانها، تسلیم زر و زور میشوند و مجذوب مادیات میگردند و برای تحصیل آن از هر راهی، سر انقیاد مینهند. این ضعف در تمام انسانها وجود دارد، اما در قشر روحانیون بیشتر برجسته است. شاید قابل تعجب نباشد و یک امر عادی تلقی شود که چرا اکثر قشر روحانیون، دارای آرگاه و بارگاه اند و امکانات خوبی مادی در اختیار دارند. بیشتر به مادیات فکر میکنند و تلاش کنند تا جیفه دنیا را که بقایی ندارد، همواره مملو نگهدارند؛
سوم،روحانیون هیچ گاه با واقعیتها آشتی نمیکنند. این کار باعث میشوند تا از رساندن پیام اصلی دین که رساندن پیام حقیقت است، انحراف کرده و شانه خالی نمایند. حقیقتجویی و به دنبال شناخت حق و حقیقت بودن چیزی است که جزو سرشت و فطرت انسان است. اما تمرد از آن، امر طبیعی، اغلب به این اساس است که این موضوع در قرآن چنین مطرح شده است: «فَأَقِمْ وَجْهَکَ لِلدِّینِ حَنیفاً فِطْرَتَ اللَّهِ الَّتی فَطَرَ النَّاسَ عَلَیْها لا تَبْدیلَ لِخَلْقِ اللَّهِ ذلِکَ الدِّینُ الْقَیِّمُ وَ لکِنَّ أَکْثَرَ النَّاسِ لا یَعْلَمُون» (سوره روم، آیت 30) ترجمه؛ پس روى خود را متوجّه آیین خالص پروردگار کن! این فطرتى است که خداوند، انسانها را بر آن آفریده، دگرگونى در آفرینش الهى نیست، این است آیین استوار ولى اکثر مردم نمىدانند. این آیه میفرماید دین حنیف؛ یعنى دینى که از تمام کجیها، انحرافات، خرافات و گمراهیها به سوى حقیقت، راستى و درستى متمایل شده است، همان آیین اسلام و همان آیین پاک و خالص خدا است.

مجموع این جمله چنین معنا مىدهد که توجه خود را دائماً به سوى آیینى داشته باش که از هر گونه انحراف و کجى خالى است؛ یعنی دین حق است و حق جویی را خداوند در سرشت همه انسانها قرار داده است. در حالیکه اکثریت قشر روحانی به دنبال استفاده جویی از مقام و اعتبار خود در جامعه برای کسب اهداف شخصی و گروهی اند. سازمانهای استخباراتی با درک چنین ضعف، تلاش میکنند با راضی ساختن این قشر، آنها را زود تر به استخدام در آورند و بازیچهی بازیهای خود سازند؛
چهارم، قشر روحانیون با ضعف بزرگ عقده و کینه، حسادت و بدبینی، زود تر طعمه سازمانهای استخباراتی میشوند. عصبیتهای مذهبی، قومی و زبانی بیشتر به این ضعف دامن میزند و باعث میشود، روحانیون در هر سطحی، زودتر در دام بیفتند و جز یک پروژه استخباراتی شوند.
در آیات قرآن هم از رد کینه، حسادت و بدبینی سخن به میان آمده وآن را صفتی زشت و ناپسند در آدمی دانسته و پیامبران(علیهم السلام)، مومنان و اهل بهشت را از آن مبرّا و پاک دانسته است.
« وَلَا تَسْتَوِی الْحَسَنَةُ وَلَا السَّیِّئَةُ ادْفَعْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِی بَیْنَکَ وَ بَیْنَهُ عَدَاوَةٌ کَأَنَّهُ وَلِیٌّ حَمِیمٌ»( سوره فصلت آیه 34) هرگز نیکی و بدی یکسان نیست؛ بدی را با نیکی دفع کن، ناگاه (خواهی دید) همان کس که میان تو و او دشمنی است، گویی دوستی گرم و صمیمی است! با چنین پیام قوی از قرآن کریم، روحانیون، تسلیم مادیات دینوی شده و آمال و آرزوهای انسانی را از پس منبر دنبال میکنند. در حالیکه حسادت و کینه در اسلام مردود است و به اساس نصوص صریح قرآن کریم، توصیههای زیادی در این خصوص برای مومنان شده است.
به هرحال با مدنظرداشت این واقعیتها، سئوالی خیلی مهمی در ذهن پرسشگر خطور می کند که چرا سازمانهای بزرگ استخباراتی با امکانات وافر مالی و اقتصادی و توانایی فوقالعاده امنیتی، ابزارهای را از میان قشر روحانیون انتخاب می کنند؟ این سئوال مستلزم جواب های ذیل است:
اول: استخدام قشر روحانیون با مدنظر داشت دلایل بالا خیلیها ساده است و امکان بالای استخدام آنها برای اهداف سازمانهای استخباراتی وجود دارد. پی بردن به ضعف انسانهای مورد نظر سازمانهای استخباراتی، از اولین قدمها برای جذب آنها در پروژههای استخباراتی، محسوب میشوند؛
دوم: زرق و برق زندگی تشریفاتی و مادیات دینوی، از همه بیشتر به قشر ملاها قابل جذب است. و این قشر زود تر به دام میافتند. حرص و طمع این قشر با گرانی چند برابر، نه تنها، شرایط را برای جذب آنها در پروژههای استخباراتی مساعد میسازد، بل زمینه را مهیا میکند تا ضعف برای ابد، تلهی برای گیر افتادن شان در چنگ سازمانهای استخباراتی باشد؛

سوم: قشر ملا ها زود تر از احساسات کار میگیرند و این احساسات است که اساس هر عمل عجولانه را میگذارد. ملاها با قوه قهریه بالا، احساسات زایدالوصف و هیچان بیمانند، هر تصمیم را به اساس احساسات، اتخاذ میکنند تا در روشنایی عقل و منطق ناشی از دستورات دینی.
پس بر ایند این بحث، این خواهد بود تا دیده شود که قشری که بیشتر قربانی و طعمههای سازمانهای استخباراتی اند، قشر روحانی و ملا ها اند. سازمانهای استخباراتی و شبکههای متصل ان، از این ضعف فطری این قشر به خوبی آگاه اند و همواره از این قشر به عنوان ابزار جهت اجرایی ساختن برنامههای استخباراتی شان، بهره میبرند. ضعفی که نه تنها ملتی را بر باد میدهد بلکه دینی را بدنام می سازد که پیامش انسانیت است و اعتماد.
نویسنده: عبدالناصر نورزاد